تبليغاتX
بهداشت توسعه آینده
بیائید سالم بمانیم

اكس ماده اي توهم زا ومحرك است. اين مواد به صورت پودر نيز موجود است. توليدكنندگان اين قرص ها

اكس ماده اي توهم زا ومحرك است. اين مواد به صورت پودر نيز موجود است. توليدكنندگان اين قرص ها

كه عمدتا دراروپاي غربي وجنوب آسياي شرقي هستند، اين قرص ها را در بيش از صدنوع ، صدرنگ و

بااسامي فريبنده در اختيار جوانان و نوجوانان قرار مي دهند تا آنان را براي مصرف اين مواد تشويق وترغيب

كنند.  قرص اكس و كپسول هاي آن وارد بازار ايران شده است و جوانان بيشتر اين قرص را به عنوان

قرص شادي ، قرص فراري ، ميتسوبيشي مي شناسسند. افزايش انواع اين قرص در ايران باعث شده ا

ست تا اين قرص در بازار به ٧٥٠ تومان نيز عرضه شود.  تحقيقات نشانگر اين حقيقت تلخ است كه

مصرف كنندگان اين قرصها به دليل فشارهايي كه پس از مصرف اين قرص به روح ، روان و جسمشان وارد

مي شود، اگر از مرگ نجات يابند دچار افسردگي هاي خطرناك وبيماريهاي روحي مي شوند.  جواناني

كه اقدام به مصرف اين قرصها مي كنند به دليل اينكه دچار توهماتي در بينايي ، شنوايي و ديگر حواس

مي شوند به اين علت بدون اينكه متوجه خطرات بشوند دست به كارهايي مي زنند.

 

