![]() |
![]() |
|
| بیائید سالم بمانیم |
|
محققان در يك تحقيق دريافتند كه "ويتامين دي" ميتواند در سلامت ريهها نقش داشته باشد. به گزارش پايگاه اينترنتي بيبيسي، تحقيق دانشگاه "اوكلند" بر روي ۱۴هزار و ۹۱تن نشان داد ريه بيماراني كه سطح ويتامين دي در خون آنها بالاست بطور چشمگيري بهتر كار ميكند. به گفته اين گروه تحقيقاتي اختلاف عملكرد ريهها بين اين دو گروه مشخصتر از اختلاف بين سيگاريها و افرادي است كه سيگار را ترك كردهاند. دكتر "پيتر بلك" مجري اين تحقيق گفت، سطح پايين ويتامين دي با بيماريهايي مانند پوكي استخوان، فشار خون بالا، ديابت و سرطان مرتبط است. محققان افزودند، باوجود اينكه ارتباط قطعي بين عملكرد ريهها و ويتامين دي وجود دارد، هنوز مشخص نشده است آيا افزايش ويتامين دي از طريق مكملها يا رژيم غذايي موجب بهبود ريهها در بيماراني كه بيماريهاي تنفسي مزمن دارند ميشود يا خير. اين پزشكان دريافتند سطح ويتامين دي در مردان بيش از زنان است و با ميزان چاقي ارتباط معكوس دارد. همچنين سطح ميزان ويتامين دي با افزايش سن كاهش مييابد. در اين تحقيق آمده است سطح ويتامين دي در افراد سيگاري كه در روز بيش از ۲۰عدد سيگار ميكشند در مقايسه با غيرسيگاريها پايين تر است . پژوهشگران اميدوارند با كشف تاثير ويتامينها بر عملكرد ريهها بتوانند روشهاي درماني جديد و موثري را براي بسياري از بيماريها بيابند. همچنين ويتامين دي براي فراوري كلسيم نقش مهمي را ايفا ميكند و برخلاف ساير ويتامينها ميتواند بر اثر تابش نور خورشيد بر بدن توليد شود. اين تاثير به استخوانها محدود نشده و شواهدي موجود است كه نشان ميدهد اين ويتامين به طور گستردهاي به رشد انواع سلولها كمك ميكند. كمبود رشد استخوانها ميتواند بر اندازه ريهها موثر باشد. به گفته اين گروه پژوهشگر ويتامين دي موجب تعمير و بازسازي بافت ريه در سراسر عمر انسان ميشود. ويتامين دي در غذاهايي مانند روغن ماهي كره تخم مرغ وجود دارد.
مدیریت وبلاگ نظر |
|
+ نوشته شده در
ساعت توسط mostafa |
|
|
مقدمه
چشم انداز فعلي طب و بهداشت جديد به درخت تنومند و كهنسالي شباهت دارد كه با پويائي و شادابي هرچه تمامتر، لحظه به لحظه شاخه اي و شاخساري و برگ و ميوه جديدي برآن مي رويد و سلامت انسان ها را از بركت وجود خود تامين و تضمين مي نمايد ولي به گواهي تاريخ، اين قامت برافراشته، ريشه در عمق تاريخ و تمدن تمامي انسان ها در سراسر گيتي دارد، هرچند تمامي ملل و اقوام، سهم يكساني در آبياري و نگهداري و رشد و تكامل آن ندارند و هرچند باغباني آنروزِ اين درخت، منجر به توليد ريشه ها، شاخه ها و برگ هائي شده باشد كه امروزه يا مستقيما اثري از آثار آنها باقي نمانده و يا دچار پوسيدگي و خشكيدگي شده باشد ولي عقل سليم، چنين حكم مي كند كه ياد و خاطره و نقش حياتبخش آنها را نيز فراموش ننموده خاطره عاملان آن رشد و شكوفائي را نيز زنده نگهداشته در اين زمان نيز سيره آنها را مورد مطالعه قرار داده با بهرهگيري از فنآوري هاي اين عصر از روش هاي موفق آنان اقتباس و استفاده كنيم و بار ديگر مجد و عظمتي تاريخي وجهاني بيافرينيم و بنابراين هدف اصلي از مطالعه تاريخ بهداشت، اينست كه با شخصيت ها و اوضاع بهداشتي گذشته، آشنا شده خود را براي پيشبرد اهداف بهداشتي در سطح جهاني و كشوري و ثبت صحيح وقايع بهداشتي، مهيّا سازيم. پروفسورادوارد براون دركتاب تاريخ طب اسلامي چنين نگاشته است : "تحقيق در مورد طب اسلامي، در حقيقت مطالعه در باره نطفه و اساس دانش جديد است و نيز فراتر از آن، اين مطالعه، در باره باروري آن طبي است كه متفكران جديد روز به روز توجهشان بيشتر به سوي آن جلب مي گردد. علم طب اكنون نيز مانند گذشته در حلقه بزرگي در سير و تحرّك است و بار ديگر به همان نقطه اي كه ايرانيان و اعراب، آنرا فرا گرفته اند در حال نزديك شدن مي باشد. نام ها اگرچه عوض شده اند ولي حتي در اين مورد هم تغيير، كمتر از آن است كه در باورها بگنجد" . . . "طب يك رشته بينالمللي است كه حد و مرزي از لحاظ وقت و زمان نمي شناسد. طب ملّي جزئي از طب بينالمللي است و هرگز نبايد تحت تاثير ملي گرائي مفرط قرار گيرد. “جالينوس، ابن سينا و سيدنهام قهرماناني هستندكه نخست به عالم طب و سپس به ملتي كه از ميان آنها پا به عرصه وجود گذاشته اند تعلق دارند. مورّخ پزشكي با تمام رجالي كه با مسائل مشترك مربوط به سلامت و بيماري سروكار دارند، داراي نوعي خويشاوندي معنوي است، به نحوي كه از ياد بردن هر يك از افراد اين چنين خانواده اي تضعيف مبناي آن خاندان، به شمار ميرود” (1) ولي با القاي اين فكر بي اساس و خطرناك كه ما هيچ چيز از خودمان نداشته و نداريم، ما را دچار ناخوشي خودكوچك بيني كرده اند و لذا به منظور درمان قاطع آن به دنبال هويت گم شده اي در دوران مجد و عظمت و شكوفائي تمدّن اسلامي در زمان ابن سينا و رازي و ابوريحان و فردوسي و . . . هستيم (2) و در اين انديشه ايم كه با توجه به يكبار مصرف نبودن حقايق تاريخي به ساز وكار آن توفيقات، دست يابيم و ما نيز به حكم وظيفه، پا در جاي پاهاي ابن سيناها بگذاريم، با همان اعتقاد و جديت و پشتكار و باهمان موفقيت هاي چشمگير و ضمن ارتزاق از ثمره اين شجرة طيبه، سهمي در شكوفائي و رشد و نمو بيشتر آن داشته باشيم و به خيل باغبانان اين درخت جهاني بپيونديم و مگر مي شود بدون شناخت كافي از افكار منوّر او و بازگو كردن دروس او وحتي مقايسه افكار و عقايد او با "ره آوردهاي" طب نوين به اينگونه موفقيت ها دست يابيم ؟. در اين گفتار سعي خواهيم كرد از ديدگاه پزشكي نياكان به بهداشت عمومي پرداخته ضمن اشاره اي به باورهاي بهداشتي ايرانيان در دوران قبل از اسلام و بهداشت گرائي آنان پس از طلوع خورشيد عالمتاب اسلام بپردازيم و در اين رهگذر، ضمن استناد به بعضي از مباني بهداشت عمومي، اشاره اي به افكار و عقايد بهداشتي ابن سينا در كتاب نفيس "قانون درطب" بنمائيم و بدينوسيله، بهداشت گرائي ابن سينا را كه اساس پزشكي جامعه نگر امروزي را تشكيل مي دهد بيش از پيش بشناسيم و به نقش افكار منوّر او در شكل گيري طب پيشگيري، اعم از بهداشت عمومي، پزشكي اجتماعي و اپيدميولوژي باليني، پي ببريم و ياد و خاطره او را با گنجاندن رهنمودهاي وي در درس بهداشت و متبرّك كردن كتب و مقالات خود با جملات و كلمات پوياي او همواره زنده نگهداريم! و به عبارت صحيح تر! هويت تاريخي خود را با ياد او زنده و سربلند، نگهداريم و بيماري خودكوچك بيني و خودفراموشيمان را نيز بدينوسيله، درمان نمائيم. بهداشت عمومي (PUBLIC HEALTH)
بهداشت عمومي يكي ازكوشش هاي سازمان يافته اجتماعي است كه به منظور حفاظت، ارتقاء و بازسازي سلامت افراد، انجام مي گيرد. بهداشت عمومي مجموعه اي است از علوم، مهارت ها و اعتقادات كه در جهت حفظ و توسعه سلامت كلّيه افراد از طريق كنش هاي تجمعي اجتماعي صورت ميگيرد. تكيه اصلي تمام برنامه ها، خدمات و موسساتي كه در بهداشت دخالت دارند، بر پيشگيري از بيماري ها و نيازهاي بهداشتي جامعه به صورت يك كل، قرار دارد، گرچه ممكن است نحوه عمل فعاليت هاي بهداشت عمومي باتغيير تكنولوژي و ارزشيابي اجتماعي تغيير پيدا كند ولي هدف آن هميشه يكي است وآن عبارت است از : كاهش ابتلاء، مرگ زودرس و ناراحتي ها و نقص عضوهاي حاصله از بيماري ها در يك اجتماع (3). ساير مترادف هاي بهداشت عمومي، عبارتند از : پزشكي پيشگيري، پزشكي اجتماعي و پزشكي جامعه (4). بهداشت عمومي در ايران قبل از اسلام
آنگونه كه در تاريخ پزشكي ايران قبل از اسلام، تاليف زنده ياد دكتر نجم آبادي آمده است، طب نياكان در زمينه بهداشت عمومي، مراحل بسيار عالي را پيموده است. قوانين مربوط به طهارت تشريفاتي ممزوج با مقررات منع اشاعه بيماري ها و پاكي و پاكيزگي در آئين زرتشت (ع) اصل پارسائي نياكان، بوده است. آلودن آتش و خاك و آب و گياه ممنوع بوده، لمس كردن جسد مردگان گناه بزرگي به شمار مي رفته كه بر اثر آن آدمي ناپاك مي شده و مي بايد طهارت يا غسل مي نموده است. اجساد، پس از فوت شخص توسط روحاني و كمك وي با دستكشي كه در دست مي كرده اند شستشو مي شده و از موضوعات ديگري كه در طب ايران باستان بدان برخورد مي كنيم نهايت دقّت و توجه به شستشوي بدن و لباس است كه جزو مسائل مهم ديني و عُرفي نياكان يكتاپرست به حساب مي آمده است. درميان ايرانيان قديم حفظ صحت بدن شرط اول حفظ روح بوده است و در مناجات ها و نمازهايشان صحت و نيروي تن را پايه اوّل صحت روح مي دانستند. غسل ميّت و اجتناب از هرچه كه از مُرده و فضولاتي كه از زنده جدا شده باشد واجب بوده به طوري كه اگر كسي به طور اتفاقي بدن مرده اي را لمس مي كرده تا خود را غسل نمي داده نبايد داخل اجتماع مي شده است. درباره نِشستن مگس از شخصي به شخص ديگر و يا وزش باد كه احتمال انتقال بيماري داده مي شده، بايد روزي چند مرتبه دست و صورت خود را مي شستند. در باب مطهرات، پاك كننده بزرگ را آفتاب مي دانستند و خاك و آب و باد را نيز پاك مي شمردند. ضمنا اجتناب از غَسّال و مُرده كِش از واجبات بوده است و اگر احيانا اين آميزش صورت مي گرفت بايد شخص قبل از پيوستن به جمعيت، غسل مي نمود. آلوده كردن آب به كثافات را از گناهان كبيره مي دانستند و اگر كسي در حين گذر از نهر آب اشياء كثيفي را در آن رويت مي كرد، بر او واجب بود كه آن را از نهر دور نمايد. دود دادن و سوزاندن چيزهاي خوشبو در آتش را براي پاك كردن به كار مي بردند و در حقيقت آتش را به مانند آفتاب جزو مطهرات مي دانستند. مجموعا چنين به نظر مي رسدكه بهداشت در ايران باستان علاوه بر آنكه بسيار مهم و معتبر بوده بر درمان نيز ترجيح داشته و طب نياكان، در واقع طب پيشگيري و بهداشت بوده است. ايرانيان آب را از هر نوع پليدي دور مي داشته و چون آن را براي آباداني و ترقي كشور لازم مي دانستند، به پاكيزگي و بهداشت آن بسيار پايبند بودند. ضمنا آب را منبع زندگي جميع موجودات و رُستني ها و آباداني مي دانستند و معتقد بودند كه : 1 ـ آب آشاميدني بايد صاف، زلال و بي رنگ و بو و مزه بوده عاري از آلودگي باشد 2 ـ ريختن فضولات و مواد ناپاك، نظير مدفوع و ادرار و آب دهان و خون و اخلاط و لاشه و نظاير اين ها در آب ممنوع و مستوجب مجازات بوده است 3 ـ آنان معتقد بودند براي آشاميدن، هركس بايد ظرف جداگانه اي داشته باشد 4 ـ آنان كه عمدا آب را آلوده نموده ومثلا مرده و لاشه در آن مي انداختند تا مجازات اعدام محكوم بودند 5 ـ حمام نمودن و تغسيل و شستشوي لباس در آب جاري ممنوع بود. به همين نحو اگر كسي مي خواست شناكند، مي بايست اول خود را در خارج بشويد و پاك كند سپس وارد استخر گردد. به طور خلاصه در ايران باستان، مقدس شمردن آب و نينداختن فضولات و لاشه و مردار بر روي زمين از موضوعات بسيار مهم و جزو سنن مذهبي بوده است تا آنجا كه به نظر مي رسد ايرانيان باستان توليد بيماري ها را در لاشه انساني و مردار حيواني و آلودگي به عفونت را نتيجه آلودگي آب مي دانستند. آنان بر اين عقيده بودند كه بايد زمين، پاك نگاه داشته شود و در آن كشت و زرع و ساختمان به عمل آيد و سبز و خرّم گردد و در آن درخت كاشته شود و گلّه و رَمه، پرورش داده شود و ضمنا توصيه مي شده است كه از محل هاي آلوده دوري جويند. امر بهداشت چنانكه در طب ايران باستان بسيار معتبر بوده شايد در ميان اقوام و ملل تا قرون هفتم و اوائل هشتم ميلادي اصول بهداشت و مراعات آن به مانند بهداشت ايرانيان نبوده است. از موضوعات بسيار مهم، آنكه ايرانيان باستان مگس خانگي را يكي از مضرترين موجودات مي دانستند و اين حشره را منشاء سرايت بيماري و مرگ در ميان مردم تلقي مي نمودند. انداختن استخوان هاي سگ و انسان مرده بر روي زمين، ممنوع و عامل آنرا مستوجب مجازات شديد مي دانستند و حتي اين امر بستگي به مقدار و اندازه استخوان داشته است، مثلا در مورد يك قطعه استخوان كوچك، مجازاتش سي تازيانه و انداختن تمام بدن، اشدّ مجازات را به دنبال داشته است. تا اينجا به نظر مي رسد ميزان آلودگي در طب نياكان، با وضع مايع و يا جامد بودن شيئي متناسب بوده است. اشياء مزبور به تناسب وضع خود باعث آلودگي مي شدند. اين مطلب در نوشته هاي نويسندگان دوران ساساني ديده مي شود. اما بايد دانست در مورد انهدام واقعي ماده متعفن در ايران باستان به منزله برطرف نمودن امراض محسوب مي گردد به طوري كه معتقد بوده اند البسه فرد مبتلا به بيماري عفوني بايد از بين برده شود، اگر احيانا فردي آنرا به فروش مي رسانيد، مرتكب جنايت بزرگي در برابر بهداشت عمومي شده و به مجازات سخت مي رسيد. غلات و علوفه خشك عَفَن، دور ريخته مي شد و به همين نحو، شير فاسد و عَفَن گاو را نيز مصرف نمي كردند و بديهي است كه چنين گاوي را مناسب براي مردم نمي دانستند. به طور كلي در آن دوران، كساني كه بر خلاف اصول بهداشتي رفتار مي نمودند مستوجب كيفر بودند و به تناسب جُرم خود، به ميزاني كه استحقاق داشتند، مجازات مي گرديدند. آنان معتقد و مقيّد بودند كه بايد از ريختن مو و ناخن حتي در زمين احتراز جويند كه مبادا حشرات جمع شوند و باعث زيان مردم گردند. به طور خلاصه در ايران باستان، مقدس شمردن آب و نينداختن فضولات و كثافات و لاشه و مردار بر روي زمين از موضوعات بسيار مهم و سنن مذهبي بوده است. در ايران باستان در مواقع بيماري هاي واگير يا باصطلاح آن دوران "بيماري هاي پرمرگ" طبق آداب و سنن به عمل بَرشِنوم (Barchenume) متوسّل مي گرديدند كه در حقيقت، جداسازي بيماران از مردمان سالم طبق آئين و سنت خاصي بوده است. توضيح اينكه در موقع بروز بيماري هاي همه گير به مانند طاعون و وبا و آبله، اشخاص در محل انزوا مي زيستند و كمتر با يكديگر تماس مي گرفتند. هريك در رختخواب جداگانه استراحت مي نمودند و در ظرفي جداگانه غذا مي خوردند و آب مي آشاميدند و با اين عمل در حقيقت بر عليه بيماري قيام مي كردند و پس از برطرف شدن بيماري، خود را شستشو داده تطهير مي كردند و با گياهان و صمغ هاي خوشبو كه در آتش مي ريختند خود را بخور مي دادند. همانطور كه انتظار مي رود؛ ضدعفوني كردن، بدين شكل كه اكنون در امر بهداشت، مرسوم است در آن دوران نبوده، بلكه به نحوي كه به نسبت آن دوران شايسته تمجيد است اجرا مي گرديده است. اصولا بايد دانست امر ضدعفوني در زمان هاي قديم شامل اقداماتي از قبيل دود دادن و موميائي كردن و خوشبو داشتن امكنه بوده است و در هريك از كشورها و در ميان هريك از ملل و اقوام به نحوي اجرا مي شده است. در اينجا متذكر مي گرديم كه دود دادن و بخور دادن و سوزاندن گياهان و درختان خوشبو و يا ريختن مواد ديگر در آن دوران بهترين وسيله بوده كه شايد بهتر از آن ممكن نمي شده است. از اين گذشته در باره دفع حشرات كه از آن به كندن و خراب كردن سوراخ هاي اهريمن تعبير گرديده براي افراد متديّن و پارسا تاكيد بليغ گرديده است. فيثاغورث، مورخ و حكيم يوناني در فصل چهارم كتاب سياحتنامه خود در ايران درباره دخمه ميترا از سوگندي كه هر مرد و زن ياد مي كرده اند مي نويسد : "بر افزايش شماره آفريدگان خردمند كه زمين را معمور و مسكون مي دارند سوگند ياد مي كنم، بر كُشتن هر حيوان زيانكار، سوگند ياد مي كنم، بر شيار كردن و زراعت يك زمين و كاشتن يك درخت ميوه، سوگند ياد مي كنم، بر جاري كردن آب خنك در خاك خشك و ساختن يك راه، سوگند ياد مي كنم، راضيم پس از مرگ از جايگاه نيكبختان رانده شوم اگر در آن ها و زندگاني اين فرائض مقدسه را انجام ندهم" 0 خلاصه اينكه از مطالعه كتب ديني زرتشتيان و كتب و تواريخ و تذكره ها جمعا چنين استنباط مي گردد كه ايرانيان باستان حيوانات و حشرات موذي را براي زندگي خود مزاحم به حساب آورده و نابودي آنان را علاوه بر آنكه لازم مي دانستند ثوابي هم براي عامل اين عمل قائل بودند و برعكس آنان كه از حيوانات اهلي و مفيد مواظبت مي نموده و محترم مي شمردند، مردماني ثوابكار و پرهيزگار بودند. بنابراين با توجه به نقش حشرات موذي در انتقال و انتشار بيماري هاي مُسري بايد تصديق كرد كه مبارزه با اين موجودات در آن زمان تا چه حد در پيشگيري و اشاعة بيماري هايي از قبيل تيفوس و مالاريا و امثال آن ها موثر بوده است (2). بهداشت عمومي در ايران بعد از اسلام