 چراغ ها خاموش است. گروهي از جوانان مشغول پايكوبي و رقص هستند. برپا كننده پارتي گوشه اي از سالن ايستاده است و در زير نور كمرنگ و ضعيف به ميهمانان جوانش نگاه مي كند. چند ساعت است كه آنان به رقص ادامه مي دهند. هيچكدام از آنان دست از فعاليت بر نداشته اند. عرق از سر و روي شان جاري است. چند دختر و پسر جوان دست به سوي بطري مشروب مي برند تا كمي از عطش را كه به جانشان نشسته است فرو بنشانند، افشين در ميان تمام ميهمانان انگار از همه سرتر است. تيپ زيبايي كه دارد باعث شده است تا صاحب پارتي از طريق او دهها جوان را به اين محل بكشاند و با فروش قرص هاي اكس پول خوبي به جيب بزند.
افشين احساس گرماي شديدي مي كند، يك لحظه به سوي پنجره مي رود و در يك چشم بر هم زدن ، از بالاي برج به پايين سقوط مي كند.
دكتر محسن وزيريان در مورد قرص هاي اكستسي (
Ecstasy) مي گويد: نام علمي اش MDMA است و از مشتقات آمفتامين است. آمفتامين ها دسته اي از مواد محرك هستند كه باعث تحريك سيستم اعصاب در فرد مي شوند و خواص افزايش انرژي و بالا بردن ضربان قلب ، افزايش فشار خون و... را دارند.
وي مي افزايد: آمفتامين ها مصارف پزشكي دارند و بايد به صورت كنترل شده و با نسخه در اختيار افراد قرار گيرند زيرا در بيماران اعصاب و روان يا كودكان بيش فعال استفاده مي شوند.
قرص اكستسي در سال ١٩١٤ براي اولين بار در آلمان توليد شد. در آن زمان متخصصان اميدوار بودند كه بتوانند از اين قرص استفاده درماني زيادي بكنند. اين قرص در چند دهه مورد استفاده قرار گرفت ولي به دليل عوارض زيادي كه برجاي گذاشت به طور كلي مصرفش ممنوع شد تا اينكه بار ديگر در دهه ١٩٨٠ ميلادي مصرف آن در ميان نوجوانان و جوانان غرب رايج شد. اين جوانان در مجالس رقص از اين قرص ها استفاده مي كردند. در سال ١٩٨٥ مصرف اين قرص غيرقانوني شد و حمل و داشتن آن جرم اعلام شد.
دكتر وزيريان در اين مورد مي گويد: در تمام كشورهايي كه عضو كنوانسيون سازمان ملل هستند از جمله ايران مصرف مواد روانگردان جرم است و هرچند كه در قانون مبارزه با مواد مخدر ايران نامي از اكستسي نيست ولي مصرف آن غيرقانوني است و دست قانونگذار براي برخورد باز است.
قرص اكس و كپسول هاي آن وارد بازار ايران شده است و جوانان بيشتر اين قرص را به عنوان قرص شادي ، قرص فراري ، ميتسوبيشي مي شناسسند. افزايش انواع اين قرص در ايران باعث شده است تا اين قرص در بازار به ٧٥٠ تومان نيز عرضه شود.
عاتكه تهراني كارشناس ارشد سنجش واندازه گيري دراين مورد مي گويد: با قيمت ٧٥٠تومان براي قرص اكس متوجه مي شويم كه اين قرص به صورت دست ساز در تهران تهيه مي شود كه مخلوطي از اكس و مواد ديگر است. هنوز معلوم نيست سازندگان چه موادي را اضافه مي كنند و همين خطر را بالا برده وآمار مرگ ومير دقيقي نداريم. تحقيقات نشان مي دهد چون قيمت اين قرص تا ٢٨هزار تومان است ، عملا بچه هاي بالاي شهر و قشر مرفه بيشتر اقدام به خريد اين قرصها و شركت در پارتي ها مي كنند.
اين كارشناس درخصوص مناطقي كه مصرف كننده بيشتر دارد مي گويد: مناطق بالاشهر مثل اقدسيه ، نياوران ، قيطريه ، شهرك غرب ، سعادت آباد ، زعفرانيه مصرف كنندگان بيشتري را در خود جاي داده است زيرا پارتي ها بيشتر دراين مناطق برپا مي شود. در تابستانها در حوزه هاي ييلاقي بيشتر پارتي برگزار مي شود بنابراين مصرف كنندگان بيشتر به اين مناطق مي روند. در ويلاهاي خصوصي شمال و شمشك هم مي توان بامصرف كنندگان اين قرص ها برخورد كرد.
اكس ماده اي توهم زا ومحرك است. اين مواد به صورت پودر نيز موجود است. توليدكنندگان اين قرص ها كه عمدتا دراروپاي غربي وجنوب آسياي شرقي هستند، اين قرص ها را در بيش از صدنوع ، صدرنگ و بااسامي فريبنده در اختيار جوانان و نوجوانان قرار مي دهند تا آنان را براي مصرف اين مواد تشويق وترغيب كنند.
تحقيقات نشانگر اين حقيقت تلخ است كه مصرف كنندگان اين قرصها به دليل فشارهايي كه پس از مصرف اين قرص به روح ، روان و جسمشان وارد مي شود، اگر از مرگ نجات يابند دچار افسردگي هاي خطرناك وبيماريهاي روحي مي شوند.
دكتر وزيريان دراين خصوص مي گويد: فرد پس از مصرف ممكن است تاچندساعت حالات خوشايندي را احساس كند او به صورت كاذب احساساتي مثل سرخوشي ، افزايش حس صميميت مي كند ولي با مصرف اين قرص به دليل اينكه ماده اي محرك است درجه حرارت بدن ، فشار خون و ضربان قلب افزايش پيدا مي كند و از آنجا كه اين قرص تنها مصرف نمي شود و در پارتي ها همراه با مشروبات الكلي مورد استفاده قرار مي گيرد، باعث كم آبي شديد بدن مي شود و فرد بر اثر ايست قلبي و عروقي جان مي دهد.
در غرب دهها مرگ بر اثر استفاده از اين قرص گزارش شده است ولي در ايران تاكنون گزارش خاصي نداشته ايم چون هنوز براي پزشكان شناخته شده نيست. فرد بعداز چند ساعت اوليه كه احساس افزايش انرژي مي كند، خستگي شديدي به سراغش مي آيد و در بعضي حالات كه سرخوشي وجود ندارد شخص اضطراب به سراغش آمده و تحريك پذير مي شود و اين حالات هفته ها و ماهها باقي مي ماند.
استفاده كنندگان از اين قرصها دچار حالات شيرين و بد مي شوند. عده اي مي گويند صداي موسيقي مي شنوند و يا رنگهاي زيبا و خاصي را مي توانند ببينند. اين حالات به شخصيت هر كسي بستگي دارد.
استفاده كنندگان اين قرصها بيشتر از طريق دوستان و برگزاركنندگان اكس پارتي با اين قرصها آشنا مي شوند، آنان با مصرف اين قرص سلامتي روحي خود را به خطر انداخته و يا جان خود را از دست مي دهند اما در همين حال برگزاركنندگان اكس پارتي و قاچاقچيان اكس با وجوداينكه به تمام خطرات استفاده از آن آگاه هستند، براي رسيدن به سود سرشار از اين تجارت سياه ، با بي رحمي جوانان را تشويق به استفاده از اين قرص مي كنند.
عاتكه تهراني كه در اين زمينه مطالعاتي را انجام داده است ، مي گويد: از گروه سني ١٨سال تا ٤٠سال نمونه هايي را ديده ام. جوانان بيشتر از طريق دوستان ، گردانندگان ميهماني شبانه ، توزيع كنندگان خياباني و خويشاوندان اين قرصها را به دست آورده بودند. اين افراد مجرد بودند و در ميانشان افراد تحصيلكرده نيز وجودداشت.
وي در مورد استانهايي كه وجود اين قرصها در آن گزارش شده مي گويد: طبق اطلاعاتي كه من به دست آورده ام در استانهاي گيلان ، مازندران ، هرمزگان ، فارس و كيش وجود اين قرصها گزارش شده است.
جواناني كه اقدام به مصرف اين قرصها مي كنند به دليل اينكه دچار توهماتي در بينايي ، شنوايي و ديگر حواس مي شوند به اين علت بدون اينكه متوجه خطرات بشوند دست به كارهايي مي زنند. مثلا پنجره را باز كرده و به پايين مي پرند و يا اينكه در ماشيني كه با سرعت در اتوبان است را باز كرده و بيرون مي روند كه در تمام اين موارد مرگهاي دلخراشي در خبرها گزارش شده است.
اين افراد چيزهايي را كه واقعيت ندارد مي بينند و مي شنوند. افراد بعد از ترك اين مواد دچار بازگشت خاطرات توهمي و ناراحت كننده مي شوند و در صورت استفاده مكرر از اين قرص پس از مدت كوتاهي به طرز دردناكي جان مي سپارند.
دكتر وزيريان در مورد عوارض طولاني مدت اكس مي گويد: اين قرص ها به كبد و كليه آسيب مي رساند و فشار خون را بالا مي برد و در يكي از حمله هاي فشار خون، خونريزي مغزي ايجاد مي شود. اين ماده ، بسيار خطرناك و اعتياد آور است به اين معنا كه فرد تمايل به استفاده مجدد براي رسيدن به حالات دلخواه پس از مصرف را پيدا مي كند. به سرعت ميزان دوز مورد نياز افزايش پيدا مي كند و شخص بعد از عادت به اكس براي كنار گذاشتن آن دچار علائم اضطراب و علائم ترك مي شود البته علائم ترك اكس از علائم ترك هروئين و ترياك سبك‌تر است. در اينجا به جوانان توصيه مي كنم در صورتي كه ناآگاهانه اقدام به مصرف كرده اند، آن را بلافاصله كنار بگذارند در اين حالت علائم ترك ضعيف خواهد بود و با داروهاي ضد اضطراب
مي توانند اكس را كنار بگذارند.
كارشناسان اعتقاد دارند به علت وابستگي شديد اين قرص به لحاظ رواني ، اين قرص خطرات بسيار جدي را براي مصرف كننده دارد. عاتكه تهراني در اين مورد مي گويد: اكثر كساني كه اين قرص ها را استفاده مي كنند چند مصرفي هستند به اين علت در مورد آكس احساس مي كنند كه وابستگي جسمي اش كم است و اعتياد آور نيست در حالي كه وابستگي رواني اكس خيلي بالا است. افراد بعد از اينكه تاثير حاد سه تا شش ساعته اكس را از دست دادند كاملا حالات خود را به ياد مي آورند و در بعضي موارد فرد از اينكه تعادل رواني خود را از دست داده بوده و دست به كارهايي زده كه در شرايط عادي هيچوقت آن را انجام نمي داده است دچار افسردگي مي شود.
دكتر وزيريان مي گويد: بايد در جاهايي كه شيوع مصرف وجود دارد در مورد عوارض اين ماده تذكرات كافي داد. والدين و جوانان بايد با آثار منفي اين مواد آشنا شوند بايد در اين مورد آنان را آگاه كرد و برنامه هاي پيشگيرانه در مدارس و دانشگاهها برگزار كرد. از آنجا كه مصرف اين قرص تغييراتي را در روحيه فرد ايجاد مي كندو وي را مضطرب ، پرخاشگر و افسرده مي كند، خانواده مي تواند در صورت بروز اين مشكلات در جوان خود زنگ خطر را احساس كند.
كارشناسان معتقد هستند در خانواده هايي كه مشكلات وجود داشته و جوان با والدين خود دچار مشكل بوده است ، جوان به سوي مصرف اكس رفته است.
عاتكه تهراني در اين مورد مي گويد: متاسفانه عده اي از جوانان ما چند مصرفي شده اند والدين بايد به بچه ها بيشتر توجه كنند. پدران ديگر آن نظارت و كنترل ورود و خروج فرزندان خود را ندارند. مادران از دختران خود نمي پرسند كجا ميهماني مي روند در حالي كه مقررات خانواده باعث تحكيم خانواده است و متاسفانه در ايران و كشورهاي در حال توسعه اكنون ناديده گرفته مي شود و كمتر به آن توجه مي شود در حالي كه اگر جوان احساس آزادي و حمايت كند بداند كه درخانه كسي نگران او است ، به خانواده توجه مي كند و ديگر دست به هر كاري نمي زند.
والدين تصور مي كنند بايد با بچه هايشان دوست باشند به اين علت او را رها مي كنند درحالي كه دوست شدن به معناي عدم نظارت نيست. دوست شدن به معناي شناخت است جوان و نوجوان بايد بتواند با والدين اش حرف بزند او بايد نترسد و بگويد اگر اين ارتباط صميمانه برقرار شود و ترس هاي بي جا بريزد، مشكل حل است.
وقتي بچه ها نوجوان مي شوند والدين فكر مي كنند بايد با آنان دوست باشند در حالي كه بنا به نظر متخصصان نوجوان دنبال دوست و هم سال نمي گردد در حقيقت او دنبال پدر و مادر واقعي اش در قالب دوست اصلي مي گردد. نوجوان و كودك ما نبايد احساس كند كه توهين شخصيتي به او مي شود. اينها بايد رعايت شود، به كودكانمان توهين شخصيتي نكنيم.
عاتكه تهراني در مورد نقش پدر مي گويد: اگر پدر حتي همان يك ساعتي را كه در خانه است ، بتواند حضور زيبايي را به نمايش بگذارد، حضور پربار و عاطفي خواهد داشت. الان در غرب بخصوص آمريكا بحث هاي زيادي در مورد صرف شام خانواده مي شود. تحقيقات نشان داده بچه هايي كه چهار يا پنج بار در هفته شام را با حضور خانواده خورده اند، كمتر به سوي مصرف موادمخدر گرايش داشته اند. حضور والدين در كنار هم حضور خوبي است و ما بايد براي رفع مشكلات هنر والدبودن را ياد بدهيم. بايد بتوانيم قانون در خانواده ايجاد كنيم خانواده ما برنامه ندارد يا اينكه برنامه اش ضعيف است. ما بايد براي هر چيز قانون داشته باشيم ، قانوني كه شامل همه شود. بايد در مورد موادمخدر با بچه ها صحبت كرد. در اروپا از سن آمادگي تا ٧سالگي به بچه ها آموزش مي دهند. ما بايد در مورد مصرف دارو و قرص به بچه ها توضيح بدهيم كه در مواقع بيماري و با نظر پزشك بايد دارو و قرص مصرف كرد.
اين محقق و كارشناس مي گويد: در محله اي كه موادمخدر خريد و فروش مي شود والدين بايد در مورد هروئين و... با فرزند حتي ١١ساله شان حرف بزنند و او را آگاه سازند: كسب مهارت زندگي مهم است. بدترين مسائل و فيلمها را اگر والدين در كنار فرزندشان باشند و براي او تجزيه و تحليل كنند، بچه از همان دوران اين توانايي را كسب مي كند و در دوران بلوغ ديگر ديد نقدپرداز دارد او خودش دنبال نكات مثبت و منفي است آن وقت اگر كسي به او گفت اين قرص شادي است نقد مي كند تحقيق مي كند و مي بيند آيا به نفع اوست اين قرص را مصرف كند يا به ضررش.تجربه نشان داده است كه ايجاد سيستم ارزشي اخلاقي مذهبي در خانواده خيلي مهم است و اگر اين سيستم متزلزل شود، جوان ما به اعتياد روي
خواهد كرد.