هرچند به گواهي تاريخ، سرزمين عربستان تا قبل از ظهور اسلام هيچگونه پيشرفتي در زمينه پزشكي و بهداشت، نداشت و هيچيك از شخصيت هاي مرتبط با علم و هنر پزشكي را در خود نپرورده بود ولي از يك طرف تعليمات حركت آفرين مكتب انسان ساز اسلام و از طرف ديگر آميزش فرهنگ پزشكي ايران، هند، روم و . . . باعث طلوع خورشيدهاي جهان افروزي همچون محمد زكرياي رازي، ابن سينا، جرجاني و . . . گرديد و به مدت چند قرن، ابتكار عمل را به دست مسلمين سپرد و بنابراين منظور از طب و بهداشت اسلامي صرفا اشارات بهداشتي مجمل موجود در قرآن يا احاديث نيست ! بلكه تغيير رفتار سرنوشت سازي است كه منجر به توليد تفكر جديدي در دنياي آن زمان و باعث اقتباس، تاليف و توليد دانش پزشكي و بهداشت در دايره المعارف الحاوي، قانون، ذخيره خوارزمشاهي و امثال آن ها گرديد و زمينه را براي تكامل بعدي علم پزشكي در سايه دستيابي به تكنولوژي جديد، فراهم نمود. به طور خلاصه طب قرآني را با مطالعه اين كتاب آسماني مي توان به سه فصل بزرگ (طب، بهداشت، نگاهداري سلامتي و تندرستي) تقسيم نمود. فصل اول در مورد موضوعاتي نظير : پيدايش آدمي از تشكيل نطفه و جنين و دوران تكامل آن در رحم تا به دنيا آمدن نوزاد و طرز پرستاري و شيردادن كودك و توجه به علل و اسباب بيماري هاي مخصوص آدمي و معرفت النفس و رابطه بين بيماري هاي جسم و جان و مرگ و معاد. فصل دوم در مورد موضوعات بهداشتي نظير : توجه به بيماري ها و پيشگيري آنها و بهداشت و سلامت فردي (لباس و استراحت و بهداشت مو و غذا و خوراك و دقت در خوردن و آشاميدن) و بهداشت محيط (منزل و توجه به بيماري هاي مسري و اتفاقات و بيماري هاي عمومي و واگير). فصل سوم در مورد موضوعات و وسائل سلامتي از قبيل : دقت در غذاها و عدم اسراف در آن ها و اجتناب از خوردن گوشت هاي مضره حيوانات و الكل و توجه به بهداشت در موضوعات جنسي (رابطه بين زن و شوهر و اجتناب از معاشرت و مباشرت با زنان نامشروع و بهداشت تناسلي) و ساير موضوعات از قبيل ختنه و روزه و تطهير و استراحت و امثال آنها و غسل و دفن و كفن و ضدعفوني نمودن مرده و امثال آن. اسلام از يك طرف ارزش و اهميت سلامتي انسان را تا حدي بالا برد كه طبق نصّ صريح قرآن، نجات جان يك نفر انسان را مساوي با نجات جان تمامي انسان ها و هلاكت يك نفر را به منزله هلاكت تمامي انسان ها اعلام نمود و از طرف ديگر علوم پزشكي را بر علوم ديني ترجيح داد و يا لااقل هر دو را با اهميت شمرده در يك رديف قرار داد و به منظور رشد و شكوفائي استعدادها پيروان خود را به سير آفاق و انفُس و كسب دانش در اقصي نقاط جهان دعوت نمود و با بيان اصل كلي “هردردي را درماني هست” انگيزه پژوهش را برانگيخت و بسياري از موارد نيز اثرات معجزه آساي پيشگيري رفتاري را عملا به معرض نمايش گذاشت تا به عنوان يك اصل كلّي در آموزش بهداشت، مورد استفاده قرار گيرد : جالب توجه است كه هرچند پيشگيري رفتاري در رسانه هاي غربي و به تبع آن در بينش ما مصرف كنندگان دانش، طرز تفكّري جديد و يا حد اقل، شيوه اي نوين در امر مبارزه با ايدز و بيماري هاي نظير آن به حساب مي ايد ولي واقعيت اينست كه يكي از پندارها و حتي در بسياري از موارد، يكي از كردارهاي موفق و سازنده ثابت شده و ريشهدار ايدئولوژي اسلامي را تشكيل مي دهد و به عبارت ديگر يكي از شيوه هاي آموزشي قرآن و فرهنگ سازي اسلامي است كه حتي در زمان حيات پيامبر (ص) نيز با موفقيت كامل و گاهي طي مراحل چندگانه، به مورد اجرا گذاشته شده است. مثلا شيوه پيامبر اكرم براي حلّ معضل بهداشتي اعتياد اكثريت مردم به الكل و تغيير رفتار شرابخواران و منع شرابخواري كه دامنگير عده كثيري از شهروندان عربستان آن زمان گرديده بود اين نبود كه ناگهان با اين شيوه غيربهداشتيِ زندگي به مبارزه برخيزد و در يك چشم به هم زدن ممنوعيت آن را اعلام كند و اين ناهنجاري آشكار را به پنهانكاري بكشد بلكه ابتدا با تفهيم فلسفه نماز به عنوان مهمترين عامل جلوگيري از فحشا و مُنكَر و عامل مساعد كننده تامين امنيت اجتماعي (اِنَّ الصلاه تنهي عَنِ الفَحشاءِ وَالمُنكَر) ، اين توفيق را نصيب پيروان خود كرد كه با خلوص نيت به گفتگو و راز و نياز با معبود خود بپردازند و با ذكر رحمانيّت او قلوب خود را آرام نمايند و تدريجا خود را نيازمند اداي اين فريضه احساس كنند و زماني كه اين امر تحقق پيدا كرد به امر خداوند، مرحله اول تغيير رفتار در مورد شُرب خَمر را به مرحله اجرا گذاشته و فرمودند : در حالت مستي به نماز نايستيد تا با هوشياري كامل بدانيد با كه هم صحبت شده ايد و چه مي گوئيد (لاتقربوالصلاه وَ اَنتُم سُكاري حَتي تَعلَموا ما تَقُولون) و بدينوسيله مسلمان اهل صلات آن روز كه روزي چند بار ملزم به خود داري از شُرب خمر و حفظ هوشياري خود بود رفتار قبلي خود را به تدريج، تعديل كرد و لذا پس از مدتي كه زمينه براي اجراي مرحله دوّم اين سياست انسان ساز و فرهنگسازي اسلامي، و اقدام بهداشتي مهم، مهيّا شد پيامبر اكرم بار ديگر به امر خداوند، اين رفتار ناهنجار را بطور كامل تقبيح فرموده، فرمان اجتناب مطلق از عمل شرابخواري را صادر كردند (اِنَّماالخَمرِ وَالمَيسِرِ وَالاَنصابِ وَالاَزلامِ رِجس مِن عَمَلِ الشيطانِ فَاجتَنِبوه لَعَلَّكُم تُفلِحون) و آن طور كه در تاريخ ثبت شده است با نزول اين آيه و توجيه جامعه اسلامي آن زمان كلّيه افرادي كه خمره هاي شراب در خانه هاي خود نگهداري مي كردند داوطلبانه و آشكارا در بيرون منازل به شكستن و معدوم كردن آن پرداخته در بعضي از كوچه ها جوئي از شراب به راه انداختند ! . بديهي است كه كسي موفق به پياده كردن چنين طرحي شد كه در كنار اينگونه آموزش ها سعي كرد عدالت اجتماعي را نيز عملا پياده كند و با فقر و برده داري نيز به مبارزه برخيزد. به عبارت ديگر بر اساس اين الگو، پيشگيري رفتاري، زماني موفق و كارآمد مي باشد كه به تمامي ابعاد يك رفتار ناهنجار، توجه شود. علاوه بر دستورات كلّي اسلام در خصوص بهداشت گرائي و حفظ و ارتقاء سلامتي، دستورات صريحي نيز در زمينه بهداشت فردي و عمومي صادر كرده است كه به برخي از آنها مي توان اشاره كرد : در مورد بهداشت بدن و پاكيزگي (طهارت)، موضوع خوردن و به اندازه صرف كردن غذا و آشاميدني و خواب و استراحت و استحمام و غسل، شير دادن به كودك توسط مادر به مدت دو سال تمام، خودداري از اسراف در خوردن گوشت و مخصوصا رعايت بهداشت فردي و اصطلاحا مطهرات كه جاي هيچگونه بحثي در آن نيست، درمورد بهداشت مو و كوتاه كردن آن و بهداشت دهان و وجوب مسواك زدن و گرفتن ناخن، در مورد بيماري ها و زيان هاي حاصله از نگهداري و تماس با سگ، در مورد حرمت گوشت خوك و بعضي حيوانات ديگر در مورد مشروبات الكلي و . . . دستورات صريحي وجود دارد و مصرف هرچيزي را كه براي بدن ضرر داشته باشد ممنوع اعلام كرده (كُلُّ مُضِرّ حَرام) كه اجراي آن ها باعث حفظ و ارتقاي سلامت خواهد شد ولي همانگونه كه قبلا نيز اشاره شد از همه اينها مهمتر، تربيت خردمندان بهداشت گرا و حركت آفريني همچون ابن سينا بود كه مكتب بهداشت گراي او در اوائل هزاره دوّم ميلادي نمونه بارزي از افكار بهداشتي در پزشكي نياكان به حساب مي ايد و لذا به منظور روشن شدن موضوع، بقيه اين گفتار را به بررسي بهداشت عمومي از ديدگاه ابن سينا كه آينه تمام نماي بهداشت گرائي در پزشكي نياكان است، اختصاص مي دهيم: بهداشت عمومي از ديدگاه ابن سينا در جهان اسلام
ابن سينا هدف پزشكي را در درجه اول، تامين و حفظ سلامتي افراد سالم و در درجات بعد تشخيص و درمان و بازگرداندن سلامتي به جسم و روان افراد بيمار، مي داند و هرچند عقايد ديگران، مبني بر وجود سه سطح سلامتي، بيماري و حالت بينابيني را كاملا مردود نمي داند و در بسياري از صفحات كتاب قانون، مطالبي در اين مورد نگاشته است ولي در همان آغاز كتاب، عقيده شخصي خود، مبني بر اينكه "سلامت، را سرشت و يا حالتي مي داند كه در آن اعمال بدن، به درستي سرمي زند و نقطه مقابل آن فقط دور شدن از سلامتي است" را بيان نموده، سلامتي را تلويحا فرايندي مطلق و بيماري را پديده اي نسبي دانسته و در واقع بر خلاف طبقه بندي امروزي، به جاي سطح بندي طيف سلامت، به طبقه بندي طيف بيماري ، پرداخته و مثل اينست كه، سلامتي را ثابت و بيماري را روي آوردي، متغيّر دانسته و از اينرو خود را بينياز از گنجاندن واژه "ارتقاء سلامت" دانسته و آنچه را كه ما ارتقاء سلامت مي دانيم دورشدن از بيماري و نزديك شدن به سلامتي، در نظر مي گيرد كه در جاي خود، فكر و انديشه اي بسيار مترقي و راهگشا مي باشد. ابن سينا در همان آغاز كتاب قانون در طب، در ارتباط با تعريف پزشكي كه همان بهداشت و درمان امروزي است ميفرمايد: تعريف طب، سلامتي وبيماري، از ديدگاه ابن سينا
"گويم : طب دانشي است كه به وسيله آن مي توان بر كيفيات تن آدمي آگاهي يافت و هدف آن حفظ تندرستي در موقع سلامت و بازگرداندن آن به هنگام بيماري است (9).
شِماي 1 ـ سلامت و بيماري از ديدگاه ابن سينا
اينكه گفته اند، تن آدمي را سه حالت است و آن تندرستي و بيماري و حالتي كه نه تندرستي و نه بيماري است، گفتاري بس ناروا است، در حالي كه من فقط از دوحالت تندرستي و بيماري بحث كردهام. اگر صاحب آن گفتار، اندكي تامل كند، در مي يابد كه ذكر سه حالت، لازم نيست و مي فهمد كه از گفتارما زياني حاصل نخواهد شد، چه اگر فرض بر قبول سه حالت باشد و ما فقط دو حالت براي بدن مي دانيم كه يكي تندرستي و ديگري از دست دادن تندرستي است، از دست دادن تندرستي به همان مفهوم حالت سوم است كه آنرا غير از سلامتي، شمرده اند، زيرا سلامت سرشت و يا حالتي است كه در آن اعمال بدن به درستي سرمي زند و نقطه مقـابل آن فقط دور شـدن از سلامت است و بس (10)" و ملاحظه مي گردد كه ابن سينا هر دو حالت بينابيني و بيماري را دور شدن از سلامتي دانسته به جاي اصطلاح "ارتقاءسلامتي" از واژه "بازگرداندن سلامتي" استفاده نموده است. ولي همانطور كه اشاره شد عقايد ديگران مبني بر وجود سه سطح سلامتي، بيماري، و حالت بينابيني را نيز كاملا مردود، ندانسته شايد به خاطر سهولت فهم موضوع و بيان اهداف، در نوشته هاي خود به كرّات، مورد اشاره قرارداده است. به طوريكه از قول جالينوس، مينويسد : "براي بدن انسان سه حالت وجود داردكه عبارتند از: تندرستي، بيماري و حالت واسط، يعني حالتي بين تندرستي و بيماري. 1) تندرستي حالتي را گويند كه بدن انسان از حيث مزاج و تركيب در چنان كيفيتي باشد كه كنش هاي آن جملگي درست و صحيح باشند. 2) بيماري حالتي است كه در نقطه مقابل و مخالف حالت تندرستي باشد. 3) حالت واسط تندرستي و بيماري آن است كه در آن نه تندرستي كامل و نه بيماري كامل براي تن وجود دارد، مانند تن سالخوردگان و تازه شفايافتگان و نوزادان، يا اينكه بهبودي و بيماري در يك زمان با هم هستند، چنانكه اندامي سالم و اندام ديگري بيمار مي باشند، يا اينكه سلامت و بيماري در يك اندام گرد آمده اند ولي نوع سلامت و نوع بيماري با هم متفاوت مي باشند، مثلا اندام، درشكل و هيئت سالم و در اندازه و وضع، ناسالم مي باشد. سرانجام ممكن است تن يا اندام مورد نظر از حيث شكل و اندازه و وضع، درست باشد و براي تاثير پذيري در يك حالت باشد ليكن كنش دو حالت تندرستي و بيماري متعادل نباشد. يا اينكه تاثير بخشي تندرستي و بيماري در پي همديگر آيند و در دو زمان آن را در برگيرند، مانند كساني كه در زمستان تندرست و د ر تابستان بيمار مي شوند (11). شايان ذكراست كه سازمان كلي جسمي و رواني هر فرد در عين حال كه با كلّيه افراد ديگر اختلاف داشته و مخصوص بخود اوست، در بعضي از ويژگي ها يا گروهي از آن ها با ديگر افراد همنوع و همجنس خود مشابه است و لذا اينگونه خصوصيات مشابه را در طب قديم تحت عنوان مزاج ناميده اند (12). "از آنجاكه هدف علم طب پژوهش در تن آدمي است كه آيا سالم است و يا از سلامت برخوردار نيست و از آنجا كه شناخت و عللِ هر دو حالت سلامت و بيماري براي پزشك لازم است، پس بايسته است كه علل و موجبات تندرستي و بيماري بررسي شود (13)". از آنجا كه "اپيدميولوژي باليني" ، عبارتست ازكاربرد اصول و روش هاي اپيدميولوژي، در زمينه طب باليني (5) مي توان ادعا نمود كه ابن سينا داراي چنين بينشي بوده و از چنين روش زيربنائي در پزشكي و بهداشت، استفاده مي كرده است. رشته هاي كاربردي طب
هرچند ابن سينا در تعريف طب، كاربرد عملي آنرا نيز در دو جمله كوتاه "حفظ تندرستي به هنگام سلامت" و "بازگرداندن آن در زمان بيماري" ، بيان كرده است ولي بار ديگر براي تاكيد بيشتر، در فنّ سوم از كتاب اول، جنبه هاي عملي و كاربردي علم طب را به نحو ذيل، به دو دسته علم بهداشت و علم درمان، طبقه بندي كرده است: "1) دستور حفظ الصحه، يعني اينكه چگونه سلامتي بدن را نگه داريم و نگذاريم خللي درآن ايجاد شود (علم بهداشت) 0 2) دستور چاره سازي، يعني اينكه چگونه تن ناسالم را بهبودي بخشيم (علم درمان) (14). پزشكي = بهداشت + درمان” ابن سينا دامنه علم طب را در حيطه بهداشت و درمان، بسيار وسيع و پرمحتوا دانسته بار ديگر، عوامل موثر بر بهداشت، نظير سن، جنس، شغل، فصل، آب، هوا، غذا، مسكن، فعاليت هاي فيزيكي و رواني و آرامش ناشي از تامين رفاه نسبي را مطرح نموده آشكارا مي گويد : "بعد از بيان مطالب بالا به اين نتيجه مي رسيم كه دامنه علم طب، پژوهش در باره . . . حالات تندرستي و بيماري، حد واسط بين آن ها و علل آن ها مانند : خوردني ها، آشاميدني ها، آب و هوا، مناطق مسكوني، خانه هاي مسكوني، . . . مشاغل، عادات، حركات بدني (جسمي) و نفساني (رواني) ، آرامش، سنين عمر، جنسيت، اثر عوامل خارجي بر جسم، انتخاب مواد خوراكي و آشاميدني، استنشاق هواي مناسب، برنامه فعاليت ها و استراحت ها، معالجه به وسيله داروها و معالجات فيزيكي است" و در همين راستا خطاب به فراگيرندگان مي نويسد : "بايد بداني كه بيماري چگونه برطرف مي شود و تندرستي چگونه پايدارمي ماند. بر طبيب است كه در اين سنجش ها دقيق باشد، معاينهاش همه جانبه باشد و دليل نتيجه گيري هاي خود را در باره علل بيماري هاي نهاني به تفصيل و صراحت بيان كند (15). محيط هندوستان مزاجي پديد مي آورد كه مايه صحّت مردم هند است، اسلاوها در محيطي رشد و نمو مي كنند كه ويژه اعتدال مزاج آن ها است و تندرستي آنها را تامين مي كند، بدن يك نفر هندي اگر در شرايط مزاجي اسلاوها باشد و بخواهد باآن سازگار شود، بيمار، مي گردد و از بين مي رود و همين موضوع در باره يك اسلاو كه بخواهد با مزاج هندي سازش پيداكند نيز صادق است (16). منظور اصلي از رعايت بهداشت