مديريت وبلاگ نظر

 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط mostafa | 

 

خوشبختانه سال هاست كه بيماري هاي مسري و خطرناك در كشورمان مهار شده اند و اجازه «اپيدمي» شدن نيافته اند و شايد بتوان آخرين بيماري مسري در ايران را «وبا» دانست كه به صورت عام در دوران ناصرالدين شاه رخ داد و تقريباً از بيماري هاي همه گير همچون طاعون كه عامل انتقال آن موش است در كشورمان سراغي نداريم
باد عَرَض، باد نزله، تب مطبقه، تب نوبه، نوبه ي ربع، تب لازم، نوبه ي سه يك، نوبه ي غش، مشمشه، خناق، بَرَص، پيس و ... نام انواع و اقسام بيماري هايي بودند كه امروز يا نيستند و يا تغيير نام داده اند
از ديگر بيماري هاي شايع در تهران  آن هم در نوزادهاي چند روزه بروز زردي - يرقان - بود كه آن را نتيجه «گرمي» خوردن مادر در دوران بارداري مي دانستند و راه حل آن «شير خشت» بود كه ه نوزاد مي خوراند


امروز در ضلع جنوب غربي ميدان قزوين، يكي از قديمي ترين مراكز چشم پزشكي ايران قرار دارد و بيمارستان فارابي شهره خاص و عام است و هنوز هم يكي از بهترين بيمارستان هاي چشم پزشكي در كشورمان است.
قدمت اين بيمارستان به دوران پهلوي اول بازمي گردد و با آن كه طي سال هاي گذشته فضاي اين بيمارستان گسترش يافته و درمانگاه هاي جديدي به آن افزوده شده است،  ازدحام مردم در راهروهاي آن، حكايت از روي آوري خيل جمعيت بيمار به آن را دارد و با آن كه چندين بيمارستان ديگر تخصصي چشم در تهران وجود دارد ـ همچون بيمارستان لبافي نژاد ـ همگان در تهران و شهرستان ها، فارابي را مساوي با چشم مي دانند و به آن مراجعه مي كنند.
امروز مي خواهم به سراغ بيماري هاي مردم طهران بروم. بيماري هايي كه يا تغيير نام داده اند و يا آن كه ديگر وجود خارجي ندارند. تراخم، ناخنك، باباقوري و آبله از جمله اسامي شناخته شده در رابطه با بيماري هاي چشم بودند.
باد عَرَض، باد نزله، تب مطبقه، تب نوبه، نوبه ي ربع، تب لازم، نوبه ي سه يك، نوبه ي غش، مشمشه، خناق، بَرَص، پيس و ... نام انواع و اقسام بيماري هايي بودند كه امروز يا نيستند و يا تغيير نام داده اند. امروز ما تب لازم را سل مي گوييم. مشمشه همان آنفلوآنزا است. خناق را ديفتري مي گويند. نوبه ي ربع همان بيماري مالارياست كه به وسيله پشه آنوفل منتقل مي شود و مبارزه با آن سال ها پيش در شمال و جنوب كشورمان به صورت به كار بردن وسيع د.د.ت صورت مي گرفت و آن گونه كه به نظر مي رسد،  اين بيماري توسط «اداره ريشه كني مالاريا» مهار شده و «تك و توك» بيمار مالاريايي به مراكز درماني مراجعه مي كنند. هرچند كه برخي از موارد اين بيماري در جنوب شرقي كشور به علت مجاورت با دو كشور پاكستان و افغانستان طي سال هاي گذشته، جسته و گريخته ديده شده است. بيماريي كه سبب ساز بروز بيماري كم خوني تالاسمي مي شود و نكته ناگفته، عوارض باقي مانده از به كار بردن د.د.ت است كه آثار تخريبي زيست محيطي آن، سال هاي سال باقي مي ماند.
امروز مردم بيماري سل را به خوبي مي شناسند و مي دانند كه مسري است و به اصطلاح «واگير دارد» و بايد تمام وسايل فرد بيمار را از ديگر اعضاي خانواده جدا كرد، اما در گذشته، اين گونه نبود و آن كه «تب لازم» داشت، با ديگر اعضاي خانواده اش زندگي مي كرد و به تدريج آنها را نيز آلوده مي كرد و از آن جا كه اين بيماري عفوني، موجب تب و لرز شديد مي شود، حالت اين بيماران بسيار رقت انگيز بود و در صورت ابتلاي اعضاي خانواده، معلوم است وضع به چه صورت مي توانسته است باشد.
خوشبختانه سال هاست كه بيماري هاي مسري و خطرناك در كشورمان مهار شده اند و اجازه «اپيدمي» شدن نيافته اند و شايد بتوان آخرين بيماري مسري در ايران را «وبا» دانست كه به صورت عام در دوران ناصرالدين شاه رخ داد و تقريباً از بيماري هاي همه گير همچون طاعون كه عامل انتقال آن موش است، در كشورمان سراغي نداريم.
يكي از فراگيرترين بيماري هاي پوستي در طهران، همانا سالك بود. هنوز هم اگر به چهره برخي افراد سن و سال دار نظري بيندازيد، شايد ردپاي اين بيماري را بتوانيد پيدا كنيد. منشا اين بيماري در آب آلوده طهران بود. آب در فصول گرم سال، به علت راكد بودن به سرعت «مي گنديد» و بو مي گرفت و انتشار حشرات موذي همچون پشه، طبيعي ترين واكنش آب آلوده بود و از آن جا كه طريق مبارزه با آن را نمي دانستند، كافي بود تا همراه با گزش پشه آلوده، پوست قرمز و متورم شود و با خارش آن وسعت يابد. پس از آن كه بر اثر مداوا و مقاومت بدن، زخم به وجود آمده، شفا مي يافت آثار باقي مانده بر پوست نمايان مي شد و از آن جا كه بيشتر صورت افراد گزيده مي شد اين اثر بيشتر بر روي آن هويدا بود و اگر به جز گونه، جاي ديگري از آثار اين بيماري به جا مانده بود، صورت فرد بيمار، به صورت زشتي درمي آمد.
مثلاً اگر بيني فرد گزيده و قرمز مي شد و آماس مي كرد، با تشكيل زخم و التيام آن، آثار سالك بر روي بيني باقي مي ماند و به صورت زشتي بيني را جلوه گر مي ساخت.