ابن سينا هدف اساسي بهداشت را حفظ اعتدال در حالات مختلف جسمي و رواني انسان دانسته توضيحات زير را در اين راستا ارائه نموده است : "هدف اساسي در رعايت بهداشت آن است كه بيشترين كوشش را تا حدّ امكان در نگهداري اعتدال عوامل و ابزارهاي مذكور به عمل آوري. اعتدال در هفت امر، لازم است : اعتدال در مزاج، اعتدال در رژيم غذائي، اعتدال در پالايش مواد دفعي، اعتدال در نگهداري تركيب، اعتدال در استنشاق و جذب هواي خوب، اعتدال در گزينش لباس مناسب، و اعتدال در فعاليت و استراحت جسمي و رواني و خواب و بيداري نيز تا اندازه اي اهميت دارند. از آنچه سابقا بيان كرديم ياد گرفتي كه نه اعتدال و نه حالت بهبودي، هيچيك در وصف معيني نمي گنجد و همچنين هيچ مزاجي بر تندرستي و اعتدال معيّن قرار نمي گيرد و هر حالتي در موقعي و هر اعتدالي در شروطي مورد پژوهش ما است". و سرانجام به منظور مطلق نكردن بهداشت و غافل نماندن از فرسايش غيرقابل اجتناب و برنامه ريزي براي مدت محدودي كه هر يك از ما ها به مهماني اين جهان آمده ايم مي نويسد : "دستورات بهداشتي كاري نيست كه بدن را در برابر مرگ، بيمه كند و يا آن را از گزند بيروني رهائي دهد و يا طول عمر را چنان تامين كند كه آدمي آرزو دارد. بلكه بهداشت براي آن است كه تن انسان را تا مرز مرگ طبيعي برساند و هنجارهاي زندگي رانگهداري كند (14)" و سپس علائم تندرستي را بدين صورت، بيان مينمايد: "برخي از اين علائم دلالت بر اعتدال مزاج دارد كه در جاي خود آنرا ذكر خواهيم كرد، بخشي نيز درستي و بهنجاري تركيب را مي رساند و آن بر سه وجه است: الف) نشانه هاي گوهري (اصلي) ، كه در آن سرشت و حالت و اندازه و عدد بر وفق مراد است ب) علائم عِرضي (روي آوردي) مانند زيبائي و خوش هيكل بودن ج) علائم تمامي (رفتاري) كه عبارت است از درستي در انجام كارها و انجام كار درست و تمام و كمال. هر اندامي كه وظيفه خود را صحيح انجام داد اندامي است سالم و درست (17). علائم تندرستي را مي توان از ميان نشانه هاي ذكر شده برچيد كه عبارتنداز : اعتدال در : بسودن، گرمي، سردي، خشكي، تري، نرمي، سختي، سفيدي و سرخي، فربهي، لاغري و اندكي گرايش به سوي فربهي. خواب و بيداري شخص معتدل المزاج، معتدل است و حركات اندام ها حسب المرام و با سهولت انجام مي گيرد و نيروي تخيّل او قوي، و قدرت ذاكره اش نيرومند است. اخلاق شخص معتدل المزاج حد واسط بين افراط و تفريط است، يعني نه زياد جسور است و نه بسيار ترسو، نه زياد خشمگين است و نه بسيار بيتفاوت، نه زياد زيرك و نه بسيار كودن، نه زياد هرزه است و نه بسيار با وقار، نه زياد متكبر است و نه بسيار خودكم بين، در كنش ها بي دريغ و سالم است، خوب و سريع نمو مي كند و مدت نموّش زياد مي پايد، خوآب هاي خوش مي بيند، از بوي خوش و آواز خوش و مجالس شادي و سرور، لذت مي برد. صاحبان مزاج معتدل دوست داشتني، گشاده روي و خوش برخورد هستند. در اشتهاي به غذا و نوشيدني، اعتدال دارند، دستگاه گوارش، معده، كبد و رگ هاي آن ها به خوبي كار مي كند، سراسر وجودشان در اعتدال است، دفع مواد زائد در آنها معتدل است و از مجاري عادي بيرون مي ريزد (18)". ژرف نگري ابن سينا چنين اقتضاء مي كند كه قضاوت معقول و پايائي را در مورد تعريف سلامت و بيماري از خود به يادگار بگذارد و به نسل امروز نيز گوشزد كند كه تمامي پديده ها و همه تعاريف، نسبي هستند و مخصوصا وقتي چندين عامل كيفي دروني و بيروني، در روند سلامت و بيماري مداخله مي نمايند تعاريف را نميتوان همچون يك قالب انعطاف ناپذير، طراحي كردكه بازده آن براي تمامي افراد و در كليه شرايط ممكن، يكسان باشد. وي عوامل جسمي، رواني و اجتماعي را نه تنها موثر بر روند سلامت و بيماري مي داند بلكه اين عوامل را كارگزاران اصلي سلامت، دانسته وحتي فرد ظاهرا سالمي كه خود احساس سلامتي نمي كند، را سالم نمي داند و بنابراين تعريف سازمان جهاني بهداشت در عصر حاضر مبني بر: "تندرستي حالت آسايش كامل جسمي، رواني و اجتماعي است و تنها به نبودن بيماري و يا زمينگيري اطلاق نمي شود" (5) را در همان زمان در ذهن خود، مرور و بر قلم خويش، جاري نموده است ولي همانطور كه اشاره شد اين تعريف را در يك قالب انعطاف پذير و نسبي و بر اساس شرايط پذيرفته شده به وسيله ساكنين يك منطقه و برآورده شدن نيازهاي آنان برحسب سطح توقع و انتظار آنها، پي ريزي نموده به طور خلاصه، سلامتي را در احساس سالم بودن، در شرايط اقليمي و مسكن و غذا و آسايشي متناسب با نياز و سطح انتظار وتوقع سكنه هر محيطي دانسته، موضوع را در قالب واقعيت هاي زير، بيان فرموده است: "از آنچه سابقا بيان كرديم ياد گرفتي كه نه اعتدال و نه حالت بهبودي، هيچيك در وصف معيني نمي گنجد و همچنين هيچ مزاجي بر تندرستي و اعتدال معيّن قرار نمي گيرد و هر حالتي در موقعي و هر اعتدالي در شروطي مورد پژوهش ما است (14). منظور از سازگاري اين است كه : شخصي كه خود را كاملا صحيح و سالم و داراي مزاج معتدل مي داند حالت او را سازگار مي ناميم. كسي كه حس مي كند تندرستي را از دست داده و مزاجش طبيعي نيست در اين بحث ناسازگار ناميده مي شود. پس احساس تندرستي كردن دليل بر سلامت مزاج است و احساس خلاف آن كردن، عكس آنست. يادت باشدكه ما قبلا در گفتار كلي راجع به سلامت گفتيم كه تندرستي، نسبي است و قياس استانده اي ندارد. هر مزاجي در هر شخصي، اعتدال ويژه اي دارد، شايد كسي بر مزاجي تندرست است و كسي ديگر داراي همان مزاج، بيمار است. ولي بايد دقت كرد هرآنچه در مزاج كسي مايه سازگاري است و در شخص ديگري عكس آن، و هرآنچه در آن ديگري وسيله تندرستي و در اين شخص علامت بيماري مزاج است، هر دو را باهم مقايسه كرد و سنجيد، چه افراط در هر يك از ويژگي ها حتما زياني بدنبال دارد. مزاج خارج از اعتدال ممكن است براي بعضي از اشخاص وسيله تندرستي باشد اما نبايد اين خروج از اعتدال بسيار زياده ازحد لازم باشد، كه افراط در عدم اعتدال هيچ وقت و براي هيچ مزاجي مايه تندرستي نيست (19)" و خلاصه اينكه امروزه نيز اين واقعيت را پذيرفته ايم كه در اكثر متغيرهاي تندرستي، تفاوت هاي فردي قابل توجهي وجود دارد و لذا در اغلب موارد، مشكل مي توان گفت "طبيعي (نرمال) " چيست و غيرطبيعي (آنرمال) كدام است ؟ چرا كه معمولا تفاوت واضحي بين "طبيعي" و "غيرطبيعي" وجود ندارد و تعاريف آنها نيز به آساني صورت نمي گيرد و از ديدگاه خبرگان سازمان جهاني بهداشت، اگر هميشه بين توزيع فراواني مشاهدات افراد طبيعي و غيرطبيعي، اختلاف واضحي وجود داشته باشد اين كار، ساده خواهد بود ولي متاسفانه اين به جز در اختلالات ارثي كه با يك ژن غالب مشخص مي شوند به ندرت يافت مي شود، گاهي اوقات توزيع فراواني ها روي هم مي افتد ولي بيشتر اوقات فقط يك توزيع، درست است و افراد به اصطلاح غيرطبيعي در انتهاي توزيع نرمال قراردارند (5). بهداشت محيط ازديدگاه ابن سينا
1 ـ آب
ابن سينا در زمان خود، بر اهميت بهداشتي آب، واقف بوده، گوهر اصلي تمامي آب هاي موجود را گوهر واحدي مي دانسته، آب ها را بر حسب مرغوبيت آنها طبقه بندي نموده، تاثير تابش نور خورشيد، پالايش، تقطير، جوشاندن و امثال اينها را بر تصفيه آب به خوبي مي شناخته و آب هاي سبك و سنگين (سخت) را چنان توصيف نموده كه گوئي براي نسل امروز، سخن مي گويد!. وي در قسمتي از كلام خود چنين يادآور شده است : "آب گوهري است كه غذا را روان و رقيق مي گرداند و آن را همراهي مي كند تا به درون رگ ها برسد و تا موقع خارج شدن از بدن، همراه آن است. در تمام كارهاي غذا به آب نياز هست و كمك آن لازم مي باشد (20). آب ها از حيث گوهر، يكي هستند، ليكن به وسيله آميزه هاي خارجي وكيفياتي كه بر آنها چيره مي شود تغيير حالت مي دهند. بهترين آب ها آب چشمه سار است ليكن نه هر چشمه ساري و . . . شرط لازم اين است كه آب، جاري باشد، تابش خورشيد به آن برسد و بادها بر آن بوزند. در چنين حالتي است كه آب جاري مطلوب تر از آب سرچشمه است. ليكن سر باز بودن آب راكد، مطلوب نيست و بهتر است چنين آبي دروني و پوشيده باشد. آبي كه از نقاط مرتفع به نواحي پائين سرازير است و داراي صفات نيك ياد شده است بهترين آب روي زمين مي باشد. چنين آبي با آن صفات، چنان گوارا است كه گوئي مزه شيرين دارد. اين آب، سبك وزن است، هيچ طعم و بوئي بر آن غالب نيست، زود پز (دماي جوش پائينتر) و زود حل كننده است. در اكثر حالات، آب سبك از آب سنگين بهتراست. براي سنجش آب ها دو راه وجود دارد : يكي به وسيله پيمانه و ديگر اينكه دو تكه پارچه يا پنبه را كه وزن برابر دارند در دو آب جداگانه فرو مي برند تا كاملا خيس شوند. اين دو قطعه خيس شده را چنان مي فشارند كه ديگر آبي پس ندهند، آنگاه هر دو قطعه را مجددا وزن مي كنند قطعه سبك تر بهتر است. آب ناگوارا به وسيله تبخير و تقطير، مطلوب مي گردد. اگر عمل تبخير و تقطير ممكن نشد بايد آنرا جوشاند (20). دانايان مي دانند كه آب جوشيده كم بادتر است (داراي هواي كمتر است) و زودتر سرازير مي شود ولي طبيبان مبتدي برآنند كه اگر آب، جوشيده شد لطيفش متصاعد مي شود و غليظش جاي ميماند و اگر آبي غليظ باشد و لطيفش رفت نبايد به گوارائي آن اميدوار بود. ولي بايد بداني كه آب تا موقعي كه آب است تمام اجزايش در لطافت و غلظت، همانند و برابرند، زيرا آب جسمي است بسيط و تركيب نيافته (20). اگر آب را بجوشانيم، از طرفي غلظتي را كه بر اثر سرما دريافت كرده است از خود مي راند و از سوي ديگر در اجزاي آن چنان تخلخلي روي مي دهد كه هيئت آن بسيار رقيق ترمي شود و التصاق اجزاي آن از هم مي پاشد و آنگاه ذرات غلظت بخش خاكي كه در آن محبوس هستند (املاح) از قيد تراكم رهائي مي يابند و آزادانه سرازير و ته نشين مي گردند. وقتي اين ذرات ته نشين شدند، آبي سره و نزديك به همان عنصر ساده باقي مي ماند. همانطور كه گفتيم جوشاندن آب گوهر آن را لطافت مي بخشد. برهم زدن آن نيز وسيله اي است در درجه دوم كه اين لطافت را ايجاد مي كند. آب چاه و قنات در مقايسه با آب سرچشمه، نامطلوب به شمار مي رود، چه اين آب مدت ها در دل خاك زنداني بوده است، با خاكي ها آميخته است و مواد متعفن درآن وارد شده است. اين آب به وسيله نيروي بازوي انسان و با بكار بردن فن و حيله به بيرون تراويده است آبي نيست كه داراي نيروي جهش و حركت به طرف سطح زمين باشد. بدترين نوع اين آب ها آبي است كه در لوله هاي سربي جريانش داده اند. آبي كه با گوهر معدني آميخته است و يا بسترش معدني است و آبي كه در آن زالو وجود دارد بسيار نامطلوب است (20)". و ما نيز در آغاز قرن بيست و يكم ميلادي، همان مفاهيم را در قالب كلمات و جملات مستند علمي، بيان و به عبارت صحيح تر، تكرار مي نمائيم به طوريكه در مورد تاثير جوشاندن آب بر سختي و برخي از خواص ديگرآن چنين ميگوئيم: جوشاندن به وسيله خارج ساختن Co2 و ته نشين نمودن كربنات كلسيم نا محلول سختي آب را از بين ميبرد ولي انجام آن براي سبك كردن مقادير زياد آب گران تمام مي شود. فرمول عمليات چنين است: Ca (CO3H)2 → Ca (CO3 + CO2 + H20) جوشاندن، روش مطلوبي به منظور خالص كردن آب براي مصارف خانوار است و براي كارآمد بودن روش بايد آب به مدت 5 تا 10 دقيقه در "نقطه جوش" باشد. جوشاندن، ميكروب ها، ويروس ها، كيست ها و تخم كرم ها را مي كشد و آب را سترون مي نمايد. با جوشاندن، سختي موقت آب هم از بين مي رود زيرا دي اكسيد كربن آب خارج و كربنات كلسيم آن ته نشين مي شود. طعم آب هم دگرگون مي شود ولي اين دگرگوني بي زيان است (4). 2 ـ هوا
محيط پيرامون انسان را هوائي احاطه كرده است كه زندگي تمامي موجودات هوازي و ازجمله انسان، وابسته به آن و بلكه درگرو آنست و آنچه كه به تعبير سعدي، ممدّ حيات و مفرّح ذات، ناميده شده است همين هوا و خواص حياتبخش آنست چرا كه علاوه بر تامين اكسيژن بدن، موجب انتقال محرّك هاي شنوائي و بويائي نيز مي شود و موجبات خنك كردن بدن را نيز فراهم مي نمايد و در عين حال همچون آب پاك، ممكن است دستخوش آلودگي و تعفّن، واقع شود و سبب انتقال بيماري هاي عفوني و غيرعفوني گردد و از اين لحاظ در مبحث بهداشت محيط، جايگاه خاصي را به خود اختصاص داده موضوعاتي نظير تركيب هوا، دگرگوني هاي فيزيكي و شيميائي، منابع آلودگي هوا نظير صنعت، وسايل نقليه موتوري ، و غيره، تاثير آلودگي هوا بر گياهان و جانوران، جنبه هاي اقتصادي آلودگي هوا و راه هاي پيشگيري از آن مطرح و به طور مفصّل، توضيح داده شده و مورد بحث، قرار گرفته است و همانطور كه در صفحات قبل، اشاره شد ابن سينا "هوا" را يكي از عوامل موثر بر سلامت و بيماري مي داند و استنشاق هواي مناسب را به عنوان يكي از موازين رعايت بهداشت، معرفي نموده هواي سالم و مناسب را چنين توصيف مي نمايد : "هواي خوب و مطلوب هوائي است كه آزاد باشد و مواد خارجي از قبيل انواع بخار و دود با آن نياميخته باشد و همچنين در بين ديوارها و سقف محبوس نباشد و آن نيز در صورتي است كه تباهي فراگير بر هوا عارض نشده باشد وگرنه هواي جاهاي سرپوشيده، سالم تر از آن است. هواي آزاد و دور از تباهي و ناخالصي آن است كه صاف و پاكيزه باشد و به بخار مسيل ها، جنگل ها، گردشگاه ها، كشتزارها . . . نياميخته باشد و از گندزارها و بوي بد به دور باشد. هواي آزاد لازم است علاوه بر شرايط مذكور، از نسيم هاي مطبوع، مدد يابد و از آن بي بهره نباشد. بديهي است كه بادهاي سلامت بخش غالبا در بلندي ها و جلگه هاي هموار مي وزند. نشانه هواي خوب آن است كه تنفس را تسهيل كند و به هيچ وجه گلو را نگيرد و نفس را به اشكال نياندازد. سالم ترين هوا در هر فصلي هوائي است كه بر طبيعت و مزاج فصل باشد. اگر هواي موجود با مزاج فصل، ناسازگار باشد بيماري ها را با خود مي آورد (21)"و سپس آلودگي هوا و مواد آلاينده آنرا چنين توصيف مينمايد: "تا زماني كه هوا معتدل و صاف است و چنان گوهر بيگانه اي با آن نياميزد مايه صحت و تندرستي و ضامن حفظ سلامتي است، ليكن اگر برعكس آن باشد نتيجه نيز معكوس خواهدبود (22). ممكن است هواهاي ناسازگار و غيربهداشتي، سبب توليد عفونت در بدن شوند (23). منظور ما از هواي متعفن شده، هواي ساده و ناآلوده اي كه محيط را فرا گرفته است نيست بلكه منظور از هواي قابل عفونت، جرم هاي منتشر شده در جو است كه عبارت از آميخته اي از هواي حقيقي و اجزاي بخار نمناك و اجزاي خاكي است كه به صورت دود و گرد و غبار بالارفته است و همچنين اجزاي آتشين است. اگر اين آميزه را هوا مي ناميم بدين معني نيست كه هواي تمام عيار است، مانند اين است كه آب دريا و سيل ها را نيز آب مي ناميم ولي در واقع آب تمام عيار و ساده و بي آلايش نيست و آميزه اي است از آب و هوا و خاك و آتش كه در آن آب ، چيرگي دارد. چنين هوائي كه با اجسام ديگر آميزش دارد، ممكن است متعفن شود و گوهرش به تباهي انجامد، همچنانكه آب مسيل ها مستعد گنديدن و تباه شدن گوهرش مي باشد (24)". 3 ـ غذا
ابن سينا معتقد است بهترين غذاها براي تندرستي عبارتند از: گوشت، گندم ، شيريني و شربت و ميوه هاي واجد ارزش غذائي را شامل انجير، انگور و خرما دانسته ، توصيه هاي بهداشتي زير را مورد تاكيد، قرار داده است: "1) غذا را نبايد بدون داشتن اشتها خورد 2) در زمستان غذاهاي گرمي بخش و در تابستان، غذاهاي سردي دهنده بايد خورد 3) گرمي و سردي غذا هرگز نبايد خارج از توان شخص باشد 4) هرگز نبايد آنقدر غذا خورد كه جائي در معده نباشد و بايد قبل از سير شدن و باقي ماندن اشتها دست از طعام كشيد 5) در مسئله خوراك همواره بايد به مقداري عادت كرد و پا از آن فراتر ننهاد. بدترين خوراك ها آن است كه بر معده سنگيني كند و بدترين نوشابه ها آن است كه بيش از حد اعتدال باشد و در معده بالا آيد. كسي كه امروزه بيش از اندازه خورده است بايد فردا خود را گرسنه نگهدارد 6) زيان بخش ترين نوع غذا خوردن، آن است كه قبل از هضم و پخته شدن غذاي قبلي، غداي ديگري بر آن وارد شود. بدترين كارها انباشتن شكم و پرخوري است، بويژه اگرغذا ازنوع ناپسند باشد 7) در فصل زمستان نبايد غذاهاي كم تغذيه اي مانند دانه ها و بقولات خورد. غذاهاي زمستاني بايد مغذي تر از حبوبات و واجد ارزش غذائي بيشتري باشد. غذاهاي تابستاني بايدبرعكس غذاهاي زمستاني باشند 8) مقدار غذا بر قياس عادت و نيرومندي غذا خورنده است. شخص تندرست بايد آنقدر بخورد كه احساس سنگيني نكند و اندام هاي سرازيري اش كشيده نشوند، باد نكند و شكمش به قرقر نيفتد و غذا از پائين به بالانيايد و دلش بهم نخورد 9) اگر بر اثر غذا نبض به درشتي بزند و نفس كوتاه، بيرون آيد بايد دانست كه غذا از حد اعتدال پا فراتر نهاده است، زيرا اگر معده، بيشتر از حالت لازم انباشته شود مزاحم حجاب حاجز مي شود و در نتيجه، تنفس، كوتاه و پي درپي مي ايد 10) كسي كه نمي تواند غذاي مورد احتياج خود را در يك وعده هضم كند بايد دفعات غذا خوردن را افزايش و مقدار غذا را كاهش دهد 11) خوگرفتن به نوع غذا نيز اهميت دارد. همچنين هر سرزميني ويژگي هائي از طبايع و مزاج ها را دارد كه خارج از دستور مقياس تعيين شده است. اين نكته را نبايد فراموش كرد كه بايد بررسي هائي در باره سنجش ها، پژوهش ها و آزمايش ها بكني و آنها را مقياس قراردهي 12) شايد غذائي كه به آن عادت شده است و تا اندازه اي زيان هائي هم در بر دارد بيشتر از غذاي نشناخته، مفيد باشد. براي هر جسمي و هر مزاجي غذاي ويژه اي ملايم است و اگر آن را تغيير دهيم دچار زيان مي گردد. برخي ازخوراك هاي خوب و مطلوب براي بعضي از مردم، مناسب نيست و بايد از آن دوري جويند 13) اين نكته را بايد بداني كه بهترين نوع غذاهاي مطلوب غذائي است كه شخص از آن بسيار لذت مي برد. ليكن غذاي لذيذ در شرايطي خوب است كه اندام هاي اصلي همه سالم و نيكو مزاج باشند و گرنه لذت بردن دليل برخوبي نمي شود 14) نوشيدن آب در موقع غذا خوردن و دنبال كردن غذا با آب، زيان آورترين كارها است 15) كسي كه به سنين پيري رسيده است بايد بداند كه معده اش همان معده دوران جواني نيست. اگر همان اندازه و همان نوع سابق را از حيث غذا دنبال كند خوراكش همه به مواد زائد، تبديل مي شود. بهتر آن است كه اندازه غذا را كاهش دهد 16) خوردن چربي زياد، تنبلي مي آورد و اشتها را از بين مي برد (25)". 4 ـ مسكن
ابن سينا درمورد گزينش مسكن به نكات بهداشتي مهمي نظير آفتاب گير بودن، وضعيت تهويه و نور كافي و اطمينان از سلامتي مردم محل، اشاره كرده و رهنمودهاي زير را ارائه كرده است : "وقتي كسي جاي سكونتي برمي گزيند بايد خاك، حالت پستي و بلندي، باز بودن، پوشش، آب و گوهر آن و حالت آب در جوشيدن، باز شدن و بالارفتن و پائين آمدن را بررسي كند و بداندكه آيامحل سكونت، بادگير و يا جائي گود و فرورفته است، بايد بادهاي منطقه را بشناسد كه آيا سالم است يا نه و همچنين نقاط مجاور آنجا مانند دريا، مسيل ها، كوه ها و كان ها را مورد تحقيق قرار دهد. از تندرستي و بيماري مردم آن سامان بايد با خبر شود كه تاچه حدّ نيرومندند، اشتها و هضمشان چه اندازه است و چه غذاهائي مي خورند. و بداند كه آيا آب هاي منطقه از آبراهه هاي تنگ مي ايند يا مسيل هاي گشاد و باز و مردم آنجا با چه نوع بيماري ها بسيار خو گرفته اند. آنگاه پنجره ها و درهاي محل سكونت بايد شرقي شمالي باشند، به دخول بادهاي شرقي به اندرون خانه اهميت زياد داده شود، آفتاب بايدهمه جاي خانه اش را بگيرد، زيرا آفتاب هوا را مساعد مي گرداند (26)". اهميت بهداشتي ورزش