از ديگر بيماري هاي همه گير آبله بود. بيماري كه حداقل عوارضش، مُجدر شدن پوست و يا كوري بود. اين بيماري به رغم آن كه مبارزه اي تقريباً جدي را از دوران اميركبير با خود داشت، تا اواخر دهه ۱۳۴۰ وجود خارجي داشت و «مايه كوبي» يا واكسيناسيون آن اجباري بوده و مدارس سراسر كشور بهترين محل انجام اين عمل به حساب مي آمد.
طريقه واكسينه افراد به اين صورت بود كه با وسيله اي شبيه «سوزن  ته گرد» پوست بازو را خراش مي دادند و با كشيدن پنبه آلوده به ميكروب ضعيف شده اين بيماري، فرد در برابر اين بيماري مصونيت مي يافت.
نكته جالب در مورد اين عمل، دردناك شدن آن پس از يك هفته تا ده روز بعد بود كه توان حركت را از دانش آموز مي گرفت و گاهي موجب تب خفيف هم مي شد، اما هرچه كه بود، فرد براي تمام عمر در برابر اين بيماري مصونيت مي يافت و خطر كوري و مُجدر شدن پوست او را تهديد نمي كرد.
از ديگر بيماري هاي مردم تهران، انواع و اقسام بيماري هاي جنسي بود. كوفت، آتشك يا سوزاك و سفليس. بيماري هاي واگيرداري كه با ظهور «پني سيلين» مهار شد و مبتلايان به آن را آسوده ساخت. دو بيماري خطرناكي كه در صورت عدم معالجه، سال هاي سال مبتلايان را به سخت ترين وجه آزار مي داد و از آن جا كه نوعي  «شرم حضور» در ابراز آن وجود داشت، عذابي بدتر از بيماري هاي ديگر براي مبتلا به آن به همراه مي آورد.
امروز ما براي درمان سردرد، چنانچه مزمن و حاد نباشد، از مسكن هاي عادي همچون آسپرين و استامينوفن استفاده مي كنيم، اما اگر كسي درگذشته به سردرد مبتلا بود و به قول امروز ي ها «ميگرن» داشت، چنانچه با ترياك و تركيبات ديگر آن مداوا نمي شد، راه آخرش بادكش  گذاردن بود و به همين گونه بود وضع كساني كه «پشت درد» و يا قولنج داشتند. بادكش آخرين راه حل بود و طريقه نهادن آن به اين صورت بود كه بر روي پيشاني فرد مبتلا به سردرد، بادكش كه همانا قسمت بريده شده شاخ گاو بود، مي چسباندند. براي چسباندن اين شاخ، قطعه پارچه كوچكي را گلوله مي كردند و آن را آلوده به نفت مي ساختند.
فرد مبتلا به سردرد، چهار زانو به روي زمين مي نشست و طبيب! كهنه آلوده به نفت را آتش مي زد و در داخل شاخ تو خالي مي انداخت و بلافاصله آن را به پيشاني فرد مي چسباند و بر اثر خفه  شدن آتش، حالت مكش در آن پيدا مي شد و با جمع شدن خون در محل چسباندن شاخ، قدري سردرد فرد التيام مي يافت.
اين عمل در مورد كساني كه پشت درد داشتند، با كوزه و يا ليوان صورت مي گرفت و براي آن كه پشت فرد مبتلا نسوزد، قدري آرد را خمير مي كردند و با دست آن را پهن مي كردند و به صورت دايره اي به قدر يك كف دست، در مي آوردند.
فرد مبتلا پشت به فرد كوزه گذار مي نشست و «قوز» مي كرد و عمل به همان صورت كه گفته شد، صورت مي پذيرفت. به اين صورت كه خمير در محل گذاشتن كوزه قرار مي گرفت و پارچه آتش زده مي شد و به سرعت بر روي خمير قرار مي گرفت.
بعد از چند دقيقه، قدري كوزه را آهسته از پوست جدا مي كردند و با ورود هوا به داخل كوزه، به سادگي كوزه جدا مي شد و در محل گذاشتن كوزه، قدري خون مردگي پيدا مي شد و درد تا حدودي التيام مي يافت، اما جاي كوزه تا مدت ها باقي مي ماند و در مورد پيشاني شكل آن به صورت «داغ پيشاني» همواره و هميشه نمايان بود.
در مورد بيماري هاي چشم، تراخم و ناخنك شايع ترين بود. هر چند كه اكثر بيماران تراخمي، اهل جنوب و به خصوص دزفول بودند، اما در طهران نيز كم و بيش اين بيماران يافت مي شدند و گاه بر اثر ابتلا به آبله، چشم «بابا قوري» مي شد و به شكل نازيبايي در مي آمد.
باباقوري - و يا بابا غري - در اصل مهره رنگارنگ بود كه در آن طلا يا نقره اي كار مي گذاشتند. اين مهره كه بيشتر فيروزه اي رنگ بود، به همراه دعا به گردن طفل نورس و نوزاد سنجاق مي شد تا او را از چشم زخم به دور نگه دارد و از آن جا كه چشم فرد بيمار به صورت اين مهره در مي آمد، آن را باباقوري مي گفتند.
از ديگر بيماري هاي چشم، ناخنك بود. ناخنك كه در گوشه چشم پيدا مي شد و ملتحمه را تحت تاثير قرار مي داد، باعث «تاري ديد» مي شد و از آن جا كه راهي براي معالجه آن نمي يافتند، فرد مبتلا دچار نقص بينايي مي شد. بسياري از بيماري ها، همچون كچلي، زن و مرد نمي شناخت و همه را مبتلا مي كرد اما برخي از بيماري ها تقريباً مخصوص خانم ها بود و از جمله آنان «غمباد» بود.
مردم باور داشتند غمباد نتيجه اندوه و غصه خوردن زياد بود و فرو خوردن گريه، علت اصلي آن، اما امروز ما غمباد را به نام بيماري «گواتر» مي شناسيم. بيماريي كه مي تواند در اثر كمبود يد فراهم آيد و يددار كردن نمك هاي طعام، در كاستن آن در كشورمان بسيار موثر بوده است. يكي ديگر از بيماري هاي شايع در تهران، بواسير بود كه خرد و كلان، و فقير و غني به آن مبتلا مي شدند. بواسير كه نتيجه تورم مخاط و نسوج عضلاني و پوششي اعضاي داخلي است، به شكل تورم سياه رگ هاي نزديك به مقعد، نمود مي يافت و با خونريزي مداوم، فرد مبتلا را به سختي آزار مي داد.