جملات زير برگزيده اي از يك بحث مفصّل و جالب توجه در مورد ورزش است كه ابن سينا در كتاب قانون، به رشته تحرير درآورده و آنقدر زنده و پويا است كه نياز به هيچگونه توضيح اضافي ندارد: "از آنجاكه اساس تندرستي به ترتيب اهميت، بر ورزش و غذا و خواب قرار دارد. بهتر است اهمّ را بر مهمّ ترجيح دهيم و موضوع ورزش را پيش كشيم : ورزش حركتي است تابع اراده. در ورزش، تنفس بلند و بزرگ و پي در پي مي ايد. هركس بتواند با شيوه صحيح و متناسب با اعتدال مزاجش و در وقت و هنگام مناسب ورزش كند از مداواي بيماري هاي مادي و بيماري هاي مزاجي كه در دنباله آن مي ايد، بي نياز مي گردد. اين بهره برداري از ورزش هنگامي ميسّر است كه دستورات ديگر بهداشتي را به كلي مراعات كند. همچنانكه مي داني، ما مجبوريم غذا بخوريم و مي داني كه تندرستي ما با غذئي است كه مناسب مزاج ما است يعني غذائي كه در كيفيّت و كمّيت، معتدل است. تمام قسمت هاي غذائي كه ما مي خوريم بدون استثناء كنش غذائي ندارد، بلكه در هر مرحله از مراحل هضم، بخشي از آن به صورت ماده زائد در مي ايد و طبيعت مي كوشد آن را از بدن دفع كند. ليكن بايد دانست كه طبيعت نمي تواند موادّ دفعي را بكلّي از بدن براند و حتما بعد از هر هضمي مقداري از اين موادّ زائد باقي مي ماند. وقتي اين مقادير اندك، زياد شدند و جمع آمدند، مواد دفعي زياد مي شود و به تن زيان مي رساند (27) وي اضافه مي كند : ورزش، ما را از استعمال دارو بي نياز مي سازد و بهترين بازدارنده امتلاء است. اگر ورزش به صورت صحيح و چنانكه بايد و شايد انجام پذيرد، عوامل بيماري هاي امتلاء از بين مي رود. ورزش علاوه برآن فوائد ديگري به شرح زير، دارد : 1) ورزش حرارت ملايم پديد مي آورد و مواد دفعي را روز به روز مي گدازد و به طور منظم و مرتب آنها را از جاي مي لغزاند و راه بيرون آمدن را به آنها مي نمايد و نمي گذارد هر روز قسمتي باقي بماند، جمع شود و تاثيري بگذارد 2) چنانكه گفتيم ورزش توليد حرارت مي كند و حرارت غريزي را فزوني مي دهد. بر اثر ورزش، مفاصل سخت و نيرومند مي شوند، پي ها نيرو مي گيرند، در كنش هايشان قوي مي گردند و از تاثيرپذيري در امان مي مانند 3) اندام ها بر اثر ورزش براي پذيرش غذا آمادگي بيشتري مي يابند زيرا مواد دفعي از آنها دست برداشته و جاي غذا خالي مانده است 4) نيروي جذب كننده بر اثر ورزش به حركت در مي ايد و گره از اندام ها مي گشايد، اندام ها به نرمش در مي ايند، رطوبت هاي بدن رقيق مي گردند و منافذ ريز بدن، فراختر مي شوند (27). بهداشت مادر و كودك
بهداشت مادر و كودك عبارتست از مراقبت هاي بهداشتي ارتقائي، پيشگيري، درماني ، و بازتواني براي مادران و كودكان. اين مراقبت ها زمينه هاي فرعي ديگري نظير بهداشت دوران بارداري، بهداشت كودك و . . . را هم شامل مي شود و اهداف ويژه آن عبارتست از: 1 ـ كاستن از ابتلاء به بيماري ها و ميرائي در دوران بارداري، حول زايمان، شيرخوارگي و كودكي 2 ـ ارتقاء بارداري سالم 3ـ ارتقاء تكامل جسمي و روان شناختي كودكان و نوجوانان در خانواده. مراقبت پيش از زايمان عبارتست از مراقبت زن در دوران بارداري. هدف اصلي آن به پايان رساندن دوران بارداري با حفظ سلامت مادر و كودك است. و بهتر آن است كه هرچه زودتر پس از آغاز بارداري شروع شود و در تمام دوران بارداري ادامه يابد. در بعضي كشورها براي تحت پوشش قرار دادن هرچه زودتر مادر توسط چرخه خدمات پيشگيري، گزارش موارد بارداري، الزامي است. اهداف مراقبت هاي پيش از زايمان عبارتست از : · · ارتقاء، حفظ و نگهداري سلامت مادر در دوران بارداري · · تشخيص موارد پرخطر و توجه مخصوص به آنها · · پيش بيني عوارض بارداري و پيشگيري از آنها · · برطرف كردن اضطراب و ترس همراه با زايمان · · كاهش ميزان هاي ابتلاء و ميرائي در مادر و كودك · · آموزش اجزاي مراقبت كودك، تغذيه، بهداشت فردي و بهسازي محيط به مادر هرخانم بارداري در حدود 60000 كيلوكالري بيش از نياز عادي متابوليسم به انرژي احتياج دارد. شيردادن روزي 550 كيلوكالري مي طلبد. از اين گذشته، بقاي كودك با وزن هنگام تولد او همبستگي دارد و اين هم با افزايش وزن مادر هنگام بارداري رابطه دارد. يك زن سالم و عادي به طور متوسط در دوران بارداري 12 كيلوگرم بر وزنش افزوده مي شود. مطالعات نشان داده است كه افزايش وزن در زنان فقير در دوران بارداري در حدود 5/6 كيلوگرم است و با اين ترتيب بارداري افزايش قابل توجه نياز به كالري و نيازهاي غذايي را بر خانم حامله تحميل مي كند و رژيم غذائي متعادل و كافي براي تامين نيازهاي فزاينده مادر، طي دوران بارداري و شيردهي و جلوگيري از "استرس تغذيه" بيشترين اهميت رادارد. توصيه هاي مربوط به بهداشت فردي هم به همين اندازه اهميت دارد، بايد نياز به شستشوي روزانه و پوشيدن لباس هاي تميز توجيه گردد و موها كوتاه و تميز باشد، هشت ساعت خواب و حد اقل دو ساعت استراحت پس از نهار بايد توصيه شود. از يبوست (باخوردن سبزي، ميوه و آب ميوه) و از مصرف مسهل هاي روغني پرهيز شود، ورزش به صورت كار سبك در خانه توصيه مي شود ولي فعاليت فيزيكي در دوران بارداري ممكن است بر جنين آسيب برساند. مراقبت پيش از زايمان تنها به معناي ملامسه شكم، آزمايش خون و ادرار و تعيين اندازه هاي لگن زن نيست. بدون ترديد اين كارها در مراقبت پيش از زايمان مهم هستند ولي آماده سازي رواني زن هم به اندازه آماده سازي جسمي اهميت دارد. بايد به زن باردار زمان و فرصت كافي داده شود تا در باره همه جنبه هاي بارداري و زايمان با روشني و آزادانه حرف بزند. اين كار در برطرف كردن ترس هاي او از زايمان، بسيار موثراست (4). و جالب توجه است كه ابن سينا آسيب پذيري ها، نيازهاي تغذيه اي و مسائل عاطفي دوران بارداري را مورد توجه، قرارداده و بر مراقبت هاي ويژه اين دوران، تاكيد بسيار فرموده و ده ها صفحه از كتاب نفيس قانون را به اين موضوع، اختصاص داده است كه ذيلا به گزيده اي از اين مطالب، پرداخته مي شود : "در اوان بارداري تا تولّد نوزاد، بايد زن بار دار خود را چنانكه لازم و مناسب حال است مراعات كند. ما در اين باره دستوراتي مي دهيم كه هر زني در حالت بارداري، آن را كاملا اجرا كند بهره بيند و با مشكلات غيرمنتظره روبرو نمي شود : 1) در سراسر دوران بارداري بايد شكمشان نرم باشد و از يبوست بپرهيزند 2) اگر يبوسيت شديد داشتند شير خِشت (نوعي صمغ گياهي با خاصيت مليّن) و امثال آن بخورند تا لينت يابند 3) ورزش نه شديد و نه بسيار ناچيز بلكه ورزش ميانگين بكنند 4) به آرامي پياده روي نمايند اما آن هم نه بيش از اندازه كه به افراط 5) نبايد به هيچ وجه حركات بسيار شديد بكنند و نبايد از جائي به جائي بپرند 6) بايد از ضربت خوردن و بر زمين افتادن برحذر باشند 7) از پرخوارگي و از خشمناك شدن، بپرهيزند 8) بايد كوشش كنند كه اندوهگين نباشند و بسيار غم نخورند. خلاصه از هرچه سبب بچه انداختن مي شود بايد بپرهيزند. بويژه در ماه اول حاملگي تا مدت بيست روز و مخصوصا در هفته اول باردار شدن به مدت سه روز بايد از مراعات اين دستورات غافل نباشند و از هرچه بچه را تكان مي دهد دوري جويند و هرچه را كه در باره نگهداري جنين نوشته ايم موبه مو اجرا كنند 9) از سردنده هاي نزديك شكم به پائين خود را با پارچه اي نرم پشمي بپوشانند 10) غذايشان نان خوب و برشته با شورباهاي ساده و شورباهاي زيره اي باشد 11) نبايد هيچ تند مزه اي ياتلخ مزه اي رابخورند". مراقبت بعد از زايمان
كارشناسان مراقبت مادر و كودك، اهداف مراقبت هاي پس از زايمان را بدينشرح بيان نموده اند: 1) پيشگيري از عوارض دوره پس از زايمان 2) بازگشت سريع مادر به بهينه وضع سلامت 3) مراقبت از كافي بودن تغذيه كودك از پستان مادر 4) ارائه خدمات تنظيم خانواده 5) ارائه آموزش هاي اساسي بهداشت به مادر يا خانواده او. ابن سينا در آن زمان به اين موضوع مهمّ نيز توجه داشته و دستوراتي متناسب با دانش روز و حتي فراتر از آن در زمينه رعايت بهداشت بعد از زايمان و ازجمله پوشاندن بدن مادر بلافاصله بعداز زايمان به منظور جلوگيري از جمود عضلاني بعدي، تغذيه مادر، مدت زمان خونريزي بعدي و بهداشت نوزادان و امثال اينها صادر كرده و متذكر شده است كه : "همين كه مادر نوزاد را به دنيا آورد بايد خود را بپوشد كه سرما نخورد، كوشش كند خون كافي بيرون دهد و غذاي خوب و مناسب حال بخورد. نبايد يك دفعه به غذاهاي پرمايه و ديرهضم هجوم آورد. مبادا زياده از حد لازم گرمي به درونش راه يابد و نيروي تغييردهنده كبد را ناتوان كند و تشنگي زياد بر او دست يابد. خونريزي ايام بعد از زايمان، حركت ها و نوبت هائي دارد. در وهله اوّل تشويش و درد همراه دارد. اگر خون زايچگي از بيست روز گذشت و تا بيست و چهار روز فروكش نكرد يا بعد از فروكش كردن باز برگشت، معلوم مي شود كه حالت غيرطبيعي است، كه حتما بايد مادر، خود را پاكسازي كند(28)". نوزاد را در تابستان بايد با آب معتدل، شستشو داد. در زمستان، آب شستشو بايدكمي گرم باشد ولي نه به آن اندازه اي كه آزار دهنده باشد. بهترين موقع شستشوي نوزاد بعد از خواب طولاني است. رواست كه نوزاد را روزي دو تا سه بار شست و زياني ندارد كه در تابستان آب شستشوي نوزاد، ولرم و تا اندازه اي خنك باشد ولي در زمستان حتما بايد معتدل الحراره باشد. گرمي آب شستشو بايد به حدّي باشد كه تن نوزاد را گرم كند. موقع استحمام نوزاد بايد مواظب بود كه آب در سوراخ گوش هايش نفوذنكند (29)". شير مادر در هر شرايطي براي شيرخوار، خوراك ايدهآل است و هيچ خوراك ديگري براي كودك پيش از چهار يا پنج ماهگي نياز نيست و مزاياي شير مادر را ميتوان به شرح ذيل، خلاصه نمود : 1ـ سالم، پاكيزه، بهداشتي و ارزان است و با گرماي مناسب در دسترس كودك قرارمي گيرد 2ـ همه نيازهاي غذايي شيرخوار را در چند ماه نخست زندگي او برآورده مي سازد 3ـ داراي عوامل ضد ميكروبي مانند ماكروفاژها، لنفوسيت ها، ايمونوگلبولين A ترشحي، عامل ضد استرپتوكوك، ليزوزيم و لاكتوفرين است. اين عوامل نه تنها در برابر بيماري هاي اسهالي و آنتروكوليت نكروزان، حفاظت قابل توجهي ايجاد مي كندبلكه در برابر عفونت هاي تنفسي در ماه هاي اول زندگي نيز كودك را حفظ مي نمايد 4ـ شير مادر به آساني گوارش مي يابد و هم توسط كودك نارس و هم توسط كودك عادي بكار گرفته مي شود 5ـ "بستگي" بين مادر و كودك را افزايش مي دهد 6ـ عمل مكيدن، كودك را در برابر استعداد چاقي حفظ مي نمايند 7ـ شير مادر كودك را در برابر استعداد چاقي حفظ مي نمايند. 8ـ مزاياي زيست شيميايي چندي دارد، ازجمله : پيشگيري ازكم شدن كلسيم و منيزيم خون در دوران نوزادي 9ـ شير دادن از پستان مادر، به والدين هم كمك مي نمايد زيرا با طولاني تر شدن دوران ناباروري بين تولد كودكان فاصله گزاري مي شود (4). در كتاب "پيشگيري ازبيماري هاي بزرگسالان در دوران كودكي" كه از انتشارات سازمان جهاني بهداشت است بارها بر اثرات ديررس شير مادر، اشاره نموده و ازجمله در ارتباط با اثرات پيشگيرنده آن بر چاقي و آترواسكلروز، چنين آمده است : مزاياي تغذيه با شير مادر مي بايست مورد تاكيد قرار گيرد، بخصوص بايد اين نكته را به مادران گوشزد نمود كه چاقي در كودكاني كه از شير مادر تغذيه مي كنند نسبت به كودكانيكه از شيرخشك، استفاده مي نمايند، از شيوع كمتري برخوردار است. همچنين تغذيه از شير مادر، نسبت به تغذيه از شيرخشك داراي مزاياي زيادي است و از نظر اجتناب از عوامل خطر آترواسكلروز نيز حائز اهميت است. نسج چربي كودكان چاق و غيرچاق تا حدّ زيادي از نظر تركيب اسيدهاي چرب با يكديگر متفاوت است، كه اين تفاوت از اختلاف بين اين كودكان از نظر عادات تغذيه اي، منشاء مي گيرد. در يك بررسي كه در مورد ميزان كلسترول سرم در شيرخواران ساكن شرق آفريقا و شيرخواران اروپائي، انجام شده است هيچ تفاوتي بين آنها مشاهده نشده اما ميزان كلسترول سرم در كودكان 7 تا 8 ساله رقم مشخصي بوده است. به هر صورت، حتي در مراحل اوليه زندگي، مي توان تغييرات ساختماني را در داخلي ترين لايه شرائين، به علت مسائل تغذيه اي در بررسي مورفولوژيك طرح ريزي شده توسط WHO تشخيص داد (7). ابن سينا در اين زمينه فرموده است: "شير مادر براي نوزاد از هر شير ديگري بهتر است، زيرا بيشتر از هر غذاي ديگر، به گوهر غذائي نوزاد كه در زندگي جنيني به او مي رسد شباهت دارد. حتي به تجربه، ثابت شده است كه در دهان گرفتن نوك پستان، در دفع آزار شيرخواران، بسيار سودمند است. جهت اعتدال مزاج و پرورش صحيح و سالم نوزاد، علاوه بر شير، مراعات دو نكته بسيار مهم ديگر نيز ضروري است : يكي از آن دو نكته جنبانيدن نوزاد به آهستگي و ملايمت و ديگري موسيقي و آوازي است كه عادتا براي خوابانيدن نوزاد مي خوانند. نوزاد به هر نسبتي كه براي جنبانيدن و گوش دادن به موسيقي آمادگي بيشتري پيداكند، تن و روانش براي ورزش هاي بدني و رواني، آمادگي بيشتري مي يابد. در مواقعي كه شير مادر ناتوان و يا تباه مي شود و يا در مواردي كه نوزاد بر اثر خوردن شير مادر لاغرتر مي گردد، چه كسي بايد به نوزاد شيردهد؟ براي اين كار بايد زن شيردهي را براي شيرخوار برگزيد كه از حيث عمر، هيئت و شكل، اخلاق، ريخت و هيئت پستان، كيفيت شير، مدت زماني كه اين شيردهنده زائيده است و جنس نوزاد وي شرايطي داشته باشد كه به آن ها اشاره مي كنيم: عمر زن شيرده : اگر عمر زن شيرده بين بيست و پنج تا سي و پنج سال باشد بسيارمناسب است، زيرا اين مرحله عمر دوره جواني و تندرستي و به كمال رسيدن است. هيئت و شكل زن شيرده : زن شيرده بايد داراي رنگ زيبا، گردن ستبر، سينه پهن و عضله اي گوشت سفت باشد. و از حيث فربهي و لاغري داراي تناسب اندام و گوشتالو ( نه پيه آلود) باشد. خلقيات زن شيرده: زن شيرده بايد خوش خلق، خوشخو و خوشروي باشد، در برابر كنش هاي بد رواني از قبيل خشم، اندوه، ترس و حالات مشابه آن زود واكنش نشان ندهد. تاثيرپذيري سريع از اين حالات مزاج را تباه مي گرداند، اين تباهي مزاج ممكن است به شيرخوار سرايت كند. از اين رو است كه پيامبر خدا (ص) فرمود : "ديوانه را دايگي نشايد" ، گذشته از آن، زني كه بدكردار باشد اعتناي لازم را به بچه نمي كند و كمتر به او مي پردازد. ريخت و هيئت پستان : پستان بايد پرگوشت و نسبتا بزرگ و در عين بزرگي بدون فروهشتگي باشد و از حيث سفتي و نرمي، متناسب باشد. شيري كه از چنين پستاني مي ايد، از حيث شكل و اندازه، معتدل است، به سفيدي مي زند، تغيير رنگ نمي دهد و به سبزي و زردي و سرخي نمي زند، داراي بوي خوش است، عفونت و سستي در آن نيست، به شيريني مي زند و از آن تلخي و شوري و ترشي حس نمي شود. چنين شيري از حيث مقدار بايد كافي باشد و اجزايش همانند هم باشند يعني نه آبكي روان باشد و نه زياد غليظ و متراكم و پنيرمانند و نبايد كف داشته باشد. شير را بايد به وسيله ناخن آزمود، يعني قطره اي از آن را بر روي ناخن چكاند، چنانچه جاري بود معلوم مي شود كه آبكي و رقيق است و اگر از روي ناخن نريخت غليظ مي باشد. شير را علاوه بر وسيله ناخن به وسيله شيشه نيز مي توان آزمايش كرد به اين ترتيب كه : آن را در شيشه مي ريزيم، اندكي مر (مرمكي) به آن مي افزائيم و با انگشت، تكان مي دهيم. آنگاه مقداري ماده پنيري وماده آبكي نمايان مي گردد. اگر دو بخش پنيري و آبكي برابر بودند معلوم مي شود شير، مطلوب است. اگر دايه واجد شرايط مناسب مذكور باشد، نوع غذاي وي بايد از گندم، گوشت بره و بزغاله و گوشت ماهي كه سخت و گنديده نباشد تشكيل شود. كاهو براي وي بسيار مطلوب است و بادام و فندق هم بد نيست. غذاهائي كه براي دايه، نامطلوبند عبارتند از : تره تيزك، ريحان كوهي (بادروج) و خردل. نعناع نيز در عداد اين غذاها است. اگر دايه، واجد شرايط نباشد و شير وي با مزاج طفل ناسازگار باشد و در عين حال نتوانيم از شيرش بينياز باشيم، بايد در طرز خورانيدن شير و در معالجه شير دهنده ، تدبير كنيم. وقتي بچه را از شير باز داشتند، غذايش بايد با شوربا (سوپ) و گوشت هاي سبك شروع شود. از شير باز داشتن بچه بايد به طور تدريجي صورت گيرد. بايد بچه را با قرص هائي كه از نان و شكر ساخته شده است مشغول كرد تا پستان را فراموش كند (30). بچه را تا وقتي كه خود به طور طبيعي ياراي نشستن و راه رفتن ندارد، نبايد به زور به اين كارها وادار كرد، زيرا ممكن است به پشت و ساق هايش آسيبي برسد. در نخستين مراحلي كه طفل نشستن و يا خزيدن بر روي زمين را شروع مي كند، بايد زيراندازش نرم باشد تا از زبري زمين خراش برندارد. بايد چوب و كارد و هر چيزي كه آزار مي رساند ويا مي بُرد از مسير راهش جمع شود و نگذارند كه طفل از جاهاي بلند پرت شود. وقتي دندان هاي نيش طفل سربر مي آورند نبايد چيز سخت را بجود تا ماده اي كه نيش از آن تكوين مي يابد از بين نرود (31). سلامت روان، ريشه در اوايل كودكي دارد و لذا شيرخواران و كودكان خردسال ، بايد رابطه گرم، صميمي و پيوسته اي را از سوي پدر و مادر خود تجربه نمايند، چرا كه تكامل سلامت رواني، در گرو اينگونه روابط مي باشد (4). ابن سينا در اين رابطه فرموده است: "بايد بسيار مراقب بود كه در اوان انتقال كودك به مرحله خردسالي، اخلاق و رفتار وي پسنديده و معتدل گردد. براي اين منظور نبايد كاري كرد كه كودك به خشم زياد، ترس زياد، اندوه و شب بيداري زياد برخورد كند و يا دچار شود. هرچه را طفل آرزو كرد بايد زود برآورده شود و از هر چيز نفرت داشت از وي دور گردد. در اين دستور دو نفع وجود دارد : يكي نفع نفساني است زيرا بچه از همان طفوليت به اخلاق و رفتار نيكو خوي مي گيرد و نيكي در او سرشتي مي شود و از او جدا نمي گردد. ديگر آنكه براي بهبود تنش مطلوب است، زيرا همانطور كه از سوء مزاج، بدخلقي و بدرفتاري سر مي زند، از عادت به بدخوئي نيز سوءمزاج پيدا مي شود. مثلا خشم، مزاج را بيشتر از حالت اعتدال گرم مي كند، اندوه ، خشك مزاجي ببار مي آورد، پژمردگي و كم ارادگي نيروي رواني را سستي مي بخشد و سلامت مزاج رابه سوي بلغمي بودن گرايش مي دهد. پس معلوم مي شودكه درخوش خلقي دي تن و روان نيز هست. وقتي كودك از خواب بيدار شد، بهتر آن است كه استحمام شود و بعد به مدت يك ساعت با اسباب بازي هايش و يا به منظور بازي كردن تنها گذاشته شود، سپس كمي غذا بخورد و از آن به بعد زياد تر از پيش به بازي بپردازد، باز استحمام كند و غذا بخورد و تا حد ممكن نگذارند در وقت غذا خوردن آب بنوشد، زيرا آب غذاي خام را قبل از هضم شدن به درون مي راند(32)". هرچه درمدرسه بگذرد بر سلامت روان كودك اثر مي گذارد. برنامه ها و كارهائي كه در مدرسه انجام مي شود مي تواند نيازهاي عاطفي كودك را ارضاء يا او را نااميد نمايد.كودكاني كه دشواري هاي عاطفي دارند به خدمات روانشناسي، نياز دارند. از نظر سلامت روان و كارآيي كودك در يادگيري روابط مناسب بين آموزگار و دانش آموز و جوّ كلاس درس، اهميت بسياردارد (4) و جاي هيچگونه تعجبي نيست كه ابن سينا در اين زمينه نيز رهنمودهائي ارائه داده كه به ذكر جملاتي از آن بسنده مي گردد: "وقتي كودك به شش سالگي رسيد، بايد او را به معلم و شخص ادب آموز سپرد و به تدريج به كسب تحصيلش واداشت. نبايد او را به زور وادار كرد كه يك دفعه كتاب را بگيرد و از خود دور نسازد. اين بود دستور پرورش خردسالان تا زمان چهارده سالگي آنها. در اين مدت همواره بايد مراقب حال و مزاج آنها بود كه آيا تري يا خشكي در مزاج آنها و يا سختي در جسمشان در افزايش يا در كاهش و يا در حال اعتدال است. بايد در كاهش دادن ورزش به تدريج عمل كنند، حتي در ورزش سخت و دشوار هم كه نمي خواهند ديگر انجام دهند بايد ترك آن تدريجي باشد. ورزش در بين سن خردسالي و نوجواني بايد به صورت معتدل انجام گيرد(46). بهداشت سالمندان
افزايش سن انسان در ارتباط با تغييرات آناتوميك و فيزيولوژيك اعضاء و جوارح بدن مي باشد و تغييراتي نظير كاهش انتشار خون، تغييرات دژنراتيو و فيبروز و اسكار، جايگزيني چربي رنگدانه ها و ساير مواد، كاهش سلول ها و بافت ها، افزايش يا كاهش نفوذپذيري سطوح عروقي و نظاير آن در اين سنين، عارض مي گردد و موجبات سازشكاري و كاهش مقاومت بدن در مقابل عوامل عفوني را فراهم مي نمايد. پوست انسان با افزايش سن، متحمّل تغييرات عمده و ميكروسكوپيك فراواني مي گردد به طوري كه با كاهش چربي زير پوستي از ضخامت آن كاسته مي شود، پرفوزيون عروقي لايه درم كاهش مي يابد و تشكيلات وابسته به پوست و ازجمله غدد پوستي، دچار آتروفي مي شوند و لذا سدّهاي فيزيكي پوست و برخي از خواص ميكرب كشي آن در سنين پيري، دستخوش سازشكاري مي گردد و علاوه بر اين ها افراد سالخورده، به نحو بارزتري در معرض تماس با ضربه هاي ريز و درشت هستند و دچار زخم هاي فشاري و برخي از بيماري هاي پوستي نيز مي شوند و پرواضح است كه مجموعه اين تغييرات، موجبات افزايش شيوع و شدت عفونت هاي پوستي را در سالخوردگان، فراهم مي كند و تغييرات مشابهي نيز در سطوح مخاطي حفرات و اعضاء بدن بروز مي نمايد و باعث سازشكار شدن فعاليت مژك هاي تنفسي ترشحات مخاطي و خواص مكانيكي سيستم مخاطي مي گردد و گرفتاري هاي وابسته به سِنّي نظير بيماري هاي انسدادي مزمن ريوي، گاستريت آتروفيك، بيماري هاي ايسكميك روده، بيماري هاي التهابي روده يا بدخيمي هاي مزمن، منجر به آسيب سطوح مخاطي مي شود و زمينه را جهت بروز بيماري هاي عفوني در اين افراد فراهم مي نمايد. در سنين پيري، احتمال بروز بسياري از بيماري ها بيشتر است و خيلي از اين بيماري ها بر حساسيت سالخوردگان در مقابل عفونت ها مي افزايند زيرا بيماري هاي زمينه اي ممكن است سازوكارهاي دفاعي ميزبان را تحت تاثير قرار داده بيمار را نيازمند اقدامات تشخيصي و درماني نمايد و اين اقدامات، زمينه را براي بروز عفونت، مساعد كند و نيز به بستري شدن در بيمارستان منجر شود و بيمار را مجبور به دريافت داروهائي كه اثرات سوئي بر سيستم ايمني دارند بنمايد. بيماري هاي زمينه اي كه به نحو شايعي بر خطر بروز عفونت در سالخوردگان مي افزايند عبارتند از كانسرها، برخي از انواع لوسمي، ديابت مليتوس، بيماري هاي مزمن ريوي، برخي از بيماري هاي كلاژن عروقي، اوروپاتي هاي انسدادي و حوادث عروقي مغز (6). علاوه بر اين ها ظرفيت هضم و جذب مواد غذائي در اين افراد خيلي كمتر از توانائي هضم و جذب آنها در دوران جواني، مي باشد، آنزيم هاي هضم كننده و اسيديته معده، كاهش مي يابد و به همين دليل بايد رژيم غذائي با دقت، انتخاب شده و از غذاهاي سرخ كردني، غذاهاي پرچرب و ادويه دار، اجتناب گردد. مقدار مصرف غذاهاي حيواني، نظير گوشت قرمز و يا تخم مرغ نيز بايستي كاهش يابد و به جاي آنها از ماهي كه منبع مناسبي از پروتئين هاي حيواني است استفاده شود. البته عليرغم اينكه افراد سالخورده به كالري كمتري احتياج دارند ولي به مقادير مشابهي از ويتامين ها و املاح معدني، نياز خواهند داشت و ميوه و سبزي هاي با هضم آسان، بايستي به مقداركافي دريافت نمايند. قابل ذكر است كه فعاليت هائي نظير خواب و بيداري، تمرينات ورزشي و تفريحات مناسب در ساعات مشخصي بايد انجام شود و حتي در روزهاي تعطيل نيز تكرار گردد (8). ابن سينا در كتاب قانون برنامه هاي مفصّلي را در زمينه بهداشت سالمندان، طرح ريزي نموده در اين راستا به تغذيه، استحمام، ورزش و ماساژ بدن، اهميت زيادي داده و يادآور مي شود كه : "تغذيه سالخوردگان بايد به فواصل كم انجام گيرد و هر وعده غذائي در دو بار يا سه بار به حسب هضم و نيرو و يا ناتواني دستگاه گوارش انجام گيرد. پيران بايد در ساعتِ 3 نان برشته خوب با عسل بخورند، در ساعت هفت، بعد از استحمام چيزي تناول كنند كه شكم را نرم نگهدارد، بعد نزديك شب خوراك خوب و مغذّي بخورند. اگر شخص سالخورده، نيرومند باشد كمي بيشتر غذا بخورد. اشخاص پير نبايد هيچ غذاي غليظي را كه سودا و بلغم مي آورد بخورند و همچنين نبايد خوراك تندمزه خشكي آور نظير آبكامه و ادويه را (مگر به توصيه طبيب و به قصد مداوا) بخورند. اگر غذاهاي سودائي و بلغم آور مانند مواد شور طعم، بادمجان، گوشت خشكيده، گوشت شكار، گوشت ماهي سفت، هندوانه خوردند و يا اگر غذاهاي خشكي آور نظير آبكامه، ماهي هاي ريز نمك زده و قهوه ميل كردند بايد با تناول غذاهاي مخالف آنها تداوي شوند و اگر معلوم گرديد كه در آنها مواد زائدي گردآمده است بايد مواد ملين به كار ببرند. وقتي از مواد دفعي پاك شدند بايد مواد رطوبت بخش را غذاي خود سازند. گاهي نيز اتفاق مي افتد كه بايد باز همراه غذايشان مواد ملين بخورند. شيربراي سالخوردگان خوب است به شرطي كه از نوشيدنش لذّت ببرند، بعد از نوشيدن آن در اطراف كبد و يا شكم كشيدگي رخ ندهد، جسمشان به خارش نيفتد و دردي احساس نكنند. شير هم غذا است و هم رطوبت بخش. گياهان وميوه هائي را كه سالخوردگان بايد تناول كنند، نظير سلق، كرفس و اندكي سبزي (تره) ، بهتر است كه به وسيله مر، خوشبو شود و با زيت همراه باشد. اين مواد را بهتر است قبل از غذا بخورند تا به مزاجشان لينت دهد. ميوه هائي كه با مزاج پيران موافق است و شكم آنها را نرم مي كند عبارتند از انجير و آلو در تابستان و انجير خشك پخته شده در آب انگبين، در فصل زمستان. اين ميوه ها بايد قبل از غذا تناول شوند تامعده را نرمي دهند. مالش دادن پيران بايد از حيث كمّي و كِيفي به اعتدال انجام گيرد. اندام هاي ناتوان و مثانه را هرگز نبايد مالش دهند. اگر مالش دادن هر روز به دفعات صورت مي گيرد هر بار بايد با پارچه زبر و يا با دست برهنه انجام شود كه براي آنها مفيد است و از آفت وارد بر اندام ها جلوگيري مي كند. شستشوي همراه مالش دادن براي آنان سودمند است. در ورزش پيران بايد اختلاف حالات جسمي و بيماري هائي را كه عادتا به سراغ آنها مي ايند و عادت آنها را در ورزش كردن در نظر گرفت. اگر جسمشان در منتهاي اعتدال باشد ورزش هاي معتدل براي آنها مفيد است. اگر يكي از اندام هاي آن ها در بهترين وضع اعتدال نيست بايد در هنگام ورزش مراعات آن اندام بشود و دستور ويژه هر اندام در باره آن اجرا گردد. ورزش چنين كساني بايد پياده روي، مسابقه دو، سواركاري و آن نوع ورزشي باشدكه به نيمه پائين تن مربوط مي شود. اگر در پاها آسيبي داشته باشند ورزش آنها بايد از نوع ورزش هاي مربوط به بخش هاي بالاي تنه، از قبيل وزنه برداري، پرتاب سنگ و بلند كردن آن باشد (33)". بهداشت فردي (Personal hygine)
در مبحث كنترل بيماري هاي عفوني به اقدامات محافظت كننده اي گفته مي شود كه مسئوليت رعايت آن بيشتر با خود افراد است و باعث ارتقاء بهداشت آنها و محدود كردن انتشار بيماري هاي عفوني، به خصوص آنهائي كه در اثر تماس مستقيم منتقل مي گردند، مي شود. اين اقدامات شامل : (الف) شستن دستها با آب و صابون بلافاصله بعد از دفع مدفوع يا ادرار و در تمام موارد قبل از خوردن و يا دست زدن به غذا، (ب) دور نگاهداشتن دست و اشياء كثيف يا اشيائي كه به وسيله ديگران در مستراح استفاده شده است از دهان، بيني، گوش، دستگاه تناسلي و زخم هائي كه در بدن وجود دارد، (پ) استفاده نكردن از وسايل خوراك، ظروف مخصوص آشاميدن، حوله، دستمال، شانه، برس مو و پيپ مشترك و ناپاك، (ت) جلوگيري از در معرض قرار گرفتن ديگران به ترشحات بيني و دهان هنگام سرفه و عطسه، خنده و صحبت كردن، (ث) شستن دقيق دست بعد از دست زدن به بيمار و يا متعلقات او، (ج) شستن مكرر و كافي بدن و حمام گرفتن با آب و صابون (3). ابن سينا در زمينه بهداشت فردي نيز رهنمودهائي در سراسر كتاب قانون، ارائه فرموده و علاوه بر آن بعضي از ارگان ها نظير چشم ، گوش و دهان و دندان را به شرحي كه ذيلا خلاصه اي از آن ذكر مي گردد تحت عناوين جداگانه اي مورد عنايت، قرار داده است: بهداشت چشم
"كسي كه سلامت چشم را مي خواهد، بايد آن را از گرد، دود، هواهاي گرم و سرد زياد، بادهاي غباربرانگيز و بادهاي سرد و باد سام، دور سازد. به تنها چيزي نگاه ندوزد و زُل نزند. بايد از گريه زياد بر حذر باشد. كمتر چشم به چيز بسيار ريز بدوزد، مگر در حال ورزش چشم، زياد برپشت نخوابد. بهداشت گوش
بايد گوش را از گرما و باد و چيزهاي بيگانه غيرطبيعي و زيان آور، نگه داشت و نگذاشت آب و جانوران بدان راه يابند، چرك را نيز بايد زدود (34). بهداشت دهان و دندان
كسي كه بخواهددندان هايش سالم بماند، بايد چند نكته را رعايت كند: · · چيزهاي سخت را با دندان نشكند · · از بسيار سرد و بويژه سرد بر گرم، و بسيار گرم و بويژه گرم بر سرد دور باشد · · هميشه به وسيله خلال، دندان را پاك كند امّا نه به حدي كه زيان به گوشت ميان دندانها برساند و گوشت را بيرون بياورد و دندان را لق نمايد. در مسواك كردن بايد ميانه باشد، كاري نشود كه درخشندگي و ميناي دندان را از بين ببرد . . . اگر مسواك به اعتدال باشد، دندان را جلا دهد و تقويت مي كند و گوشت ميان دندان را سفت مي كند و مانع بركندگي مي شود و دهان خوشبوي گردد. بهترين چوب مسواك آن است كه گيرندگي و تلخي در آن باشد (35). بهداشت مسافران
ابن سينا در كتاب اوّل قانون در طب تحت عنوان برنامه مسافران، 8 فصل كوتاه را به اين امر اختصاص داده به موضوعاتي نظير؛ پيشگيري از بيماري ها، كلّيات برنامه سفر، دستور براي مسافران فصل گرم، دستور براي مسافران فصل سرد، گرم نگهداشتن بدن در حين مسافرت، حفظ شادابي و رنگ نباختن در سفر، بهداشت آب در مسافرت، پرداخته است و اگر امروزه علمی به نام طب مسافرت به عنوان يکی از شاخه های تخصصی علم پزشکی وجود دارد و به جنبه های تشخيصی، پيشگيری و درمانی بيماريهای مرتبط با مسافرت می پردازد. وي مي نويسد: بهترين دستور بهداشتي براي سفر، موضوع غذا و بحث در باره خستگي است. غذاي مسافر بايد خوب باشد و گوهر پاك داشته باشد. بايد در غذا خوردن اندازه را نگه داشت و زياده روي نكرد تا هضم آن ميسّر باشد و مواد زائد در رگهاجمع نشوند (36)" ،
دكتر حسين حاتمي، كبري حيدري گروه طب سنتي و پزشكي نياكان دانشگاه علوم پزشكي ايران(مديريت وبلاگ نظر) |
|
|
+ نوشته شده در
ساعت توسط mostafa |
|
|
|
|
+ نوشته شده در
ساعت توسط mostafa |
|
|
معاون سلامت وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشكي گفت: براي ارائه آموزشهاي پيشگيري از بيماريهاي خطرناك در كشور، نيازمند صرف بودجه بيشتري هستيم.
دكتر"سيد مويد علويان" روز يكشنبه در گفت وگو با خبرنگار اخبار اجتماعي ايرنا افزود: هماكنون بيماريهايي از قبيل ايدز، سل، قلب و عروق از مهمترين مواردي هستند كه باعث ميشوند ، عمر مفيد افراد از بين برود. وي اظهارداشت:حوادث و تصادفات ۹۰۰هزار سال و بيماري قلب و عروق ۸۰۰ هزار سال از طول عمر مفيد جمعيت كشور را ميكاهد. وي با بيان اينكه ۲۰درصد معتادان تزريقي ، اچآي وي مثبت هستند، ادامه داد: تاكنون بيش از يك هزار نفر در كشور بر اثر ابتلاي به ايدز فوت كردند و اعتياد تزريقي مهمترين عامل انتقال اين بيماري است. علويان تاكيد كرد: بنابراين لازم است كه براي صرف بودجه و اعتبار در زمينه آموزش به افراد و پيشگيري از اين بيماريها اولويت ايجاد كنيم. وي، اعتبار موجود وزارت بهداشت را در اين زمينه ناكافي دانست و گفت: معاون سلامت افزود: با توجه به اينكه بودجه امسال اين وزارتخانه ۵۰ درصد افزايش يافته است، ولي مشكلات بسياري در امر بهداشت و درمان وجود دارد، كه نميتوان بخشي از بودجه را به امر آموزش ، اختصاص داد. علويان در ادامه با اشاره به اينكه سال آينده، سال تحول در درمان كشور خواهد بود، گفت: تعامل بخش خصوصي با بخش دولتي در ارائه خدمات به مردم باعث كارآمد شدن بخش دولتي و تقويت بخش خصوصي شده و خدمتگزاري به مردم را كه هدف ماست، تسهيل ميكند. وي ادامه داد: در فرآيند آسيب شناسي سيستم سلامت كشور متوجه شديم تعرفه از مهمترين چالشهاي موجود است و با توجه به اينكه اصل كلي در تعرفه، ارزش خدمت به اضافه سود سرمايهگذاري است ، كميته پنج نفرهاي براي بررسي و ارزيابي اين موضوع تشكيل شدهاست. به نقل از ایرنا(مدیریت وبلاگ نظر) |
|
+ نوشته شده در
ساعت توسط mostafa |
|
|
بيماري كرونر قلبي به صورت مشكلاتي از قبيل دردهاي آنژيني و انفاركتوس (حمله قلبي) بروز ميكند. آنچه
كه سبب بروز بيماري قلبي ميشود، تشكيل تدريجي رسوبهاي چربي يا پلاكها در لايه داخلي ديواره
سرخرگها ميباشد. اين رسوبها سبب محدودكردن عبور خون ميشوند كه اين پديده را تصلب شرايين يا
سخت شدن رگها (آترواسكلروز) مينامند.
در اين بيماري هيچ علامت واضحي وجود ندارد، اما اين تا هنگامي است كه آسيب به سرخرگها آنقدر جدي
شود كه جريان خون به قلب محدود شده و سبب بروز درد شود. مسدود شدن كامل يك سرخرگ خونرسان
به قلب، منجر به حمله قلبي ناگهاني و كشنده ميشود. روشهاي متداول جهت پيشگيري از تصلب شرايين
شامل كاهش فشارخون، دريافت رژيم غذايي كمچربي، كاهش وزن اضافي و ترك سيگار ميباشد. به برخي
افراد نيز جهت كاهش كلسترول خون، دارو داده ميشود.