افراد پرخور و كساني كه عادت زياد به نشستن داشتند به اين بيماري مبتلا مي شدند و از آن جا كه موضع دردناك مي شد، با گشاد نهادن پا به هنگام راه رفتن، سعي بر كاهش درد داشتند و همين امر موجب افشاي رازشان مي شد، چرا كه بيماري هاي اعضاي تناسلي و شبيه به آن، به هيچ وجه قابليت ابراز نمي يافتند و در صورت افشا، آبروريزي مي شد.
كچلي يكي از شايع ترين بيماري ها در تهران بود و اندكي غفلت موجب مي شد، فرد براي تمام عمر كلاه به سر بگذارد؛ هر چند كه نبايد ناگفته گذاشت كلاه، همچون ديگر البسه ضرورت بر سر نهادن را به تام و تمام داشت، اما آن دسته از كساني كه در زير كلاه «عرق چين» مي گذاشتند، بيشتر سعي در پنهان كردن كچلي خود داشتند، تا پوشاندن سر.
براي معالجه فرد كچل، راه حل عذاب آوري به نام «زفت گذاشتن» وجود داشت. پدر و مادر اگر احساس خطر مي كردند «... يكي دوباري طفل يا كودك را دارو و درمان خانگي اي مانند ماليدن رب نارنج و كشك و قره قورت كرده، اگر خوب شده بود، فبها، و اگر نشده بود رهايش مي كردند تا خودش خوب بشود.» و اگر خوب نمي شد و خطر كچلي طفل را تهديد مي كرد «انداختن وصله زفت و كلاه زفت آخرين علاج آن بود كه بايد سه تا هفت وصله با كلاه انداخته بشود و آن مايه غليظ سياه بدرنگ چسبنده اي مانند قير بود كه پس از نرم كردن بر روي آتش بر پارچه آب نديده اي كشيده، روي زخم مي انداختند و هر پانزده روز يك مرتبه آن را عوض مي كردند، كه قبلاً هم بايد يكي دو شب كچلي را آلوچه پخته بسته، تيغ انداخته، حمام ببرند.
برداشتن وصله يا كلاه هم، چنان بود كه گوشه هاي آن را كه به سختي بر سر و موهايي كه روييده بودند، چسبيده بود گرفته جاكن بكنند و با كندن آن هم بود كه پوست و گوشت سر هم با كلاه كنده شده، خون سر و روي مجروح را آغشته مي نمود و درد آن نيز واضح است كه چه حد بوده!»۱
يادتان نرود كه كشك و قره قورت و آلوچه، ترش مزه هستند و معلوم است كه بر اثر تماس آنها با زخم سر، چه وضع دردناكي براي بيمار به وجود مي آمد.
از ديگر بيماري هاي شايع در تهران،  آن هم در نوزادهاي چند روزه بروز زردي - يرقان - بود كه آن را نتيجه «گرمي» خوردن مادر در دوران بارداري مي دانستند و راه حل آن «شير خشت» بود كه به نوزاد مي خوراندند. شيرخشت «خنكي» بود و در كاهش زردي تاثير داشت، اما نه در آن حد كه «بيليروبين» خون را به حداقل برساند.
اولين نتيجه اين بيماري عقب ماندگي ذهني طفل بود و راه حل، همانا استفاده از شير خشت بود و براي آن كه طفل به اين بيماري مبتلا نشود، مادر در دوران بارداري، حتي المقدور از خوردن «گرمي» خودداري مي كرد و از آن جا كه اكثر شيريني ها، گرمي بودند، مادر منع در خوردن داشت. امري كه امروز با تعويض خون و استفاده از دستگاه «انكوباتور» حل مي شود.
يكي از باورهاي مردم، گرم طبيعت بودن پسر و سرد طبيعت بودن دختر بود. به همين دليل به پسر تا آن جا كه مي توانستند، گرمي نمي دادند. يكي از شايع ترين بيماري ها در بچه ها، خناق يا ديفتري بود. «... همين كه طفلي مبتلا به اين مرض مي گشت، علاج ناپذير بود. به همين جهت پدر و مادرها تا مي توانستند بچه هاي خود را در مقابل اين مرض محافظت مي كردند. گردو، آن هم تازه اش، مسلماً براي گلودرد بد نيست، بلكه اگر گلودرد از سرماخوردگي باشد، به واسطه يدي كه در پوست روي مغز آن است،  شايد نافع هم باشد. ولي در آن دوره كه حكيم باشي ها به گرم و سرد دوا و غذا معتقد بودند، هميشه توصيه مي كردند به بچه ها چيزهاي گرم ندهند. گردو را هم يكي از خوراكي هاي گرم تشخيص داده بودند. به اين جهت مادرها هيچ وقت نمي گذاشتند بچه ها چيزهايي كه به موجب طب قديم حرارت داشت، زياد بخورند. در عوض ميوه ها و چيزهاي سرد هر چه مي خواستند به آنها مي دادند. شيريني هم جزو چيزهاي گرم بود كه نبايد بچه ها زياد بخورند. قبل از عيد بچه ها را حجامت مي كردند تا جلوگيري از اثر شيريني كه طبعاً در دوره عيد مي خوردند، به عمل آمده باشد.»۲
اگر حجامت عمل مثبتي صورت مي داد، آن را ادامه نمي دادند و به اين ترتيب آثار گرمي از بدن طفل بيرون رفته بود و اگر نه، خوراندن سردي ها در دستور كار قرار مي گرفت و فلوس سرآمد همه خنكي ها و سردي ها بود.
فلوس را از عطاري تهيه مي كردند و در آب مي خيساندند و وقتي آب آن رنگ مي گرفت، آن را به زور به خورد بچه مي دادند. «امروز هم اكثر بچه ها از خوردن دوا با كپسول و كاشه استنكاف مي كنند و هر قدر پدر و مادر و پرستار جهات نافعه خوردن دوا را براي آنها تشريح كنند، به خرجشان نمي رود و در مقاومت باقي مي مانند. حالا ملاحظه بفرماييد خوراندن فلوس يا هر جوشانده اي به بچه براي مادر چه عذابي داشته است.
مادرها بالاخره مجبور مي شدند نور چشمي را قفا بخوابانند و قاشق قاشق دوا را به حلق آنها بكنند و اگر بچه دندان دار بود، يك كليد لاي دندان او مي گذاشتند تا دهان خود را نتواند ببندد و به اين وسيله كار را انجام مي دادند.»۳
و به همين وضع بود، بيماري هايي چون گوش درد و دندان درد. اگر گوش كسي درد مي كرد، يك حبه «سير خام» را داغ مي كردند و در گوش مي گذاشتند. اگر درد التيام مي يافت، فبها و اگر نمي يافت، قدري ترياك را در نعلبكي آب مي كردند و پشت گوش بيمار مي ماليدند. ضمن آن كه از فرو بردن دود سيگار هم غفلت نمي كردند تا درد هر چه زود تر التيام يابد.
اگر دندان كسي درد مي كرد، قدري سركه را در آب ولرم حل مي كردند و به بيمار مي دادند تا آن را «غرغره» كند و محلول آب نمك را نيز به همين گونه امتحان مي كردند و چنانچه درد التيام نمي يافت، كندن، آخرين راه حل بود.
اگر كسي بي خواب يا بد خواب مي شد، راه حل مخلوط ماست شيرين با نبات بود. قدري نبات را در كاسه محتوي ماست مي ريختند و آن را «هم مي زدند» و پس از آن كه نبات قدري در ماست حل مي شد، آن را مي خوردند و به اين صورت خواب سراغ آنها مي آمد.
اگر كسي دست و پايش «ضرب مي ديد» براي رفع آسيب ديدگي، قدري زرده تخم مرغ را با زردچوبه به هم مي آميختند و به تكه اي «پارچه  آب نكشيده» مي ماليدند و محل آسيب ديده را نيز با همين ماده ، به آرامي مالش داده و آغشته مي ساختند و پارچه مذكور را به محل آسيب  ديده، محكم مي كردند.
چنانچه اين عمل موفقيت آميز بود، آن را يكي دوبار ديگر تكرار مي كردند و اگر نبود، تكه اي «گوشت لخم» بره را مي كوبيدند و آن را بر محل آسيب ديده به همراه نمك و اندكي زردچوبه مي گذاشتند، تا درد كاهش يابد.
بسياري از بيماري ها در خانه ها معالجه مي شدند و چنانچه راه حلي باقي نمي ماند، به سراغ «محكمه طبيب» مي رفتند و او بنا به تجربه اي كه داشت، تجويز دارو مي كرد.
تا قبل از ورود داروهاي فرنگي به ايران و تاسيس داروخانه «شورين» در خيابان ناصر خسرو، اكثر داروهاي محلي و به قولي علفي تجويز مي شد و مردم آشنايي در حداقل ممكن با داروهاي فرنگي نداشتند.
يكي از رايج ترين گياهان دارويي، گل گاوزبان بود. جوشانده  اين گياه، ليفت مزاج مي آورد و مصرف آن به صورت عام در خانه ها رواج داشت و بسياري از اهالي خانه، مورد مصرف و فوايد بسياري از داروهاي گياهي را مي دانستند و خود راساً اقدام به معالجه مي كردند.
يكي ديگر از موارد شايع در تهران،  ماه گرفتگي در پوست سر و صورت بود.«خون مردگي زير پوست را ماه گرفتگي مي گفتند. اين عارضه معمولاً در نوزادان ديده مي شد كه قسمتي از صورت يا نقطه اي از بدنشان را در اندازه هاي مختلف از يك جاي انگشت تا يك كف دست و يا كمتر و زيادتر در برگرفته بود كه هنگام گرفتن نوزاد و بيرون كشيدنش از زهدان از فشار دست و انگشتان قابله به وجود آمده بود.»۴
مردم علت را خسوف ماه مي دانستند و مي گفتند مادر در هنگام خسوف «... دست بر شكم خود نهاده و هر نقطه آن را كه در آن زمان انگشت يا دست نهاده باشد، همان نقط و به همان مقدار سر و روي و بدن طفل سياه مي شود.»۵
ما ه گرفتگي همراه با بزرگ شدن طفل، تغيير رنگ مي داد و ابتدا قرمز و بعد جگري و سپس كبود و پس از چندي سياه مي  شد و حتي به صورت برآمدگي در صورت نمايان مي شد. عدم توجه ماما ـ و به قول آن روزي  ها قابله - و فشردن پوست لطيف طفل، موجب پارگي مويرگ ها مي شد و خون مردگي به وجود مي آمد و به غلط آن را ماه گرفتگي مي دانستند.
جرب، پيس و برص بر اثر آلودگي به وجود مي آمدند و حتي پيس حالت موروثي نيز داشت و ريشه بسياري از بيماري ها، در آب آلوده آن روزهاي طهران بود.
امروز به يمن رعايت بهداشت و در دسترس بودن امكانات پزشكي، مرگ ومير در نوزادان به حداقل خود رسيده است و مردم بر چگونگي معالجه بسياري از بيماري ها، آگاهي يافته اند.
هر چند كه نبايد ناگفته گذارد، به وجود آمدن بسياري از بيماري هاي عصبي و غيرعصبي، ريشه در مشكلات امروز شهر تهران و آلودگي وسيع آب و هواي آن دارد.
در كمتر خانه اي مي توان فرد كاملاً سالم يافت. فشارهاي عصبي و زندگي توام با استرس و نگراني، موجب بروز بسياري از بيماري ها، از جمله دردهاي مفاصل، سردردهاي مزمن و انواع و اقسام بيماري هاي گوارشي و غير گوارشي شده است.
شيوع ديابت، يكي از نتايج زندگي «ماشين زده» ما در تهران است و عدم تحرك،  عمده ترين دليل براي شايع شدن اين بيماري موذي و خطرناك در ميان تهران نشينان است.
زندگي آپارتماني، به دور بودن از طبيعت، عدم تحرك، استفاده وسيع از انواع و اقسام وسايل الكتريكي در منازل، يكجانشيني و استفاده از مبل و صندلي  و خلاصه عدم انجام كارهاي بدني سرمنشا بسياري از بيماري هاي عصبي و غير عصبي تهراني هاست و اين در حالي است كه هر سال هزاران پزشك بيكار، به خيل بيكاران كشور افزوده مي گردند و به صورت تصاعدي، همچنان بيماران به ظاهر سالم، روز به روز بيشتر مي شوند.
زندگي در تهران، آن قدر سخت و بدون طراوت است كه بسياري از اهالي آن، به ناراحتي هاي گوارشي مبتلا هستند. آيا كسي هست كه به فكر سلامتي مردم اين شهر در سال هاي آينده باشد؟ باور كنيم كه سلامت مردم اين شهر دودزده در خطر است، به فكر آنها باشيم.
منابع در دفتر همشهري تهران موجود است.