تحقيقات نشان ميدهند كه ارتباط مستقيمي ميان رژيم غذايي و بيماري قلبي وجود دارد و با دريافت يك رژيم
غذايي سالم ميتوان سلامتي قلب و دستگاه گردش خون را حفظ كرد. چه غذاهايي براي قلب مفيد هستند؟
كلم برگ، كلم قرمز، گل كلم، كلم بروكسل، بروكلي، شلغم، چغندر، اسفناج، مارچوبه، لوبيا سبز، نخود سبز، لوبيا قرمز، لوبيا چشم بلبلي، نخود خشك و عصاره مخمر داراي ويتامينهاي گروه ب خصوصا اسيدفوليك هستند. تحقيقات متعددي نشان دادهاند كه اسيد فوليكي كه بطور طبيعي در مواد غذايي يافت ميشود، ميتواند سبب كاهش مادهاي در خون به نام هموسيستئين شود و به اين ترتيب از ابتلا به تصلب شرايين پيشگيري كند. دانشمندان بر اين باور هستند كه اين ماده مستقيما به ديواره رگها آسيب ميرساند و سبب تشكيل رسوبهاي چربي ميشود. تخمين زده شده است كه افزايش دريافت روزانه اسيد فوليك به ميزان 100 ميكروگرم، سبب كاهش مرگهاي مرتبط با بيماري كرونر قلبي به ميزان 7 درصد در مردان و 5 درصد در زنان ميشود. در جوامعي كه مصرف كننده مقادير فراواني از ماهيهاي روغني هستند، مشاهده شده است كه شيوع بيماريهاي كرونر قلبي كمتر از جوامعي است كه مقدار خيلي كمي ماهي مصرف ميكنند. ماهيهاي روغني از قبيل ماهي آزاد و ساير ماهيها از قبيل قباد، حلوا، شير، كيلكا، و اوزونبرون داراي اسيدهاي چرب مفيد ميباشند. دانشمندان معتقد هستند كه اين مواد باعث كاهش خطر انعقاد خون و همچنين ممانعت از افزايش چربيهاي مضر خون ميشوند. مصرف ماهي حداقل 3 بار در هفته، براي افرادي كه داراي سابقه بيماري قلبي و همچنين افرادي كه مايل به پيشگيري از ابتلا به اين بيماري هستند توصيه ميشود. جو دوسر، حبوبات، سيب و گلابي غني از فيبر محلول هستند كه به كاهش سطوح كلسترول خون كمك ميكنند. سير نيز اثر مشابهي دارد. افزايش كلسترول خون، به خصوص LDL (كلسترول بد)، يكي از عوامل خطر عمده در بروز تصلب شرايين است. مصرف منظم چنين غذاهايي به كاهش LDL كمك ميكند. روغن زيتون، روغن كانولا، مغزها و دانهها حاوي نوعي از اسيدهاي چرب به نام MUFA هستند كه به كاهش سطوح LDL كمك ميكنند. ميوهها و سبزيها حاوي ويتامينهاي آنتي اكسيدان (ضد سرطان)، مواد معدني و مواد مغذي مفيدي هستند كه سبب متوقفكردن آسيب ناشي از عمل مواد سرطانزا به ديواره سرخرگها ميشوند. مصرف حداقل روزانه 3 واحد از اين غذاها توصيه ميشود. سه چهارم ليوان آب ميوه يا سبزيها به عنوان يك واحد محسوب ميشود كه معادل يك عدد ميوه متوسط يا يك ليوان سبزي خرد شده خام يا نصف ليوان پخته است. از چه غذاهايي بايد پرهيز كنيم؟ گوشت و فرآوردههاي آن، لبنيات پرچربي و كره، غني از نوعي چربي هستند كه باعث افزايش سطوح LDL در خون ميشوند. مصرف اين غذاها را بايد به حداقل رساند. همچنين مصرف كيك و بيسكويت به علت نوع چربي بكار رفته در آنها سبب افزايش سطوحLDL ميشود. انواع غذاها و سوپهاي آماده مصرف و يا كنسرو شده، غذاهاي بيرون از منزل، سوسيس و كالباس و گوشتهاي نمك سود شده و بطور كلي گوشت و فرآوردههاي آن و همچنين تنقلات شور، سرشار از نمك (سديم كلرايد) هستند. دريافت زياد سديم با فشارخون بالا ارتباط دارد كه از عوامل خطر جدي در بروز بيماري قلبي ميباشد. كاهش مصرف اين نوع غذاها و نمك طعام سر سفره به كاهش فشارخون كمك ميكند. چند نكته: به سيگاريها توصيه ميشود كه به ترك سيگار مبادرت ورزند زيرا نيكوتين سبب افزايش ضربان قلب، افزايش فشارخون و افزايش نياز بافت قلب به اكسيژن ميشود. با مصرف سيگار توانايي خون در حمل اكسيژن كاهش مييابد. عوامل سرطانزاي دود سيگار به ديواره سرخرگها آسيب ميرسانند. استراحت و شلكردن عضلات، جهت كاهش ميزان استرس لازم است. استرس از طريق افزايش هورمونهاي استرس (از جمله آدرنالين) سبب توليد و افزايش كلسترول ميشود. سرطان زماني تصور ميشد كه رژيمهاي غذايي نقشي در مرگهاي ناشي از سرطان ندارند. امروزه محققان ثابت كردهاند كه رژيم غذايي روزانه افراد نقش مهمي در پيشگيري، بروز و درمان انواع سرطانها ايفا ميكند. با پذيرش اين حقيقت كه انسان هر روزه ملزم به مصرف غذا ميباشد و به دليل تعداد و تنوع سرطانهايي كه بطور بالقوه با رژيم غذايي در ارتباط هستند، ميتوان گفت كه در حدود يك سوم سرطانهايي كه در نهايت منجر به مرگ ميشوند با آنچه كه ميخوريم در ارتباط هستند. تاثير تحولاتي كه امروزه در نوع زندگي و عادات غذايي مردم صورت گرفته است را نميتوان در ايجاد چنين بيماريهايي ناديده گرفت. بدون شك استعداد ابتلا به سرطان در افراد مختلف به دليل تفاوتهاي زمينهاي و ذاتي با يكديگر متفاوت است و علاوه بر ويژگيهاي وراثتي، عوامل بيروني نيز در ايجاد سرطانها تاثير بسزايي دارند. با وجود شيوع روزافزون سرطان در سراسر دنيا هر روزه خبرهاي اميدوار كنندهاي درباره اين بيماريها ميشنويم. اگر نميتوانيم در عوامل محيطي خود تغييري ايجاد كرده و يا اگر نميتوانيم بر محيط زيست و عوامل تهديدكننده موجود در آن غلبه كنيم، اما ميتوانيم با اصلاح و متعادل ساختن الگوهاي غذايي خود در طول زندگي احتمال ابتلا به سرطان را در خود به ميزان قابل ملاحظهاي كاهش دهيم. مطالعه جمعيتهايي كه از يك منطقه به منطقه ديگر مهاجرت ميكنند و در نتيجه مهاجرت، فرهنگ غذايي خود را نيز تغيير ميدهند، نشان داده است كه اين مردم در اثر تغيير الگوي غذايي و پذيرش الگوي جديد، در معرض ابتلا به سرطانهاي شايع در منطقه قرار ميگيرند. بين تغذيه و رژيم غذايي با سرطان ارتباطي پيچيده وجود دارد. غذايي كه ميخوريم به طور بالقوه ميتواند حاوي مواد سرطانزا و پيشساز سرطان و يا بالعكس داراي مواد ضدسرطاني باشد. ماهيت سرطان و ارتباط آن با رژيم غذايي در مناطق مختلف متفاوت است. از اين رو نميتوان دستورالعملهاي يكسان را براي تمام مردم پيشنهاد كرد. به طور مثال در كشورهاي صنعتي شمال آمريكا و اروپا مشكل بيشبود تغذيهاي (over nutrition) در بروز سرطانها مطرح ميباشد و بنظر ميرسد كه رژيمهاي پرچربي و پركالري رايج در اين كشورها با شيوع روزافزون انواع مختلف سرطانها در ارتباط باشد. در مقابل، ماهيت مشكل در كشورهاي در حال توسعه اساساً متفاوت است. آنچه كه در اين كشورها مسالهساز ميباشد كمبودهاي تغذيهاي (Under Nutrition) و محدوديت تنوع در الگوي غذايي است. در چنين الگويي ميزان ويتامينها و مواد مغذي كه براي سلامت افراد ضروري هستند ناكافي است. علاوه بر آن مشكلات مربوط به انبار و نگهداري غذا نيز كيفيت غذاي مصرفي اين مردم را به ميزان قابل توجهي كاهش ميدهد. تفاوت در ماهيت رابطه سرطان و رژيم غذايي بين ملل مختلف ايجاب ميكند كه دستورالعملهاي اجرايي براي هر ملتي با توجه به خصوصيات آن جمعيت پيشنهاد شود. در ادامه خلاصهاي از دستورالعملهاي توصيه شده توسط سازمانهاي حمايتي، محققان، آژانسهاي دولتي و ارگانهاي بهداشتي كه قابل استفاده براي عموم مردم ميباشد، آورده شده است. 1 ـ رژيميمتنوع داشته باشيد. به خاطر داشته باشيد كه مواد مغذي مورد نياز شما تنها از يك يا دو منبع تامين نشود. در رژيم روزانه خود از تمام گروههاي غذايي: ميوهها، سبزيها، غلات، گوشت، محصولات لبني و… استفاده كنيد. 2 ـ وزن خون را همواره در حد متعادل نگهداريد. چاقي عامل اصلي بوجود آورنده بسياري از بيماريها از قبيل بيماريهاي قلبي، عروقي، فشارخون، ديابت و زمينهساز بعضي از سرطانها است. 3 ـ مصرف چربي زياد، غذاهاي حاوي چربي اشباع شده و كلسترول را محدود كنيد. رژيميكه چربي آن بالاست ميتواند خطر ابتلا به سرطانهاي پستان، پروستات، كولون و ركتوم را افزايش دهد. 4 ـ ميزان غذاهاي نشاستهاي و فيبري را در رژيم خود افزايش دهيد. به آساني ميتوان مقدار نشاسته و فيبر رژيم را با خوردن ميوهها، سبزيها، سيبزميني، دانهها، نانها و غلات كامل افزايش داد. يك رژيم پرفيبر احتمال ابتلا به سرطان كولون و ركتوم را كاهش ميدهد. 5 ـ مصرف شيريني را محدود كنيد. الگوهاي غذايي حاوي شيريني و غذاهاي شيرين، اغلب پرچرب، با كالري زياد و تهي از مواد مغذي و معدني ميباشند كه چنين رژيميزمينهساز بروز بعضي از سرطانها است. 6 ـ نمك رژيم غذايي خود را تا حد ممكن كاهش دهيد. 7 ـ مصرف نوشابههاي الكلي را قطع كنيد. مصرف الكل ميتواند منجر به سرطان دهان، حلق، مري و كبد شود. ميزان ابتلا به سرطان در الكليهايي كه سيگار ميكشند چندين برابر است. چه غذاهايي را انتخاب كنيم؟
با انتخاب و گنجاندن غذاهاي زير در الگوي غذايي روزانه خود ميتوانيد احتمال ابتلا به سرطان را كاهش دهيد. ـ فيبر غذايي: فيبر قسمتي از ساختمان سلول گياهي است كه دستگاه گوارش انسان قادر به هضم آن نميباشد. فيبر به حركت غذا در لوله گوارش و دفع ضايعات آن از بدن و در نتيجه حفظ سلامت دستگاه گوارش كمك ميكند. داشتن رژيميكه ميزان فيبر آن بالا و چربي آن پايين باشد، احتمال ابتلا به سرطان كولون و ركتوم را ميكاهد. ميزان مصرف فيبر در جوامع امريكايي 11 گرم در روز ميباشد كه به توصيه انستيتو بينالمللي سرطان NCI اين ميزان بايد به 30 ـ 20 گرم در روز افزايش يابد. NCI مصرف بيش از 35 گرم فيبر در روز را توصيه نميكند زيرا مصرف بيش از اين ميزان ميتواند اثرات نامطلوبي به وجود آورد. براي يافتن فيبر مورد نياز، به جاي مكملهاي فيبري مصنوعي، از منابع غذايي غني از فيبر استفاده كنيد. به اين منظور انواع نان ها، ماكارونيها و غلات تصفيه نشده را در رژيم خود بگنجانيد. سعي كنيد مصرف محصولاتي كه از آردهاي تصفيه شده ساخته ميشوند را كم كنيد. سيب درختي، هلو، گلابي و حتي سيبزميني را با پوست و محصولاتي كه از آردهاي تصفيه شده ساخته ميشوند را كم مصرف كنيد. لوبيا و نخود پخته منابع بسيار خوبي از فيبر هستند. غذاهاي پرفيبر معمولا چربي پاييني دارند. ـ در رژيم غذايي روزانه خود تا حد امكان از گوشتهاي كم چرب استفاده كنيد. قبل از اين كه گوشت را بپزيد تمام چربيهاي قابل رويت آن را جدا كنيد و دور بريزيد و اگر چربي باقي ماند، قبل از خوردن آن را جدا كنيد. مصرف ماهي را افزايش دهيد. گوشت سفيد را به جاي گوشت قرمز استفاده كرده و قبل از پخت، پوست و چربي آن را جدا كنيد. ـ ميوهها و سبزيها را جايگزين تنقلات سرخشده و پرچرب كنيد. ـ به جاي مواد لبني پرچرب (شير كامل، خامه، سرشير و…) از محصولات لبني كمچربي استفاده كنيد. اين گروه از مواد غذايي منابع خوبي از پروتئين، ويتامينها و مينرالها (مواد معدني) به ويژه كلسيم هستند كه براي حفظ سلامت فرد مفيد ميباشند. ـ مصرف غذاهاي حاوي ويتامينA ، بتاكاروتن و ويتامينC احتمال ابتلا به سرطانها را كاهش ميدهند. ميوهها و سبزيهاي زيادي وجود دارند كه داراي مواد فوق ميباشند. سعي كنيد در رژيم غذايي روزانه خود از سبزيهاي برگي شكل سبز تيره، زرد و نارنجي و ميوهها بويژه مركبات استفاده كنيد. ـ سبزيهاي خانواده كلم اغلب كاهش دهنده احتمال ابتلا به انواع سرطانها هستند. اين سبزيها منابع خوبي از فيبر، ويتامينها و مينرالها ميباشند. از اين خانواده ميتوان به كلم چيني، كلم بروكلي، كلم بروكسل، كلم پيچ، گلكلم و كلمقمري اشاره كرد. تغيير عادات غذايي
ـ لزومي ندارد كه شما براي حفاظت خود در مقابل حمله سرطان، غذاهايي را كه دوست داريد كنار بگذاريد. به جاي آن سعي كنيد در اغلب موارد غذاهايي را انتخاب كنيد كه احتمال ابتلا به سرطان را كاهش ميدهند و مصرف غذاهايي را كه احتمال بروز سرطان را افزايش ميدهند محدود كنيد. ـ سعي نكنيد كه عادات غذايي خود را يك شبه تغيير دهيد. ميوهها و سبزيها را به تدريج و در طول يك دوره چند هفتهاي به رژيم خود اضافه كنيد. ـ سعي كنيد هر بار كه به خريد ميرويد يكي از مواد غذايي پرچرب را با مشابه كمچرب آن جايگزين كنيد. ـ به جاي مواد غذايي كه از آردهاي تصفيه شده و غلات فرآينده شده درست شدهاند مانند نانهاي سفيد، از محصولاتي با آرد كامل و غلات كامل استفاده كنيد. ـ از روشهايي براي پخت غذا استفاده كنيد كه نيازي به افزودن روغن نداشته باشد. مانند تنوري كردن، بخارپز كردن و آبپزكردن. ـ در روشهايي مانند كبابكردن و بريانكردن از تماس غذا با دود جلوگيري كنيد. تماس غذا با دود ميتواند منجر به توليد مواد سرطانزا در غذا شود. ـ سعي كنيد غذا را قبل از كباب يا بريان كردن در فويل بپيچيد و آن را از منبع حرارتي دور نگهداريد تا مدت زمان پخت طولانيتر شود. ـ سعي كنيد با توجه به برچسب غذاها و ميزان چربي، كالري و فيبر در آنها، براي هر روز خود يك برنامه غذايي تنظيم كنيد. کم خونی و فقر آهن كمخوني وضعيتي است كه در آن تعداد يا اندازه گلبولهاي قرمز و يا مقدار هموگلوبين موجود در خون كاهش يافته و تبادل اكسيژن و دياكسيدكربن بين خون و سلولهادچار اختلال ميشود. از علل ايجادكننده كمخوني ميتوان كمبودهاي تغذيهاي، خونريزي، ناهنجاريهاي ژنتيكي، بيماريهاي مزمن و يا مسموميتهاي دارويي را نام برد. منظور از كمخونيهاي تغذيهاي كمخونيهايي است كه در اثر دريافت ناكافي مواد مغذي ايجاد ميشوند. از مهمترين مواد مغذي جهت خونسازي كه كمبود آنها موجب بروز كمخوني ميشود ميتوان به آهن، ويتامين B12 و اسيدفوليك اشاره كرد. از بين آنها كمخوني ناشي از فقر آهن يكي از شايعترين كمخونيهاي تغذيهاي است. كمخوني ناشي از فقر آهن
فقر آهن يكي از شايعترين اختلالات تغذيهاي در كشورهاي در حال توسعه و مهمترين علت كمخوني تغذيهاي در كودكان و زنان در سنين باروري است كه با ايجاد گلبولهاي قرمز كوچك و كاهش ميزان هموگلوبين مشخص ميشود كه اين بيماري سبب اتلاف منابع و مراقبتهاي بهداشتي، كاهش بهرهوري در اثر افزايش ميزان مرگ و مير ابتلا به بيماري در مادران و كودكان و بالاخره كاهش ظرفيت جسمي و رواني در بخش بزرگي از جامعه ميشود. ميزان نياز به آهن ميزان نياز به آهن براساس سن، جنس و وضعيت فيزيولوژيكي افراد متفاوت است. مثلا زنان باردار به علت افزايش حجم خون، رشد جنين و جفت و ساير بافتها به آهن بيشتري نياز دارند. به همين دليل بيش از سايرين در معرض خطر كمخوني قرار دارند. در شيرخواران در صورت سلامت مادران، ميزان آهن موجود در شير مادر براي 6ـ4 ماه اول زندگي كافي است. ولي در مورد نوزاداني كه با وزن كم متولد ميشوند، ذخاير آهن كم بوده و بايد از 3 ماهگي آهن اضافي به صورت قطره خوراكي خورانده شود. همچنين بستن پيش از موقع بند ناف نيز به اين دليل كه نوزاد را از يك سوم كل خونش محروم ميكند، خطر فقر آهن را افزايش ميدهد. دلايل فقر آهن دلايل گوناگوني براي كمبود آهن وجود دارد كه از آن جمله ميتوان به علل زير اشاره كرد: 1 ـ دريافت ناكافي آهن به دليل رژيم غذايي مورد استفاده كه در آن آهن كمي وجود دارد، مانند بعضي از رژيمهاي گياه خواري. 2 ـ جذب ناكافي آهن در اثر اسهال، كاهش ترشح اسيد معده، مشكلات گوارشي يا تداخلات دارويي و داروهايي مثل كلستيرامين، سايمتيدين، پانكراتين، رانيتيدين و تتراسايكلين). 3 ـ افزايش نياز به آهن براي افزايش حجم خون در دوران نوزادي، نوجواني، بارداري و شيردهي. 4 ـ خونريزي زياد در دوران عادت ماهانه و يا در اثر جراحات يا ناشي از هموروييد (بواسير) يا بيماريهاي بدخيم و انگلها. كمبود آهن در مردان بزرگسال معمولا در اثر از دست دادن خون است. علايم كمخوني ناشي از فقر آهن بعضي از علايم كمخوني فقر آهن عبارتند از: رنگ پريدگي پوست، زبان و مخاط داخل لب و پلك چشمها، خستگي زودرس، سرگيجه و سردرد، خواب رفتن و سوزن سوزن شدن دست و پاها، حالت تهوع و در كمخوني شديد گود شدن روي ناخن(ناخن قاشقي). درمان كمخوني ناشي از فقر آهن براي درمان كمخوني از چند روش استفاده ميشود كه بهترين و كمخطرترين آنها استفاده از مكملهاي خوراكي است. درمان با نمكهاي ساده آهن مثل سولفات فروي خوراكي كاملا موثر بوده و به شكل قرص، كپسول يا مايع است و بايد مصرف آنها تا چندين ماه ادامه يابد. چنانكه اين قرصها با معده خالي مصرف شوند جذب آنها بهتر و بيشتر صورت ميگيرد، ولي در اين حالت سبب تحريك معده و بروز مشكلات گوارشي ميشوند. عوارض گوارشي ناشي از مصرف آهن نظير تهوع، دل پيچه، سوزش قلب، اسهال يا يبوست را ميتوان به حداقل رساند، به شرطي كه آهن را با ميزان بسيار كم مصرف كرده و به تدريج به ميزان آن افزوده تا به حد مورد نياز بدن برسد. بهتر است قرص آهن در آخر شب قبل از خواب استفاده شود تا عوارض ناشي از آن كاهش يابند. ويتامينC جذب آهن را افزايش ميدهد. به همين دليل معمولا مصرف ويتامين C به همراه آهن پيشنهاد ميشود. علاوه بر درمان دارويي بايد به ميزان آهن قابل جذب در غذا نيز توجه كرد. جذب آهن غذا اغلب تحت تاثير شكل آهن موجود در آن ميباشد. آهن موجود در پروتئينهاي حيواني مانند گوشت گاو، ماهي، پرندگان (آهن هم) بيشتر جذب ميشود، در حالي كه جذب آهن پروتئينهاي گياهي مانند سبزيها و ميوهها (آهن غيرهم) كمتر ميباشد. بايد توجه داشت كه ويتامينC جذب آهن سبزيها و ميوهها (آهن غيرهم) را بيشتر ميكند. مصرف چاي همراه يا بلافاصله بعد از غذا ميتواند جذب آهن را تا 50 درصد كاهش دهد. قهوه، تخممرغ، شير و لبنيات، نان گندم، حبوبات (حاوي اسيد فيتيك) و فيبرهاي غذايي جذب آهن را به علت تشكيل كمپلكسهاي نامحلول كاهش ميدهند. بنابراين فرآوردههاي حاوي آهن، طي يك ساعت قبل يا دو ساعت بعد از مصرف هر يك از اين مواد نبايد مصرف شود. منابع غذايي آهن دار منابع غذايي آهندار عبارتند از جگر، قلوه، گوشت قرمز، ماهي، زرده تخممرغ، سبزيهاي داراي برگ سبز تيره مانند جعفري، اسفناج و حبوبات، مثل عدس و لوبيا همچنين ميوههاي خشك (برگهها) بخصوص برگه زردآلو و دانههاي روغني. عوامل افزايش دهنده جذب آهن و منابع غذايي آنها: 1 ـ اسيد سيتريك و اسيد اسكوربيك (ويتامين C ) كه در آلو، خربزه، ريواس، انبه، گلابي، طالبي، گل كلم، سبزيها، آب پرتقال، ليمو شيرين، ليمو ترش، سيب و آناناس وجود دارند ميتوانند عوامل افزايش دهنده جذب آهن در بدن باشند. 