 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط mostafa | 

معاون تشخيص و درمان سازمان دامپزشكي ايران گفت: سازمان خواربار و كشاورزي ملل متحد (فائو) نماينده‌اي را جهت نظارت بر اقدامهاي ايران براي پيشگيري و مقابله با آنفلوآنزاي پرندگان مامور كرده است.


"
سيدمهدي طباطبايي" روز چهارشنبه در گفت و گو با خبرنگاران، افزود: اين نماينده كه پيش از اين در امر بيماري "تب برفكي" فعاليت داشت، از حدود دو هفته گذشته به عنوان مامور ويژه فائو براي نظارت بر فعاليتهاي ايران در خصوص بيماري آنفلوآنزاي فوق حاد پرندگان انتخاب شده است.

وي گفت: سازمان دامپزشكي كشور با شيوع بيماري آنفلوآنزاي پرندگان در تركيه، واردات طيور و فرآورده‌هاي آن را از اين كشور ممنوع كرد، ضمن آنكه با مجموعه اقدامهاي صورت گرفته تاكنون، موردي از شيوع اين بيماري در كشور مشاهده نشده است.

وي با اشاره به تشكيل 24نشست ستاد اجرايي مقابله با بيماري آنفلوآنزاي پرندگان در پنج ماه گذشته، اظهار داشت: هماهنگي خوبي بين دستگاههاي ذيربط در اين خصوص صورت گرفته و تمام امكانات براي مبارزه با اين بيماري فراهم شده است.

وي با بيان آنكه هم‌اكنون ۳۸قرنطينه در نقاط مرزي و ۱۲۰قرنطينه داخلي براي مقابله با اين بيماري فعال هستند، تصريح كرد: اين قرنطينه‌ها وظيفه كنترل تردد و نقل و انتقال مربوط به طيور و فرآورده‌هاي آن را برعهده دارند.

طباطبايي همچنين از استقرار ۹مامور سازمان دامپزشكي در مرز بازرگان و سه مامور ديگر در مرز سرو (از مبادي مرزي ايران و تركيه) براي ضدعفوني كردن خودروها و كنترل اسناد و مدارك خبر داد و گفت: حدود ۵۰هزار قطعه مرغ بومي نيز تاكنون در ‪ ۲۳۴روستاي مرزي آذربايجان غربي معدوم شده است.

وي، خسارت پرداختي به روستاييان براي معدوم كردن پرندگان را ۲۰تا ‪۳۰ هزار ريال به ازاي هر قطعه مرغ خانگي و ۷۰هزار ريال براي هر قطعه بوقلمون عنوان كرد.

به گفته وي، تاكنون حدود دو ميليارد ريال خسارت در اين خصوص به روستاييان پرداخت شده است.

وي، حجم اعتبار مقابله با آنفلوآنزاي پرندگان را كه تاكنون موافقت‌نامه آن مبادله شده است، ۲۰ميليارد ريال اعلام كرد و افزود: هيچ محدوديت مالي براي پرداخت غرامت به صاحبان واحدهاي مرغ سنتي و صنعتي وجود ندارد.

 

به نقل از ايرنا(مديريت وبلاگ نظر)



 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط mostafa | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو
درباره وبلاگ
سلام به همه دوستانی که به سلامت خود و دیگران اهمیت می دهند




پیوندهای روزانه
محاسبه طول عمر
آرشیو پیوندهای روزانه
نوشته های پیشین
آبان 1388
مهر 1388
شهریور 1388
مرداد 1388
تیر 1388
خرداد 1388
اردیبهشت 1388
فروردین 1388
اسفند 1387
بهمن 1387
دی 1387
آذر 1387
آبان 1387
شهریور 1387
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
تیر 1386
خرداد 1386
اردیبهشت 1386
فروردین 1386
بهمن 1385
دی 1385
آذر 1385
آبان 1385
مهر 1385
شهریور 1385
مرداد 1385
خرداد 1385
اردیبهشت 1385
فروردین 1385
اسفند 1384
بهمن 1384
دی 1384
آذر 1384
آبان 1384
مهر 1384
آرشیو موضوعی
آنفلو آنزای پرندگان چیست ؟
روزحهانی ایدز
دیابت را بهتر بشناسیم
سرطان ریه چیست؟
اهمیت خواب کودک
روز جهانی شیر مادر
روز جهانی مواد مخدر
نظر سنجی sms
نابودی مالاریا
پیوندها
بيماريهاي روز ايران و جهان
معرفی سایت سازمان های دولتی
کتابخانه مجازی فارسی
نشریات بهداشت عمومی
اداره ی سلامت
كتابخانه الكترونيك سلامت
پایگاه اطلاعات پزشکی
دانشگاه علوم پزشكي تهران
دانشگاه علوم پزشكي شهيد بهشتي
مرکز ملی تحقیقات علوم پزشکی کشور
انجمن درمانگران ایران
پایگاه اطلاع رسانی سلامت ایرانیان
کتابخانه مطالعاتی دید
سلامتيار
مركز بهداشت ودرمان دانشگاه تهران
مرکز مقالات ایرانی
پزشكان بدون مرز
مرکز مقالات و اسناد ایران
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM

طراح قالب
دیجیتال کیوان





Powered by WebGozar

 
var tickercontents=new Array() tickercontents[0]='welcome to a persian site www.takkhal.com!' tickercontents[1]='free download java script for website and weblog!' tickercontents[2]='