2 ـ اسيد ماليك و اسيد تارتاريك كه در هويج، سيب زميني، چغندر، كدوتنبل، گوجه فرنگي، كلم پيچ و شلغم موجود است نيز سبب افزايش جذب آهن ميشوند. 3 ـ محصولات تخميري مثل سس سويا نيز در اين دسته از عوامل گنجانده ميشود. توصيههاي كلي زير را به كار ببنديد: 1 ـ استفاده از غذاهايي كه غني از آهن ميباشند. 2 ـ استفاده از منابع غذايي حاوي ويتامينC در هر وعده غذايي جهت جذب بهتر آهن (مثل پرتقال، گريبفروت، گوجه فرنگي، كلم، توت فرنگي، فلفل سبز، ليمو ترش) 3 ـ گنجاندن گوشت قرمز، ماهي يا مرغ در برنامه غذايي. 4 ـ پرهيز از مصرف چاي يا قهوه همراه يا بلافاصله بعد از غذا. 5 ـ برطرف كردن مشكلات گوارشي و يبوست. 6 ـ تصحيح عادات غذايي غلط (مثل مصرف مواد غير خوراكي مانند خاك، يخ) كه خود از علايم كم خوني فقر آهن مي باشند. 7 ـ مشاوره با پزشك و متخصص تغذيه جهت پيشگيري به موقع و يا بهبود كمخوني. 8 ـ استفاده از نانهايي كه از خمير ورآمده تهيه شدهاند. 9 ـ استفاده از خشكبار مثل توت خشك، برگه آلو، انجير خشك و كشمش كه منابع خوبي از آهن هستند. 10 ـ استفاده از غلات و حبوبات جوانه زده. 11 ـ شست و شو و ضد عفوني كردن سبزيهايي كه استفاده ميكنيد. 12 ـ شستن كامل دستها با آب و صابون قبل از تهيه مصرف غذا و پس از هر بار اجابت مزاج. 13 ـ مصرف روزانه يك قرص آهن از پايان ماه چهارم بارداري تا سه ماه پس از زايمان در زنان باردار. 14 ـ مصرف قطره آهن همزمان با شروع تغذيه تكميلي تا پايان 2 سالگي در كودكان فشار خون بالا چاقي و اضافه وزن مسلماً با فشارخون بالا ارتباط دارد. شيوع اين مشكل در افراد جوان دچار اضافه وزن دو برابر و در افراد مسن و چاق 50 درصد بيشتر از افراد داراي وزن طبيعي است. در مردان به ازاي هر 10 درصد افزايش وزن، فشار خون 6/6 ميليمترجيوه بالاتر ميرود. اكثر افراد مبتلا به پرفشاري علايمي ندارند، اما اين مشكل ميتواند سبب آسيب حاد يا مزمن به بخشهاي مختلف بدن شود. در مغز اين مشكل به مويرگهاي خوني آسيب ميرساند، در نتيجه سكته مغزي بروز ميكند. در چشمها، پرفشاري سبب آسيب به مويرگهاي خوني و بروز اختلال بينايي و در كليهها نيز سبب نارسايي كليه ميشود. ممكن است علايمي از قبيل سردرد، دردهاي قفسه سينه و تنگي نفس نيز بروز كند. مواردي از پرفشاري كه در حد مرزي هستند، اغلب بدون درمان باقي ميمانند. درمان غيردارويي شامل: كاهش نمك در رژيم غذايي، ترك سيگار، انجام ورزش منظم و استفاده از روشهاي شلكردن عضلات است. داروهاي ضد فشارخون نيز ممكن است تجويز شوند. چه غذاهايي مفيد هستند ؟
عموما اعتقاد پزشكان به اين است كه افراد دچار پرفشاري، نياز به كاهش دريافت سديم دارند. پتاسيم و كلسيم اضافي نيز ميتواند به كاهش فشارخون كمك كند. ـ موز، زردآلو، انجير، گريپفروت، هلو، انگور و آلو ميوههايي سرشار از پتاسيم هستند و سيبزميني، سير، براكلي، كدو سبز، قارچ و گوجهفرنگي و سبزيها سرشار از پتاسيم هستند. حبوبات نيز از اين نظر غنياند. ميوهها و سبزيها داراي مقدار كم سديم هستند و بايد به وفور مصرف شوند. در مطالعات مقايسهاي ميان گياهخواران با افراد غيرگياهخوار، مشاهده شده است كه متوسط فشارخون گياهخواران كمتر است. يكي از علل اين تفاوت را دريافت بيشتر پتاسيم در گياهخواران دانستهاند. ـ مركبات، توتها و سبزيهاي داراي برگ سبز، منابع خوب ويتامينC هستند. دريافت كم اين ويتامين با پرفشاري ارتباط دارد. مصرف مكمل ويتامين C در افراد دچار پرفشاري و همچنين افراد سالم سبب كاهش فشارخون ميشود. ـ گوشت و مرغ طبخ شده بدون نمك براي افراد دچار پرفشاري توصيه ميشود. براي معطركردن گوشت ميتوان از سبزيهاي معطر، ادويهها و ميوهها استفاده كرد. به عنوان مثال براي گوشت گوسفند از مرزنگوش و مريم گلي، براي مرغ از شويد و ترخون و براي جگر از پرتقال ميتوان استفاده كرد. ـ ماهي تازه، منجمد يا كنسروشده بدون آب نمك خوب هستند. ميتوان ماهي را با برگبو، شويد، فلفل قرمز و سياه، ادويهها، مركبات، سسهاي خانگي بدون نمك و ساير سبزيها معطر كرد. ماهيهاي حاوي اسيدهاي چرب مفيد از قبيل حلوا، قزلآلا و قباد چندين بار در هفته توصيه ميشوند. ـ سبزيهاي ريشهاي از قبيل سيبزميني، همچنين برنج، ماكاروني، رشتهها و حليم بدون نمك و همچنين مواد نشاستهاي داراي سديم كم هستند و ميتوان به عنوان پايهاي براي وعده غذايي از آنها استفاده كرد. ـ دانه كنجد و سبزيهاي برگ سبز، منابع كم سديم و تامين كننده كلسيم هستند. ـ سير نيز به كاهش فشارخون كمك ميكند. از چه غذاهايي بايد پرهيز كرد؟
ـ از سوسيس، كالباس، كنسرو گوشت، برگرها و ساير فرآوردههاي گوشتي به علت دارا بودن مقادير بالاي سديم بايد پرهيز كرد. سبزيهاي كنسروشده در آب نمك، زيتون شور، چيپس و ساير تنقلات شور نيز نبايد مصرف شوند. ـ ماهي دودي يا كنسروشده و تن ماهي سرشار از سديم هستند. ـ سسها، سوپها، قرصهاي گوشت، كنسرو لوبيا و ساير غذاهاي آماده مصرف ميتواند سبب تشديد بيماري شود. ـ مصرف الكل با فشاربالا ارتباط داشته و ميتواند سبب تشديد بيماري شود. ـ در طبخ به جاي كره و روغن نباتي جامد بهتر است از روغن زيتون، سويا و كانولا استفاده كرد. ـ مواد حاوي كافئين از قبيل قهوه، چاي، نوشابههاي كولا و شكلات، سبب افزايش فشارخون ميشوند و بايد در حد اعتدال مصرف شوند. چند نكته : ـ كاهش وزن و حفظ وزن طبيعي از اركان اساسي هر برنامه طراحي شده جهت مقابله با پرفشاري هستند. ـ نياز روزانه يك فرد بزرگسال به نمك يك دهم قاشق چايخوري است. مقادير بيشتر نمك فقط در شرايط آب و هوايي گرم و يا در طول شيردهي لازم است. در اين موارد يك قاشق چاي خوري نمك كافي خواهد بود. ـ براي كاهش فشارخون، پيادهروي سريع به مدت 30 تا 45 دقيقه، 3 تا 5 بار در هفته توصيه ميشود. ـ مصرف سيگار سبب تشديد پرفشاري شده بنابراين توصيه به ترك سيگار ميشود. کلسترول بالا خطر ابتلا به بيماري قلب و عروق و بروز حمله قلبي را ميتوان با بوجود آوردن تغييراتي كه ميزان كلسترول را پايين بياورد كاهش داد. توجه به اين نكته ضروري است كه به ازاي هر 1 درصد كاهش در مقدار كلسترول خون 2 درصد خطر كاهش مييابد. براي مثال پايين آوردن كلسترول خون به ميزان 15 درصد ميتواند خطر حمله قلبي را براي شما 30 درصد كاهش دهد. اكثر افراد ميتوانند مقدار كلسترول خون خود را تا ميزان مطلوب زير 200 پايين بياورند. مقدار كلسترول خون اساسا تحت تاثير مواد غذايي مصرفي و زمينه ارثي مقدار كلسترول خون ميباشد. خوردن غذاهايي كه چربيهاي اشباع شده زيادي دارند بيش از هر چيز شما را در خطر بالا رفتن كلسترول خون قرار ميدهند. كاهش كلسترول خون با كاهش دريافت كلسترول و چربي رژيم (مخصوصا چربي اشباع شده)، افزايش مصرف فيبرهاي غذايي محلول و ثابت نگهداشتن وزن در حد ايدهآل امكانپذير است. چربيهاي اشباع در گوشتها (مخصوصا گوشت قرمز مثل گوشت گاو و گوسفند) و لبنيات مثل خامه و كره وجود دارد. بعضي از محصولات قنادي مثل پايها، كيكها و كلوچهها نيز ميتوانند حاوي مقادير زيادي چربيهاي اشباع شده باشد. همراه با كاهش مصرف چربيهاي اشباع شده لازم است غذاهاي غني از نشاسته (كه بعضي از مواقع كربوهيدرات پيچيده ناميده ميشوند) بيشتر مثل غلات صبحانهاي، سيبزميني آبپز يا كبابي، برنج پخته، لوبيا، ماكاروني و نان مصرف كنيم. بايد به خاطر داشت كه اگر شما اضافه وزن داريد و مقدار كلسترول خونتان بالاست كاهش وزن ميتواند به پايين آوردن كلسترول خون كمك كند. براي كساني كه به درمان پيشرفتهتري نياز دارند درمانهاي دارويي مؤثر در دسترس ميباشد. سبوس جو يك منبع غني از فيبر محلول ميباشد. نكتهاي كه درباره اين ماده مطرح است اين است كه به نظر ميرسد اين ماده كلسترول LDL كه رسوب چربي در سرخرگها را ايجاد ميكند كاهش داده، ولي سطح كلسترول محافظت كننده HDL را بالا ميبرد. غذاهاي ديگر غني از فيبر محلول شامل انواع لوبيا، عدس و بعضي از ميوهها ميباشند. از آنجا كه تمام اين غذاها از دو جنبه كمچربي بودن و فيبر بالا مفيد هستند، مصرف روزانه آنها مفيد است. چند راهنمايي ساده براي شروع در اينجا آورده شده است. اين تغييرات در رژيم غذايي ميتواند به كاهش مقدار كلسترول خون كمك كند. ـ مواردي كه بايد در رژيم غذايي كاهش داد: به جاي غذاهاي سرخ شده، از كباب شده استفاده كنيد. چربيهاي اضافي را از غذاها و خوراكهاي گوشتي حذف كنيد. بجاي پنير چرب از انواع كم چربي استفاده كنيد. سعي كنيد به جاي خامه از ماست كم چربي استفاده كنيد. به جاي شير چرب از شير پاستوريزه كمچربي استفاده كنيد. غذاهاي چرب مانند كلوچه ها، پاي ها، كيكها و شيرينيها را محدود كنيد. از قسمتهاي كم چرب گوشت استفاده كنيد. تمام چربيهاي قابل رؤيت را جدا كنيد و از مرغ و ماهي بيشتر از گوشت قرمز استفاده كنيد. ـ مواردي كه بايد در برنامه غذايي خود افزايش دهيد: غذاهاي گياهي: سبزيجات، حبوبات و بقولات مانند انواع لوبيا و عدس و غيره غذاهاي تهيه شده از غلات، غلات صبحانه، ماكاروني، برنج، نان، ميوهها آنچه مسلم است هيچ يك از مواد غذايي به خودي خود مضر نميباشند، بلكه تركيب غلط آنها در يك رژيم غذايي نامناسب است كه مشكل آفريني ميكند. چه تغييرات ديگري بايد انجام گيرد؟ علاوه بر اين كه يك رژيم خوب ميتواند نقش مهمي در كاهش بيماري قلبي داشته باشد، موارد ديگري را نيز بايد رعايت كرد. پس براي اينكه يك قلب سالم داشته باشيد: ـ سيگار را ترك كنيد. ـ وزنتان را در محدوده مطلوب نگه داريد. ـ استرس نداشته باشيد. ـ به طور مرتب ورزش كنيد نقرس(افزایش اسید اوریک) تاثير تغذيه در كاهش اسيداوريك خون و بيماري نقرس نقرس يا Gout بيماري است كه خود را با علايم افزايش اسيداوريك خون، التهاب مفصلي دردناك و رسوب كريستالهاي اورات سديم و سنگهاي كليوي اسيداوريكي نشان ميدهد. طبق آمار موجود از هر هزار مرد حدود 7 نفر و از هر هزاران زن حدود يك نفر به اين بيماري مبتلا ميشوند. ميزان بروز اين بيماري در مردان با ميزان اسيداوريك خون ارتباط دارد، بطوري كه در اسيد اوريك كمتر از 7 ميليگرم در دسيليتر، اين ميزان 1/0 و در اسيد اوريك بالاي 9 ميليگرم در دسيليتر، ميزان بروز اين بيماري به 5 درصد ميرسد. (عدد طبيعي اسيداوريك در خانمها بين 6 ـ 2.6 و در آقايان 7.2 ـ 3.5 ميليگرم در دسيليتر است) نقرس در اثر توليد بيش از حد يا دفع كمترازحد اسيد اوريك (يا هر دو) بوجود ميآيد. از ميزان600 تا 700 ميليگرم اسيد اوريكي كه روزانه دفع ميشود، يك سوم از رژيم غذايي (پورين موجود در مواد غذايي مصرفي) و دو سوم از منابع داخلي بدن حاصل ميشود. ده درصد موارد نقرس بر اثر توليد بيش از حد اسيداوريك و 90 درصد آن بر اثر كاهش دفع اسيداوريك است. برخي از داروها و اختلالات و بيماريها هم ميتوانند عامل افزايش غلظت سرمي اسيد اوريك باشند. داروهايي كه ميتوانند در اين زمينه نقش داشته باشند عبارتند از: مصرف طولاني مدت و زياد داروهاي مدر، لوودوپا، اسيد نيكوتينيك، پيرازيناميد و … . مصرف الكل و مشروبات الكلي نيز از عوامل افزايش اسيد اوريك خون ميباشد. از اختلالاتي كه ميتواند منجر به افزايش اسيداوريك خون شود ميتوان به لوسميها (سرطان خون)، لنفوم، نارسايي كليه، گرسنگيهاي طولاني و مفرط، چاقي، مسموميت با سرب و … اشاره كرد. شايعترين علامت بيماري نقرس در كنار افزايش سطح اسيداوريك خون، التهاب مفصلي دردناك است. همان طور كه گفته شده معمولا به صورت درد در مفصل اندام تحتاني و در درجه اول انگشت شست پا است كه البته ساير محلهاي گرفتاري به ترتيب شيوع بعد از مفصل انگشت شست پا، ميتواند مچ پا، پاشنهها، زانوها، مچ انگشتان دستها و آرنج باشد. درمان تغذيهاي در بيماري نقرس و افزايش اسيد اوريك خون همانطور كه گفته شد، نقرس يك ناهنجاري متابوليسم پورين است كه علامت مشخصه آن سطوح غيرطبيعي و بالاي اسيد اوريك در خون و رسوبات اورات سديم در بافتهاي نرم و استخواني نظير مفاصل و غضروفها و تاندونها است. بنابراين يكي از مهمترين مسايل در رژيم غذايي اين بيماري اعمال برخي محدوديتها در پورين رژيم دريافتي، خصوصا در مرحله حاد بيماري ميتواند باشد. رژيم محدود از پورين به مثابه يك كمك فرعي براي درمان دارويي جهت كاهش ترشح اسيد اوريك تا ميزان 200 تا 400 ميلي گرم در روز ميتواند كمك كننده باشد (همان طور كه گفته شد حدود 700 ـ 600 ميليگرم اسيد اوريك از يك فرد عادي روزانه دفع ميشود) و ميزان سطح اوريك را تا يك ميليگرم در دسيليتر پايين بياورد. در رژيم محدود از پورين، دريافت پورين به حدود 150 ـ 120 ميليگرم در مقايسه با دريافت روزانه معمولي آن كه عددي بين 600 تا 1000 ميليگرم در روز است، محدود ميگردد. اين رژيم به عنوان يك عامل كمكي در بيماري نقرس و ساير ناهنجاريهاي موثر بر متابوليسم پورين تجويز ميشود و براي پايين آوردن سطح اوريك در بدن طراحي شده است. در اين رژيم منابع غذايي سرشار از پورين نظير جگر، اندامهاي غدهاي، ماهي و غذاهاي دريايي، گوشت، لوبيا، نخود، زردچوبه، قارچ خوراكي، گل كلم و اسفناج با توجه به شرايط بيمار محدود ميشود. مصرف اين غذاها در طي حمله حاد نقرس مجاز نميباشد و هنگاميكه مرحله حاد فروكش ميكند فرد مجاز به مصرف يك سهم غذايي 60 گرمي از اين غذاها خواهد بود. بيماران ميتوانند غذاهايي را كه اساسا عاري از پورين است به دلخواه مصرف نمايند. اين غذاها عبارتند از نان و غلات، شير و فرآوردههاي لبني، تخممرغ، ميوهجات، سبزيجات و نوشيدنيهاي غير الكلي. مصرف روزانه پروتئين به حدود 8/0 گرم به ازاي هر كيلوگرم وزن بدن محدود ميشود (ميزان مصرف پروتئين يك فرد عادي حدود 1 گرم به ازاي هر كيلوگرم وزن بدن است. مثلا يك فرد 70 كيلوگرميبه 70 گرم پروتئين نيازمند ميباشد). مصرف روزانه گوشت نبايد از 120 ـ90 گرم بيشتر باشد. براي افزايش دفع اسيد اوريك لازم است بيماران رژيم غذايي سرشار از كربوهيدرات (مثل نان، برنج، ماكاروني، غلات و …) و كمچربي داشته باشند و خصوصا در وعدههاي شام از خوردن غذاهاي سنگين و زياد پرهيز كنند. كنترل و حفظ وزن مطلوب براي اين بيماران از اهميت خاصي برخوردار است. بنابراين بايد سعي كنند با رعايت رژيم غذايي متعادل و انجام حركات ورزشي و خصوصا پيادهروي وزن خود را در حد ايدهآل حفظ كنند. براي رقيق كردن ادرار و تسريع دفع اسيد اوريك و پيشگيري از رسوب اورات در كليهها و تشكيل سنگهاي كليوي نوشيدن آب و مايعات به مقدار فراوان براي اين بيماران توصيه ميشود، بطوري كه روزانه نوشيدن حدود 3 ليتر مايعات براي اين بيماران ضروري و لازم دانسته شده است. بيماران بايد از نوشيدن نوشيدنيهاي حاوي الكل اجتناب كنند. زيرا الكل ترشح دفع اورات توسط كليهها را مهار ميكند. در انتها قابل ذكر است كه داشتن وزن ايدهآل و رژيم غذايي مطلوب و مناسب ميتواند تا حدود زيادي بيماران را از مصرف دارو و عوارض حاصل از بيماري محفوظ نگه دارد سرما خوردگی(آنفولانزا) سلامتي مجاري تنفسي وابسته به دريافت هواي فاقد ميكروب و آلودگي است. بيش از 200 نوع ويروس شناخته شده است كه به دستگاه تنفسي فوقاني اثر گذاشته و باعث سرماخوردگي ميشوند. در اغلب موارد سرماخوردگيها خفيف بوده و به طور معمول براي حدود يك هفته باقي ميمانند. آنفلوانزا نامياست كه به عفونت ويروسي بسيار شديد نسبت داده ميشود و اين عفونت نيز بر دستگاه تنفسي فوقاني تاثير ميگذارند. نام آنفلوانزا از اين باور قديمي منشاء ميگيرد كه اين بيماري را ناشي از تاثيرات ماوراالطبيعه ميدانستهاند. علايم سرماخوردگي به طور معمول دو تا سه روز پس از ورود ويروس به بدن ظاهر ميشود. شايعترين علايم شامل: گلودرد، گرفتگي و يا ريزش آب بيني، سرفه، عطسه و درد قسمتهاي دست و پاست. خستگي، ريزش آب از چشمها و مشكلات خوابيدن نيز ممكن است رخ دهند. در صورتي كه علائم، بيش از يك هفته باقي بمانند و به همراه سردرد شديد، ضعف، از دست دادن اشتها و تهوع نيز باشند احتمال اين كه بيماري به علت ويروس آنفلوانزا باشد بيشتر است. بروز تب نيز به طور معمول شايع است. بايد توجه كرد كه در موارد عفونتهاي ويروسي دستگاه تنفسي فوقاني، علت بيماري را نميتوان برطرف كرد و فقط درمان علائم امكان پذير است. به هنگام سرماخوردگي استراحت زياد، مصرف فراوان مايعات و قرقره كردن آب نمك ولرم به بهبود علائم كمك ميكند. مصرف قرصهاي مسكن به رفع سردرد و كاهش تب كمك ميكنند. تنها در مواردي كه به دنبال عفونت ويروسي، عفونت باكتريايي نيز بروز ميكند، آنتيبيوتيكها مفيد واقع ميشوند. كودكان، سالمندان، زنان باردار و افرا د دچار مشكلاتي از قبيل ديابت و بيماريهاي كليوي به توصيههاي پزشكي بيشتري نياز دارند. گاهي اوقات، براي گروه سالمندان (در خطر) به منظور پيشگيري از ابتلا به عفونت، استفاده از واكسن توصيه ميشود. چه غذاهايي براي سرماخوردگي مفيد هستند؟ براي اين كه سيستم ايمني بدن به بهترين نحو به وظيفهاش كه مبارزه عليه ويروسهاي سرماخوردگي و آنفلوانزا است، عمل كند بايد مواد مغذي حياتي را دريافت كند. از جمله منابع اصلي طبيعي تامينكننده ويتامين ث كه در درمان سرماخوردگي موثرند عبارت اند از: ـ پرتقال، گريپ فروت، انواع توت، فلفل دلمهاي، توت فرنگي، سيب زميني و سبزيجات برگ سبز از قبيل انواع كلم. دريافت زياد و منظم ويتامين ث به كاهش بروز، شدت و طول مدت سرماخوردگي كمك ميكند. ـ غلات سبوسدار و حبوبات، منابع غذايي خوب يكي از ويتامينهاي گروه ب به نام پانتوتنيك اسيد هستند. كمبود پانتوتنيك اسيد، سبب بروز عفونتهاي مكرر دستگاه تنفسي فوقاني ميشود. ـ سير داراي آهن، روي و آليسين است كه سبب تقويت سيستم ايمني و كمك به كاهش خطر عفونتهاي ويروسي ميشود. ـ ماهي قباد، قزلآلا، ساردين و ماهيهاي روغني غني از اسيدهاي چرب امگا 3 هستند. همچنين تخم كتان، دانه كدو حلوايي و روغن شاهدانه نيز از ديگر منابع خوب امگا 3 هستند. ـ دانه كنجد، تخمه كدو حلوايي و آفتابگردان منابع غني اسيدهاي چرب امگا 6 هستند. اين اسيدهاي چرب در مبارزه عليه عفونتهاي سرماخوردگي به سلولهاي دستگاه تنفسي كمك ميكنند. ـ جگر، انواع ماهي از جمله قزلآلا، قباد و شاه ماهي، كره و تخممرغ منابع ويتامين آ هستند. هويج، انبه، سيبزميني، زردآلو، كدو حلوايي و سبزيجات سبز تيره نيز تامينكننده بتاكاروتن هستند كه در بدن به ويتامين آ تبديل ميشوند. عفونتهاي مكرر تنفسي در كودكان با كاهش ذخاير ويتامين آ مرتبط است. يك رژيم غذايي متنوع و مخلوط حاوي اين غذاها، مواد كافي براي يك كودك در حال رشد را تامين ميكند. ـ ماهي، مرغ، گوشت قرمز بدون چربي، لبنيات و مخلوطي از حبوبات مغزها، دانهها و غلات سبوسدار، تامين كننده پروتئين هستند. كمبود دريافت پروتئين خطر ابتلا به عفونت را افزايش ميدهد. ـ گوشت، شير، غلات و حبوبات تامين كننده ويتامينهاي بـ6 و پانتوتنيك اسيد هستند كه براي تامين سلامتي سيستم ايمني از اهميت بسياري برخوردارند. ـ غلات صبحانه (برشتوك)، نان و عصاره مخمر، تامين كننده اسيدفوليك هستند كه براي سلامتي و تقويت سيستم ايمني ضروري است. به علاوه چغندر، لوبيا چشم بلبلي و انواع كلم منابع خوب فولات (فرم طبيعي اسيد فوليك) هستند. ـ انواع صدف، گوشتهاي قرمز بدون چربي و غلات سبوسدار حاوي روي هستند. روي يك ماده معدني مورد نياز براي سيستم ايمني است. از چه غذاهايي پرهيز كنيم؟ غذاهاي آماده بسته بندي شده و كنسروها از لحاظ ويتامينها و مواد معدني فقير هستند. بنابراين به جاي مصرف اين نوع غذاها از انواع ميوه و سبزيجات تازه، گوشت، ماهي، غلات، مغزها و دانهها استفاده كنيد. نكته: استفاده از بخور براي رفع گرفتگي بيني كمك ميكند. براي اين كار، به مدت 10 دقيقه سر را بر روي بخارات يك ظرف آب در حال جوشيدن بگيريد. بهتر است دستمال يا حولهاي را روي سر بگذاريد و اين عمل را سه بار در روز تكرار كنيد. ميتوان مقداري روغن منتول يا اوكاليپتوس به آب در حال تبخير اضافه كنيد تا عمل تنفس را تسهيل كند. ـ مقدار زيادي مايعات مصرف كنيد. در طول حملات شديد آنفلوانزا، بهتر است از مايعات مقوي و مغذي مثل انواع سوپها و آشها به عنوان جايگزين وعده اصلي استفاده كنيد. البته به شرطي كه تعادل صحيحي از انواع مواد مغذي را دارا باشد. ـ تا جايي كه ميتوانيد استراحت كنيد. سيستم ايمني براي تجديد قوا به استراحت نياز دارد. عدم توجه به علائم يك عفونت ويروسي و سعي در ادامه كار و فعاليت در حين بيماري، مدت ابتلا را طولاني ميسازد پوکی استخوان پوكي استخوان حالتي است كه در آن استخوان شكننده شده و احتمال شكستگي با ضربات كوچك افزايش مييابد. پوكي استخوان از گرفتاريهاي بسيار شايع جوامع بشري است كه بعد از سن 35 سالگي روند آن در انسان آغاز ميشود. حدود نيمياز زنان مسنتر از 45 سال و 90 درصد زنان مسنتر از 75 سال به بيماري پوكي استخوان مبتلا ميشوند. مردان مسن نيز به پوكي استخوان مبتلا ميشوند كه البته ميزان ابتلاي آنان كمتر از زنان است. به طور تقريبي از هر سه زن يك نفر و از هر دوازده مرد يك نفر به پوكي استخوان مبتلا ميشوند و اين امر در سال منجر به ده هزار شكستگي ناتوان كننده در مبتلايان ميشود كه متاسفانه تعداد اندكي از مبتلايان به پوكي استخوان مورد بررسي و ارزيابي قرار ميگيرند. پوكي استخوان عارضهاي است كه با بالارفتن سن بوجود ميآيد. در نتيجه از استحكام بافت و املاح استخواني كم شده و از مقاومت آن كاسته ميشود. استخوان انسان در سن كودكي خاصيت ارتجاعي و تحمل فشار زيادتري را دارد و به تدريج سفت و محكم شده و از مقاومت آن كاسته ميشود و اين مسئله در سن 20 سالگي به اوج خود ميرسد و بين سن 20 تا 35 سالگي استحكام استخوان به همان قوت باقي ميماند. به همين دليل در افراد جوان ضربات بسيار شديد مثل تصادفات ميتواند منجر به شكستگي استخوان شود، اما از اين سن به بعد بتدريج و با سرعتي كم از تراكم استخوان كاسته ميشود و استخوانها با بالا رفتن سن پوك ميشوند. در زنان بعد از يائسگي به علت توقف ترشح هورمونهاي زنانه و نقش مهم اين هورمونها در استحكام استخوان ها، شيوع پوكي استخوان زيادتر ميشود. چه كساني در معرض پوكي استخوان قرار دارند؟ به طور تقريبي و با احتمال بسيار زياد همه ما در معرض پديده ناخوشايند پوكي استخوان قرار داريم. ـ افراد مسن در معرض ابتلاي بيشتري قرار دارند. ـ عارضه پوكي استخوان در نزد خانمها بعد از سن يائسگي بسيار شايع است به ويژه اگر يائسگي زودرس در خانمها ايجاد شده باشد. ـ تحريك بدني و ورزش باعث استحكام استخوانها در هر سني ميشود. عدم تحرك و استراحت زياد باعث تحليل استخوانها و پوكي آن ميشود و دردهاي استخواني را بيشتر ميكند. ـ گاه پوكي استخوان در برخي از خانوادهها بيشتر ديده ميشود. همچنين در بعضي نژادها مثل بعضي از نژادهاي آسيايي اين پوكي بيشتر است. ـ تغذيه نقش مهمي در پوكي استخوان به عهده دارد. افرادي كه كلسيم كافي در رژيم غذايي آنها وجود ندارد و يا ويتامين D كافي دريافت نميكنند، در معرض ابتلاي بالاتري هستند. ـ همچنين اثر مصرف سيگار، الكل و قهوه زياد هم در پوكي استخوان ثابت شده است. ـ كساني كه خود سيگار ميكشند يا همنشين سيگاريها هستند، در معرض پوكي استخوان زودرس قرار دارند و زناني كه سيگار ميكشند دچار پوكي استخوان شديدتري ميباشند. ـ استفاده طولاني از كورتونها و يا داروهاي ادرارآور ميتواند باعث پوكي استخوان شود. البته بايد دانست كه مصرف يك يا چند آمپول كورتون در سال چنين اختلالي ايجاد نميكند. ـ افرادي كه از بعضي اختلالات هورموني مشخص رنج ميبرند مثل پركاري تيروئيد و پاراتيروييد كمكاري غدد جنسي و بيماري كوشينگ در معرض ابتلاي بالاتري براي پوكي استخوان هستند. آيا پوكي استخوان علامتي دارد؟ متاسفانه بايد گفت به طور معمول پوكي استخوان قبل از بروز عوارض آن علامتي ندارد. علايم هنگامي ايجاد ميشود كه شكستگي اتفاق افتاده باشد. درد ناگهاني و شديد در ستون فقرات ميتواند از علايم شكستگيهاي ستون فقرات باشد. ممكن است شكستگي مهره بدون درد اتفاق افتد و به صورت خميدگي ستون فقرات و كاهش قد بيمار ديده شود. اگر چه عكس برداري با اشعه ايكس به تشخيص شكستگي كمك ميكند، ولي براي تشخيص زودرس آن روش مناسبي نيست. پس بهتر است كليه افراد كه در معرض خطر پوكي استخوان قرار دارند قبل از شروع عوارض، مورد ارزيابي قرارگيرند و در صورت مبتلا بودن اقدامات پيشگيرانه اعمال شود. بهترين روش براي تشخيص پوكي استخوان، سنجش تراكم استخوان يا دانسيتومتري است. خوشبختانه امروزه براي سنجش تراكم استخوان دستگاههاي جديدي ساخته شدهاند كه ميتوانند با دقت نسبتا زيادي تراكم استخواني و نسبت آن با استخوان سالم و سن مناسب را اندازهگيري كنند. آزمايش سنجش تراكم استخواني بدون درد است و تنها چند دقيقه طول ميكشد، همچنين احتياج به آمادگي قبلي ندارد و در طي آن دارويي مصرف نميشود. اين سنجش پزشك را قادر ميسازد تا شدت پوكي استخوان را ارزيابي كند و در نتيجه استحكام استخوان را بسنجد. بنابراين بهترين روش پيشگيري از پوكي استخوان و عوارض آن رعايت رژيم غذايي مناسب، فعاليت ورزشي مناسب و دوري از عوامل كمك كننده در افزايش پوكي استخوان مانند مصرف سيگار (به ويژه تمام موارد ذكر شده تا قبل از سن 35 سالگي) و ارزيابيهاي لازم براي تعيين ميزان تراكم استخواني است. جلوگيري از پوكي استخوان ميتوان با روشهاي بسيار سادهاي خطر پوكي استخوان را كاهش داد: با اطلاع از وضعيت استخوان به ويژه در خانمها در دوران نزديك به يائسگي، بوسيله مشورت با پزشك، بكار بردن روشهاي تشخيص مناسب و در صورت نياز تجويز داروهاي ويژه ميتوان از پيشرفت بيماري و عوارض حاصل آن پيشگيري كرد. تغذيه مناسب از روشهاي بسيار مؤثر براي پيشگيري از پوكي استخوان است. غذاي انسان بايد محتوي پروتئينها و املاح كافي و ويتامينهاي لازم باشد تا روند پوكي استخوان كندتر شود. بهترين منبع كلسيم و پروتئين: شير(لينك)، پنير، ماست(لينك) و غذاهاي دريايي به ويژه ماهي است. كلسيم يكي از اجزاي سازنده استخوان است و غذاي روزانه هر فرد بالغ بايد حداقل حاوي 1000 تا 1200 ميليگرم كلسيم باشد. البته اين مقدار نياز در زنان باردار، شيرده، يائسه، افراد مسن و بچهها بيشتر بوده و بين 1500 تا 2000 ميليگرم است. همانطوريكه گفته شد فرآوردههاي لبني مانند شير(لينك)، ماست(لينك)، پنير، كشك و قرهقوروت از منابع بسيار خوب و مهم كلسيماند. ساير منابع حاوي كلسيم عبارتند از: سبزيجات برگ سبز، كلم پيچ، شلغم، هويج، پرتقال، انگور و توت فرنگي، خرمالو، زيتون، جعفري، اسفناج، كرفس، كشمش، بادام، پسته، گردو، حبوبات و غذاهاي دريايي مانند ماهي به ويژه ماهي تن، كيلكا و ساردين. پوكي استخوان يكي از مهمترين عوارض كاهش مصرف كلسيم است و در صورت همراهي با عواملي مانند كمبود ويتامين C ،كمبود ويتامين D ، درمان با استروئيدها (كورتون)، بيحركتي، مصرف الكل و … بر شدت آن افزوده ميشود. پس بياييم با رعايت نكات زير حافظ سلامتي استخوانها و جلوگيري از پوكي استخوان خود در سن ميانسالي و پيري باشيم. 1 ـ هم اكنون كه مقدار نياز روزانه كلسيم خود را ميدانيد، سعي كنيد به ميزان لازم از مواد حاوي كلسيم در روز استفاده كنيد تا دچار كمبود ميزان كلسيم نشويد. اين ذخيرهسازي به ويژه در دهه دوم و سوم زندگي بسيار پراهميت است. در صورتي كه نميتوانيد مقدار لازم كلسيم را از فرآوردههاي غذايي طبيعي تهيه كنيد، براي جلوگيري از اين بيماري ناخوشايند سفارش ميشود به مصرف تركيبات مكمل موجود در بازار بپردازيد. 2 ـ ويتامين D براي سلامتي استخوانها و جذب كلسيم لازم و ضروري است. بنابراين زماني را در بيرون از خانه بگذرانيد تا آفتاب بتواند پوست شما را براي ساختن ويتامين D تحريك كند. 3 ـ به طور منظم ورزش كنيد. استخوانهاي اطفال با ورزش كردن محكم ميشوند و رشد طبيعي خواهند داشت. البته افراد بالغ هم بايد تحرك كافي داشته باشند. استراحت و عدم تحرك باعث تحليل بافت استخواني ميشود. بهترين، مفيدترين و بيخرجترين ورزش براي انسانهاي بالغ و به ويژه افراد مسن پيادهروي است. توجه داشته باشيد كه ورزشهاي تحمل وزن، مثل پياده روي نقش مهمي در رسوب كلسيم در استخوانها دارند. ورزشهايي كه فشار و تحمل استخواني ندارند كمتر از ورزشهاي تحمل وزن در اين مسئله اثر مثبت دارند. 4 ـ از مصرف مواد افزايش دهنده پوكي استخوان مانند الكل، سيگار، قهوه فراوان و … خودداري كنيد. 5 ـ جايگزيني هورمونهاي زنانه در خانمهاي يائسه زير نظر پزشك ميتواند مانع پوكي استخوان زودرس شود. درمان پوكي استخوان اگر پس از سنجش تراكم استخوان، معلوم شد كه مبتلا به پوكي استخوان هستيد با نظر پزشك خود ميتوانيد تحت درمانهاي زير قرار بگيريد. درمانهاي متفاوتي هم اكنون براي پوكي استخوان وجود دارد كه هر كدام با توجه به شرايط بيمار براي وي انجام ميگيرد. از جمله تجويز تركيبات حاوي كلسيم و ويتامينD ، تجويز تركيبات فلورايد و داروهاي كاهنده سرعت پوكي استخوان مانند Alendronate , Etidronate و … كه تمام موارد ذكر شده بسيار پرخرج و گران هستند و تنها مورد اول يعني كلسيم و ويتامين D قابل دسترستر، كم هزينهتر و براي عموم قابل استفادهتر است. در نهايت در نظر داشته باشيد كه تغذيه مناسب سرشار از كلسيم و پروتئين، فعاليت و دوري از عدم تحرك و انجام ورزشهاي مناسب از زمان كودكي و نوجواني، بهترين و كمخرجترين توشه و روش پيشگيري براي جلوگيري از پوكي استخوان است. واریس واريس بيماري است كه در طي آن ديواره وريدها دچار تورم و برآمدگي پياز مانند ميشوند. اين مشكل به طور عمده در ديواره وريدهاي قسمت تحتاني ساق پا ديده ميشود. هر وريد يا سياهرگ داراي دريچههاي كنترل كننده جريان خون است. واريس هنگامي رخ ميدهد كه اين دريچهها دچار نارسايي شده باشند و به فعاليت طبيعي خود ادامه ندهند. يكي از علل به وجود آورنده اين حالت، فشارهاي درون لوله گوارشي مثلا به دليل ابتلا به يبوست است. بعضي از سياهرگهاي واريسي به طور عميقي درون ساق پا قرار داشته و قابل مشاهده نيستند. واريس ميتواند منجر به كاهش تامين مواد مغذي براي پوست و ماهيچه شود و در نتيجه قانقاريا و زخم ايجاد كند. علامت اصلي اين بيماري درد و تورم خفيف در قوزك پا و بد منظره شدن ناحيه مبتلا به واريس است. برخي مواقع نيز هيچ علامتي مشاهده نميشود. روشهاي درماني شامل پوشيدن جورابهاي محكم مخصوص واريس و نشستن در حالتي است كه پاها در سطحي بالاتر از قلب قرار داشته باشند (به طور مثال قرار دادن پاها بر روي يك صندلي در حالت نشستن و يا دراز كشيدن بر روي زمين). در اغلب موارد براي برطرف كردن مشكل واريس، عمل جراحي مورد نياز است. چه غذاهايي مفيد هستند؟ برطرف كردن يبوست گام نخست در بهبود اين بيماري است. يبوست فشار وارد بر سياهرگهاي ساق پا را افزايش ميدهد و منجر به تشكيل واريس ميشود. رژيم غذايي غني از فيبر سبب كاهش يبوست و پيشگيري از بروز واريس ميشود. ـ براي حجيم كردن مدفوع و پيشگيري از يبوست مصرف غلات صبحانه سبوس دار، نان سبوسدار، پاستا و برنج توصيه ميشود. غلات غني از فيبر نامحلول، مدفوع را حجيم كرده و آب را در خود نگه ميدارند. مدفوع حاصل شده نرمتر و بزرگتر بوده و آسانتر از دستگاه گوارش عبور ميكند. بدين ترتيب فشار كمتري به وريدهاي پا وارد ميشود. اين نكته حائز اهميت است كه افزايش دريافت فيبر در رژيم غذايي بايد همراه با افزايش دريافت آب، حداقل به ميزان 6 ليوان در روز باشد. ـ سبزيجات داراي برگ سبز و انواع كلم به وسيله تامين فيبر نامحلول به ويژه در طول دوران بارداري اهميت دارد. چرا كه در اين زمان، سطوح بالاي هورمون پروژسترون سبب آهسته كردن انقباضات روده بزرگ ميشود و احتمال بروز يبوست را افزايش ميدهد. ـ مركبات به ويژه پرتقال و گريپ فروت همچنين شاتوت، توت فرنگي، فلفل دلمه و انواع سبزيجات داراي برگ سبز تامين كننده ويتامين C هستند. اين ويتامين براي حفظ استحكام كلاژن ضروري است. كلاژن مادهاي است كه به حفاظت از ديواره رگها كمك ميكند. فقدان ويتامين C در رژيم غذايي منجر به پارگي وريدهاي كوچك و بدتر شدن واريس وريدها ميشود. ـ مصرف عصاره شاتوت در افراد دچار واريس سبب كاهش نشت ديواره نازك رگهاي خوني ميشود. اين عصاره داراي آنتي اكسيدانهايي به نام آنتوسيانيدين است. آنتوسيانيدينها به بهبود بافت پيوندي آسيب ديده ديواره وريدهاي متورم كمك ميكند. مصرف ميوه شاتوت نيز اثر مشابهي در رفع اين مشكل دارد. ـ مغزها، دانهها و ماهيهاي روغني حاوي اسيدهاي چرب ضروري هستند. مصرف مقداري از اين غذاها به طور روزانه براي كمك به استحكام ديواره وريدها ضروري است. از چه غذاهايي بايد پرهيز كرد؟ ـ كره، مارگارين، روغنها، كيك، شيريني، شكلات، پاي و بيسكويت سرشار از چربي بوده و تامين كننده مقدار زيادي انرژي هستند كه احتمال افزايش وزن و واريس وريدي را افزايش ميدهند. ـ هر غذايي كه به طور تجربي سبب بروز يبوست ميشود بايد به ميزان كمتر و يا به طور تركيبي همراه با غذاهاي ملين مصرف شود (اصليترين مواد غذايي ملين شامل آلو، انجير و زرشك است). چند نكته: ـ كاهش وزن اضافي براي افرادي كه اضافه وزن دارند ضروري است. فشار وارد به رگها در نتيجه حمل چربي اضافي بدن با افزايش خطر واريس مرتبط است. ـ ورزش منظم به سوزاندن انرژي اضافي و همچنين درمان واريس كمك ميكند مديريت وبلاگ نظر
|
|
+ نوشته شده در
ساعت توسط mostafa |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
سلام به همه دوستانی که به سلامت خود و دیگران اهمیت می دهند
|
| پیوندهای روزانه |
|
محاسبه طول عمر آرشیو پیوندهای روزانه |
| آرشیو موضوعی |
|
آنفلو آنزای پرندگان چیست ؟ روزحهانی ایدز دیابت را بهتر بشناسیم سرطان ریه چیست؟ اهمیت خواب کودک روز جهانی شیر مادر روز جهانی مواد مخدر نظر سنجی sms نابودی مالاریا |
|
RSS
|